مدیر دیجیتال مارکتینگ
تجربه کاری مدیر دیجیتال مارکتینگ در زینو دیجیتال
امتیاز ۱.۰ از ۵ (آذر ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۱).
به نظر من تیم دیجیتال مارکتینگ شرکت زینو دیجیتال واقعا به سمت هدفش حرکت نمیکرد و رفتار بعضی از اعضا با توجه به موقعیت شغلیشون، فاصله زیادی با احترام و همدلی داشت. برخوردها خیلی از بالا به پایین بود و گاهی احساس میشد که ارزش و توان افراد دیگر برایشان چندان مهم نیست. محصول تازه عرضهشده هم به دلیل مشکلاتی که وجود داشت، به نظر میرسید در همان ابتدای کار با چالشهای زیادی روبهرو باشد و به خاطر تحریمها، دسترسی به مشتریان مطلوب هم محدود بود. این تجربه نشان میدهد که در تیم مدیریت دیجیتال مارکتینگ، اخلاق حرفهای و تعامل مؤثر با همکاران و مشتریان از اهمیت زیادی برخوردار است تا بتوان به نتایج مطلوب رسید.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نظرم این شرکت فرایند مصاحبهای خیلی طولانی و بدون هماهنگی داشت و تجربهام از اون خیلی توی ذهنم مونده. وقتی وارد ساختمان شدم فکر میکردم کار بهزودی تمام میشه و بعد از این مرحله قرارداد رو بذارن رو میز، اما واقعا اینطور نبود. فضای شرکت ظاهرا خیلی شیک و بزرگ بود و بیشک یکی از بخشهای خوب تجربهام اونجا راحته. دو نفر از تیم فنی در یک اتاق شیشهای نشستند و توضیح مراحل کار را آغاز کردند. ابتدا یک مجموعه۱۲ سوال کدنویسی/الگوریتمی روی کامپیوتر جلوی من گذاشتند و یک ساعت وقت دادند تا بدون اینترنت به آنها پاسخ بدهم. تقریبا همه را سر وقت جواب دادم و مدیر فنی وارد شد و چند یونیت تست از قبل نوشته شده را اجرا کرد و گفت از دوازده تا شش تای آن را کامل حل کردهام. نکتهای که لازم است بگویم این توضیح خیلی ساده بود اما حداقل توضیح داد که کجا ایراد داشتم. سپس یکی از برنامهنویسان فرانتـاند سوالات شفاهی را پرسید و به جز یک مورد که خوب متوجه نشده بودم، فکر میکنم تمام سوالات را درست پاسخ دادم و مسیر خوبی را دنبال کردم. اما گمان کنید مرحله به پایان رسیده باشد؟ خیر، هنوز کار داشتیم. بعد از این مرحله همان برنامهنویس فرانتـاند یک تسک با Vue.js به من داد، این دومین تسکی بود که فرصت انجامش را داشتم. بدون علاقه و با بیمیلگی سریع چیزی نوشتم و برای من اهمیتی نداشت چون حتی اگر قبول هم میشدم قصد همکاری با شرکت را نداشتم. تصمیم گرفتم بیشتر سطح خودم را بسنجانم. به او گفتم کار تمام شده و بیاید تا نگاه کند. وقتی دید نیمهکاره است، گفت باید کاملش کنم تا بررسی کند. من توضیح دادم واقعا علاقهای به تکمیل این تسک ندارم و از روند مصاحبه هم رضایت کامل ندارم. بدون حرفی اتاق را ترک کرد و به همکارانش رفت. همانزمان که صحبت میکردند، همکارانشان به سمت اتاق من نگاه میکردند و احساس ناخوشایندی داشتم. در نهایت مسئول منابع انسانی آمد و از من تشکر کرد و گفت خوشآمدید. به مدیر فنی هم اعتراضم را رساندم و گفتم روند مصاحبه با تجربههای قبلیم در اسنپ و علیبابا تطابق ندارد. پاسخشان این بود که کارشان بزرگتر است. در نتیجه این تجربه، تقریبا یک روز کاریام را گرفت و من مجبور شدم مرخصی از شرکتم بگیرم، هرچند به آنان گفته بودم هماکنون در جای دیگری مشغول کار هستم و اهمیت چندانی برایشان نداشتند.
به عقیده من اون شرکت فضای کار امن و آرامی نبود و تجربهام توی فرانتاند از نظر من خیلی دردناک بود. فضای شرکت پر از آدمهایی بود که فقط به فکر پول بودن و خیلی از مسائل رو با پول و ظاهر قضاوت میکردن. احساس میکردم دمپاچهای اونجا کار نمیتونم بکنم و ترجیح میدادم از اونجا خارج بشم. تجربه من با تیم و همکارانش ناخوشایند بود؛ برخی افراد با ادعاهای فراوان وارد میشن و نتیجهاش این بود که خیلی از نیروها به اندازهی واقعی دیده نمیشن و این موضوع به روحیهم آسیب زد. پروژههای خارجیای هم داشتن که ظاهرا سود کلان میسازن و درآمدشون رو بهسختی به تیم میدن، امنیت شغلی برای من و بقیه جدی گرفته نمیشد و انگار تنها به منابع انسانی بهعنوان یک ابزار نگاه میکردن و وعدههای زیبا میدادن اما واقعا تفاوتی با بردهداری نداشت. سوالهای مصاحبه هم طوری بود که به هر قالبی میگفتن، روی کاغذ پاسخم میدادم و بعد میگفتن دوباره از اول و با اینترنت قطع، همهچیز رو بازنویسی کن. این روند خیلی خستهکننده و غیرمنصفانه بود. در نهایت میتونم بگم جو کار اونجا به هیچ وجه مناسب نبود و توصیه نمیکنم برای کسی که دنبال محیط حرفهای و احترام متقابل میگرده، اونجا کار کنه.