C++ Developer
تجربه کاری C++ Developer در سافور/سافتور موشن (سوژو)
امتیاز ۲.۰ از ۵.
مدتها بود که به دنبال فرصتی مناسب در حوزه C++ بودم و سرانجام با شرکت سافور/سافتور موشن (سوژو) وارد فرایند مصاحبه شدم. فرایند مصاحبه به چهار مرحله تقسیم شده بود و نکتههای مهم هر بخش را به خاطر دارم. اول از همه، مصاحبه HR آغاز شد. در ادامه ایمیلی دریافت کردم که حاوی چند پرسش درباره هسته متنباز بود و آنها با ابزارهای هوشمند سوالها را مطرح میکردند؛ پاسخها باید ظرف یک ساعت ایمیل میشد. من هم تلاش کردم با دقت و سرعت پاسخ کنم. در مرحله سوم مصاحبه که جنبه فنی داشت، یکی از هموطنان ایرانی به انگلیسی با من صحبت کرد و از من خواست تا مثلا یکی از الگوریتمهای مشخص مثل مرتبسازی بولی را پیاده کنم ضمن مدت معینی. همچنین درباره مهارتهای نرم از من سوال شد تا ارزیابی بهتری از تواناییهای نرمافزاری من بگیرند. نوبت به مصاحبه با یک مسؤول چینی رسید که به انگلیسی درباره فرصتهای مالی صحبت میکرد. حقوقها بسیار پایین بودند و شرکت بر اساس امتیازهایی که به من میداد، تعیین میکرد که قابل مذاکره یا تغییر نیست. مزایای معمول شرکتهای داخلی مانند بیمه تامین اجتماعی، بیمه تکمیلی یا حتی دفتر کار و پاداشها هم وجود نداشتند. همچنین انتظار میرفت تا از ساعت نه صبح تا شش عصر کار کنم و ریموت بهطور کامل قابل تغییر نیست. امتیازی که شرکت از طریق مدیران چینی بهخصوص از یوهان به کارمندان میداد، بهطور دقیق به ریال تبدیل نمیشد و حتی پرداخت دیجیتال مثل کوین هم خبری از آن نبود. دلیل حضور من در مصاحبهها این بود که در آگهیهای کار فرستادهشده حقوق بالاتری ذکر میشد و بهعلاوه فرصت ریموت بودن هم وجود داشت. بنابراین تصمیم گرفتم با وجود برخی جنبههای غیرمنصفانه، این مسیر را دنبال کنم تا تجربهای واقعی از فضای کار بدست بیاورم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت سافور/سافتور موشن (سوژو) من سعی میکنم جنبههای کلی و نکات غیرمستقل از ظاهر ماجراها را هم بیان کنم. روند مصاحبه مثل آنچه دیگران گفتهاند استاندارد است، شامل مصاحبه منابع انسانی، آزمون کتبی باز و در نهایت آزمون تخصصی، اما هیچ زمانبندی مشخصی ندارد. حقوق پیشنهادی کمتر از توصیفی است که در آگهی آمده بود و این موضوع ناامیدکننده است، که با نکات بعدی جدیتر هم میشود. از همان اول حقوق به طور عمده محور صحبت است و به توصیف شرکت مبنی بر پرداخت با معادل یوان بسیار توجه میشود، اما واقعیت این است که مبلغ دریافتی به ریال است و تورم روی پول شما تاثیر میگذارد. شرکت در ایران بهعنوان کارفرما ثبت نشده، بنابراین آنچه به حساب میآید میتواند زیر قوانین جدید مالیات سرمایه هم بیفتد و از طرفی هیچ بیمهای پرداخت نمیشود. سهم کارفرما از بیمه نسبت به کارمند بالاست، اما این پول در بازنشستگی به فرد به صورت حقوق ماهانه تعلق میگیرد و اکنون با پرداخت نکردن این سهم، انتظار میرفت حقوق افزایش یابد اما این اتفاق نیافتاده است. عدم اقدام شرکت برای ثبت در ایران باعث کاهش امنیت شغلی میشود و ممکن است بدون اطلاع قبلی همکاری را قطع کند یا حقوق ماه جاری را پرداخت نکند؛ در چنین وضعیتی بیمه بیکاری و سایر حمایتها برای فرد وجود ندارد، البته اگر حقوقها بالاتر بود این نکته کمتر اهمیت داشت. از نظر فرصتهای پیشرفت شغلی داخل شرکت وجود دارد، اما با توجه به نبود رقبای همطبقه در ایران، تجربه کارتان در صورت خروج از شرکت بهطور مستقیم مورد نیاز نخواهد بود. این شرط به سمت پوزیشن شما بستگی دارد، اما به طور کلی اسم شرکت تأثیری خاصی روی رزومه چه در داخل کشور چه خارج از آن نخواهد داشت. همچنین چون بیمه وجود ندارد، هنگام مذاکرات حقوقی شرکتهای دیگر ممکن است سابقه کار شما را مدنظر قرار ندهند. سطح یادگیری و تجربه در طول کار پایین است، زیرا اغلب باید روی نتیجه کار افراد دیگر حساب کنید و آزادی عمل کم است؛ دورههای آموزشی هم وجود ندارد. با وجود رفتار خوب مدیران چینی، در مسائل فنی دید مدیران به صورت بالا به پایین است و در زمان بحثهای فنی چنین نگاهی حس میشود. در دورکاری تا حدودی آزادی زمانی وجود دارد، اما برای سوژو این آزادی کمتر است و ساعات کاری شناور ندارد. اضافهکاری و مزایای جانبی مانند بن وجود ندارد.
من تجربهای کوتاه از شرکت سافور/سافتور موشن در سوژو داشتم و دیدم نسبت به نقاط قوت و ضعف شرکت تا حدودی محدود بود. به عنوان تجربهای واقعی از کارمند، نکات زیر رو به خاطر دارم: اولین نکته اینکه فضای کار نسبتا حرفهای بود؛ اضافهکار یا دادههای بیربط به من محول نمیشد و انتظار زیادی هم از کارم نبود. فشار کاری هم غیرعادلانه نبود و تنها در زمان ددلاینهای معمولی فشار وجود داشت. محیط کار دوستانه و راحت بود. بطور کل دو دسته همکار داشتیم: کسانی که سطح شغلی همسطح بودند و با هم همکاری میکردند و همکاران چینی که رابطهشون بیشتر به شکل کارمند-تیم لید بود. هر دو گروه ایرانی و چینی با رفتاری مهربان و کمککننده بودن و هیچوقت حس برتری یا مانعی برای انتقال دانش احساس نمیشد. افراد باتجربهای هم وجود داشتن؛ هم تیم ایرانی و هم تیم چینی با تخصصهای مختلف حضور داشتن که کار رو خیلی کمک میکردن و افراد غیر فنی چینی هم پیگیر بودن و میشد روی کمکشون حساب کرد. در مورد ساختار سازمانی هم باید بگم که سلسلهمراتب مشخصی وجود داشت اما نه با بروکراسی بیش از حد: هر چند نفر، معمولا دو تا سه نفر به یک سوپروایزر میرسیدند و فاصلهی مدیریتی تا مدیر پروژه معمولا حدود چهار لول بود؛ در کل نسبت مدیران و تیم لیدها به کارکنان فنی معقول بود. امکان کار از راه دور وجود داشت و ساعات کاری با کار یک شرکت عادی تطبیق داشت. اضافهکاری نبود و خارج از ساعات کاری هم کار جدی انجام نمیشد. استفاده از فناوریهای روز هم مزیت بود؛ پروژهها با تکنولوژیهای مرتبط با موضوعات روز دنیا انجام میشدند. اگرچه مانند استارتاپ یا شرکتهای دانشبنیان نوآوری همیشگی نبود، اما پروژهها بهطور کلی ارزشمند و مرتبط با صنعت بودند و واقعا به مشتریان تحویل داده میشدند. پروژهها بزرگ و مشخص بودند و با مشتریهای جدی و شرکتهای باسابقه کار میکردیم. اینها حس حرفهای بودن و جدی بودن کار را تقویت میکرد. از نظر آیندهنگری و پیشرفت، با ادعاها و همین طور روندی که در مدت کوتاهی دیدم، به نظر میرسید شرکت هدفش توسعه و ورود به فناوریهای جدید و گسترش کار و مشتریهاست؛ از نظر فنی و جایگاه شغلی هم انتظار وجود فرصتهای پیشرفت میرفت. روزهای کاری هم با تفاهم بین ایران و چین بود: جمعه و شنبه تعطیل بود و در مجموع حدود چهل ساعت در هفته کار میکردم. تعطیلی شنبه برای انجام کارهای اداری، مزیتی محسوب میشد. نکات منفی هم کم نبودند. حقوق ارائهشده چندان رقابتی نبود و حتی با برخی شرکتهای داخلی برای افراد با تجربه و تخصص هم رقابت نمیکرد. مذاکرات حقوقی هم معمولا محدود بود و غالبا سهماهه آزمایشی و دو ارزیابی سالانه برای تعیین حقوق مطرح میشد. علاوه بر این، مزایا و پرداختهای جانبی خیلی وجود نداشتند؛ بیمه، سنوات، عیدی و بنها کم بودند یا نبودند. تعطیلات هم خیلی با تقویم ایران همسو نبود و به طور همزمان با تعطیلات چین بود؛ نتیجه این بود که امکان استفاده از تعطیلات زیاد کم میشد، هرچند برخی روزها به صورت بدون حقوق تعطیل میشدند تا کمی ناهماهنگی جبران شود. آنچه در توصیف شغل آمده بود، در عمل تفاوت زیادی داشت؛ کلیات همان بود اما مشخصا اینکه با چه مهارتهایی باید کار کنیم یا چه مهارتهایی ارتقا پیدا میکنند، خیلی تفاوت داشت. از نظر پیشرفت ف