تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در سایت اینترنتی دیوار
امتیاز ۴.۰ از ۵ (شهریور ۱۳۹۷ تا شهریور ۱۳۹۸).
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
باورم نمیشد که تا این حد تیم منابع انسانی برای یک فرد ناشناس وقت بگذارد و توضیح بده چگونه روند استخدام ممکن است پیش برود. پاییز سال قبل برای سمتی اداری تماس گرفتند، در حالی که من هیچ درخواستی ارائه نکرده بودم و به خوبی توضیح دادند که چه وظایفی دارم و فرآیند مصاحبه چگونه پیش میرود. وقتی گفتند میتوانند یکماه تا آغاز کار زمان لازم باشد، من که در حال حاضر قرارداد دارم کمی تعجب کردم و گفتم امکان شروع کار از این زمان وجود ندارد. اما آن فرد توضیح داد که پروسه طول میکشد و هدفشان این است که من اطلاعات لازم را داشته باشم؛ این رویکرد برای من جالب بود و توی ذهنم ماند. برخورد آن شخص، با وجود اینکه من هنوز با افراد مربوطه صحبت نکرده بودم، نشان داد که شرکت به دنبال بهترین گزینه است و میخواهد افراد مناسبی را در تیم استخدام جذب کند. در نهایت بدون اینکه به دنبال کار باشم، تصمیم گرفتم در یک مصاحبه شرکت کنم و تا سه مرحله پیش رفتم، اما در نهایت پذیرفته نشدم. ادامه کار شامل مصاحبه اسکایپی با دو نفر بود، سپس یک تست نامهنگاری و اکسل فرستاده شد و دوباره مصاحبه اسکایپی انجام شد. سوالات حول تجربه کاری گذشته، اشتباهات و بازخوردها، کار گروهی، مکاتبات و علاقه به یادگیری بود. نکتهای که درک کردم این بود که رفتار مصاحبهکنندگان با تلفن خیلی تفاوت داشت با آن چیزی که در جلسه اول تلفنی ساخته بودم. همچنین فهمیدم که روند مصاحبه در شرکت به لحاظ حضور منابع انسانی شاید به شکل دیگری باشد. پیشنهاد من به دیوار این است که حتما از تیم منابع انسانی در پروسه مصاحبه استفاده شود تا احتمال قبول شدن من بیشتر شود؛ من مطمئنم که اگر آنها نقش پررنگتری داشتند، میتوانستم موفق شوم. توصیههای من برای دیگران این است که درباره شرح شغل سوالات کلیدی را مرور کنند و برای هر سوال مثالی از تجربههای قبلی ارائه دهند. برخی سوالات عمومی هم پرسیده میشود، بنابراین برای پاسخها آماده باشید؛ مثلا آخرین اشتباه شما چه بود؟ اگر رد شدید، دلیل آن را بپرسید تا به تکرار نشدن در مواقع بعدی کمک کند. هر سوالی داشتید با منابع انسانی مطرح کنید تا راهنماییشان را دریافت کنید. تمرین مکاتبه به زبانهای انگلیسی و فارسی هم مفید است.
آخرین روزهای سال ۹۷ بود که برای موقعیت دیگری رزومه فرستادم و حدود پنج روز بعد تماسی از واحد منابع انسانی کافه بازار گرفتم و دعوت شدم برای مصاحبه با توجه به تجربهام در رزومه برای کارشناس دیجیتال مارکتینگ دیوار. فاصله بین تماس و دعوت حضوری طولانی بود و نخستین جلسه مصاحبه در اواخر اردیبهشت برگزار شد. در آن جلسه بیشتر دنبال سازگاری من از لحاظ شخصیت و تفکر با فضای کافه بازار بودند تا پرسشهای تخصصی. قرار بود مدیر مارکتینگ دیوار هم حضور داشته باشد اما گفتند فرصتش پیش نیامده و نیست. رفتار مصاحبهگر خیلی دوستانه بود و همین موضوع استرسی که معمولا در مصاحبهها وجود دارد را از بین میبرد. ده روز بعد یک تسک برایم ایمیل شد و از من خواسته شد آن را انجام بدهم. من در موعد مقرر تسک را تکمیل و ارسال کردم. دو هفته بعد ایمیلی دریافت کردم که در این مرحله قبول نشدهام. در فرایند تسک تلاش کردم توضیحات کافی ارائه بدهم و واقعا انتظار داشتم اگر به مرحله بعد برسد، جلسه دوم برای پرسیدن سوال درباره تسک برگزار و توضیحات دقیقتری ارائه شود؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد. قبلا شنیده بودم در صورت عدم پذیرش میتوان دلیل آن را پرسید، اما با وجود پیگیری از طریق ایمیل و تماس هیچ دلیلی ارسال نشد که به ذهنم برساند احتمالا مشکل فنی نبوده است. تا جای ممکن از وضعیت موقعیت شغلی و نیازمندیهای ذکرشده اطلاع کسب کنید، برای آشنایی با فضای شرکت و تیمهای مصاحبهکننده اخبار و گزارشهای مرتبط را پیگیری کنید، تجربه کاری مرتبط با نقش مدنظر را در نظر بگیرید و به جزئیات در کار و فرایند مصاحبهها دقت کنید.
دو مرحله مصاحبه برای роль کارشناس منابع انسانی برگزار شد و یک تسک هم بابت تکمیل به من فرستاده شد که فرصت انجام آن حدود یک هفته بود. در نخستین مرحله، دو نفر از اعضای تیم منابع انسانی به صورت آنلاین با من صحبت کردند. پس از معرفی تجربیات کاریم و چالشهایی که با آنها مواجه شده بودم، سوالاتی پرسیدند که به نظر میرسید هدف اصلیشان ارزیابی توانایی حل مسئله باشد. فضا دوستانه و بدون سفتی بود و بازخوردها معمولا به صورت سازنده ارائه میشد. پس از این مرحله حدودا یک هفته طول کشید تا با من تماس بگیرند و تسکی برای انجام به من فرستاده شده شد. پس از تکمیل تسک، گفتند که باید جلسهای دیگر با حضور دو مدیر از تیم منابع انسانی برگزار شود که در واقع نوعی دفاع از پروژه یا تسکی بود که انجام داده بودم. این جلسه هم حدود دو ساعت طول کشید و سوالات عمیقتر و چالشبرانگیزتری نسبت به جلسه اول مطرح شد. آنچه برایم در مصاحبههای دیوار جذاب بود این بود که با وجود سوالات سخت، هر دو مرحله مصاحبه به صورت زنده و تعاملی بود و مصاحبهکنندگان واقعا سعی میکردند با پرسیدن سوالات جزئیتر، دانش و قابلیتهای من را بسنجند. به طور کلی توصیهای که تجربهام به همراه دارد این است که داشتن دانش و اطلاعات بهروز در زمینهای که درخواست دادهاید از هر چیز دیگری مهمتر است. اینکه نسبت به یادگیری مطالب جدید مشتاق باشید، فرصتهای تجربهآموزی را غنیمت بدانید و تمایل به به اشتراکگذاری دانشتان را نشان دهید، قطعا تاثیر زیادی دارد.
مصاحبه با تیم منابع انسانی خیلی خوب پیش رفت و درباره کتابها و فیلمهای مورد علاقهام و انگیزهام برای این جایگاه صحبت کردیم؛ گمان میکنم حدود نیم ساعت طول کشید. سپس تسکی برایم فرستادن که آن را کامل انجام دادم، اما ده روز پس از مهلت وظیفه با من تماس گرفتند تا بدانند آیا میتوانم به صورت تماموقت کار کنم یا نه. این برخورد با آنچه قبلا دربارهی انعطافپذیری ساعات کار شنیده بودم در تضاد بود؛ به خاطر اینکه دانشجو هستم، ترجیح دادم پاسخ بدهام، اما چند روز بعد ایمیلی دریافت کردم که پذیرفته نشدهام.
دو تجربهی من از دو مرحلهی مصاحبه در دیوار را به شکل تازه و روان بازنویسی میکنم تا احساسات و واقعیتها به درستی منتقل شوند، بدون اضافهکردن هیچ دادهی جدید. اولین تماس تلفنی برای من خوب بود؛ جلسهاش با برنامهریزی از قبل هماهنگ شده بود و مصاحبهگرها خودشان را معرفی کردند. پرسشها عمدتا فنی بود و به روشهایی مثل سئو داخلی صفحه و ابزارهای مورد استفادهشان میپرداختند. از من میخواستند فهرستی از کارهایی که برای بهبود سئو از صفر تا بالا انجام میدهم را توضیح دهم و نمونههایی از سوالهای مشابه مطرح میشد. در مصاحبهی دوم که حضوری بود، تاخیر طولانی در آغاز جلسه وجود داشت و در لابی منتظر ماندم. وقتی جلسه آغاز شد، دو نفر بدون معرفی کامل به پرسشها پرداختند و تمرکز مشخصی روی هدف خاصی نبود. به طور مثال اولین سوال این بود که در مصاحبهی تلفنی گفتید از تگ کنونیکال استفاده میکنید؛ در حالی که در گفتگوی تلفنی کامل توضیح داده بودم چرا از این تگ استفاده میکنم. به نظر میرسید بخشهایی از سوالات دوباره پرسیده میشوند و این برای من کمی گمراهکننده بود. چنین سوالاتی به تندی تکرار میشد که نشان میداد احتمالا مصاحبهکنندگان تسلط کافی بر سئو نداشتند. از جمله سوالهایی که پرسیده شد این بود که آیا از اسنیپتها استفاده میکنید؟ پاسخ دادم که بله، مثل ستارههای ریت یا قیمت و تاریخ برای رویدادها؛ اما وقتی گفتند “ستاره؟ منظور تگ آرتیکل است!” توضیح دادم که در json-ld از آرتیکل برای مقالات استفاده میکنیم و برای محصول از پروداکت و برای سایر موارد بسته به نوع محتوا عمل میکنیم. حس من این بود که مفهوم را به خوبی درک نمیکردند. سوال دیگری دربارهی نحوهی تعامل من با تیم فنی پرسیده شد و پاسخ دادم که این موضوع بستگی به ساختار سازمان دارد. اما آنها از من خواسته بودند بدون در نظر گرفتن ساختار سازمانی توضیح دهم که تعامل من چقدر خوب است. احساس کردم به شکل دقیق به سوال پاسخ نمیدهم و برای روشنشدن، با ذکر نمونههایی از دو شرکت قبلی توضیح دادم که تعاملم چگونه بوده است. در نهایت احساس بدی از جلسهی حضوری داشتم و پس از آن تصمیم گرفتم دیگر به آنجا مراجعه نکنم. به مصاحبهکنندگان گفتم که از پاسخدادن به سوالها زمانی که واضح نیستند، خودداری کنند و اگر سوالی هست بهطور روشن و دقیق بپرسند تا بتوانم پاسخ مناسب بدهم. من هم با حالت سرماخوردگی جلسه را پشت سر گذاشتم و کمتر از ظرفیت خودم پاسخ داده بودم.
مدت زمانی رو صرف مصاحبهای با شرکت دیوار کردم و نتیجهش روی من تأثیر خوبی نگذاشت. در ابتدا تماس تلفنی با من گرفته شد تا مرحله اول را آغاز کنم. گفتن که مصاحبهکننده خانمی از دیوار است، اما تجربهی او خیلی حرفهای نبود و سوالاتش اغلب ناقص بود. بارها به اشتباه بودن برخی پرسشها اشاره کردم؛ برای مثال به من گفتند در رزومهام چیزی دربارهی کار با ابزار خاصی نوشته شده، و از من پرسیدند مفهومی سه حرفی انگلیسی چیست. من گفتم نمیدانم و تا آن لحظه هم در ارتباط با آن مفهوم چیزی نشنیده بودم. خودشان هم به دنبال پاسخ بودند و من به صورت شفاهی گفتم نیازی نیست درباره آن تکنولوژی سؤال کنم، چون من تجربهای در آن ندارم. اما آنجا که از همان تکنولوژی استفاده میکردند، سه سؤال بعدی هم دربارهاش بود و به نظر من همهشان بیمورد بودند، چون من قبلا اعلام کرده بودم تجربهای در آن حوزه ندارم. مرحله دوم با یک آقای دیگر از دیوار برگزار شد؛ مصاحبه به صورت اسکایپی انجام شد و ایشان تسلط خوبی داشت. سوالات بیشتر جنبه الگوریتمی داشتند و حدود یک ساعت و پنجاه دقیقه طول کشید. من تمام سناریوها را پاسخ دادم و گاها بحث کردیم تا به بهتری بودن الگوریتم برسیم. در پایان از من گفتند که عالی بود و من را برای مرحله سوم معرفی میکنند و ابراز امیدواری داشتند تا در کافه بازار ببینم. مرحله سوم از دو نفر از کافه بازار برگزار شد و تیم مربوطه هم در پشت میز حضور داشتند. سوالها بیشتر حول الگوریتمها و پیادهسازی آنها بود، با بررسی پیچیدگیها و مقایسههای مربوطه. در این مرحله بعضی مسائل را گفتم و برخی دیگر را محاسبه کردم و توضیح دادم؛ تا پایان، هر سه نفر از پرسشها رضایت داشتند. قرار شد تا یک دیتابیس کوچک با ساختار دادههای خاص طراحی کنیم، دادههای از پیش آماده داشتیم تا تست کنیم و با هم کد را بهصورت اسکایپی نوشتیم چراکه به علت کرونا، همکاری به این شکل انجام میشد. در طول مصاحبه گاهی مشکلاتی پیش میآمد که با هم دیباگ میکردیم و سه ساعت طول کشید تا پایان مصاحبه؛ در نهایت مصاحبهکننده از کیفیت مصاحبه ابراز رضایت کرد و گفت به کارفرمای مربوطه منظورتان را میگوییم. پرسش از من درباره فعالیتهایم بود و من هم گفتم چه کارهایی را در مراحل آینده لازم است انجام دهم. تیمی که قرار بود با من کار کند را معرفی کردند و تا حدودی توضیحات دربارهی کارها را به من دادند، تا جایی که قوانین عدم افشا اجازه میداد. از قبل هم میدانستم برای چه کارها اقدام میکنم و فقط میخواستم بدانم قرار است چه کاری انجام دهم. اوایل کار همه چیز به خوبی پیش رفت و قرار شد آفر و مبلغ قرارداد از طریق ایمیل برای من ارسال شود. بهاین شکل من با پایان کار فعلا از کار قبلیم جدا شدم. هفته بعد هر چه منتظر ماندم، ایمیلی دریافت نکردم تا اینکه با پیگیریهای خودم، در میانه هفته از منابع انسانی پیامی به انگلیسی رسید مبنی بر اینکه نمیتوانند با من ادامه دهند و برایم آرزوی موفقیت کردند. توضیح بیشتری ارائه نشده بود. من پاسخی فرستادم و خواستم دلیل قطع همکاری را بگویند، اما پاسخ واضحی نگرفتم و تماس بیشتری هم گرفته نشد. من تجربههای زیادی از کارهای مختلف دارم و پرسش من این است: اگر از نظر فنی مشکل وجود داشت چرا در پایان مرحله سوم رضایت دادند و گفتند آفر میدهند؟ چرا از ابتدا چنین زمانی برای سه مرحلهی مص