عمومی
تجربه کاری عمومی در شرکت مهندسی و ایمنی شبکه دژپاد
امتیاز ۲.۰ از ۵ (مرداد ۱۴۰۱ تا مرداد ۱۴۰۲).
به نظر من این شرکت از نظر رفتاری با کارکنان شرایط مناسبی ندارد. مدیرعامل همواره با آه و ترشرویی با تیم برخورد میکرد و پشت سر هم در حال فریب دادن دیگران بود. روند استخدام هم بر پایه ظاهر افراد بود نه تواناییها و مهارتها، و این باعث ایجاد جو باندی و رفتارهای غیر حرفهای میشد. وقتی صحبت از حقوق میشد، پرداختها به تأخیر میافتاد و این تا حد زیادی بر اعتماد تیم تاثیـر منفی گذاشت. به طور کلی، ادبیات مدیرعامل نسبت به کارکنان مناسب نبود و برای بسیاری از همکاران تجربهای شکستخورده بود تا پیروزی.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در شرکتی کار میکردم که برای رشد فردی فرصت میدهد و تشویق میکند تا از پتانسیل خود بهره ببرم. فضای کاری دوستانهای داشت و در کنار بحرانهای اقتصادی، توجه خاصی به رفاه نیروهای تیم میکرد.
به نظر من این شرکت و مدیرعاملش دیگه توانایی حفظ اعتماد رو ندارن و خیلی بیاعتمادانه عمل میکنن. نقض قرارداد و عدم تحویل محصول از سمتشون بارز بود و برخوردشون کاملا غیرحرفهای به نظر میرسید. پروندههای حقوقی مرتبط با کلاهبرداری همچنان پیگیری میشه و در محیط کار، فساد اخلاقی در سطح بالایی احساس میشد، به ویژه از جانب مدیرعامل و مسئول فروششون که به نظر میرسید با مشتریان كلاهبرداری کنن. مراقب وکیل و اعتبارتون باشید و از هرگونه مخاطره مالی و روانی جلوگیری کنید.
بعد از مدتی کار به عنوان مهندس فروش در این شرکت تجربه تلخی برایم پیش آمد که تصمیم گرفتم روایت کنم. فضای کاری خیلی غیرحرفهای بود و رفتار مدیرعامل و مدیر فروش بارها با الفاظ ناپسند همراه میشد و اگر نکتهای کوچک هم از دستمان درمیآمد، به صورت گسترده توهین میشد. برای هر اشتباه یا کمبود، به دنبال بهانهای میگشتند تا حقوق را کاهش دهند. آنها هیچوقت کیفیت کار کارشناسان را ارزیابی نمیکردند و به این فکر بودند که روزانه حدود بیست تماس بگیرند؛ و اگر کسی این مقدار تماس نداشت، دستمزدش کم میشد. چنین فشار غیرمنصفانهای باعث کاهش راندمان شد چون تیم فقط دنبال بالا بردن تعداد تماسها بود و حتی برخی از تماسها را در سیستم ثبت میکردند که انگار انجام شده، اما واقعا نبود. دو نفر از نیروهای قدیمی شرکت مدیر فروش بودند و به گونهای رفتار میکردند که مانع ماندن هر فردی بیش از شش ماه شوند. جالب این است که قوانین برای آنها اجرا نمیشد و آنها با لباسهای چرمی و تنگ و شلوغ به محل کار میآمدند و اگر یکی از همکاران نسبت به قد شلوارش دو سانت کوتاهتر بود، در حضور همه داد میزدند تا از پوشیدن آن شلوار جلوگیری شود. اگر شما و همکارم تنها دو دقیقه درباره یک مسئله غیرکاری مانند فیلم، موسیقی یا کافهای که اخیرا رفتید حرف میزدید، به سرعت مثل ناظمها در صف میزدند که ساکت شوید و به کارتان بازگردید. رفتارها به شدت غیر حرفهای بود و جو عمومی به گونهای بود که انگار خانوادهای با رفتارهای گاه و بیخداگونه در محیط کار قالب میشد. در نهایت، هر چه از آنجا پول و مزایای دریافت میکردم، باید همچنان هزینههای روانی و استرس خستگی ناشی از این محیط را میدادم؛ نتیجه این بود که با وجود درآمدها، اثرات منفی کار با افراد آنجا بهدور از انتظار بود و باعث میشد به دنبال کمکهای روانشناختی هم بروم تا بتوانم اثر این تجربه را از بین ببرم.
من تجربهای از کار در شرکت مهندسی و ایمنی شبکه دژپاد دارم که میخواهم با لحن تازه و طبیعی بیان کنم. رفتار مدیران با کارکنان خیلی تحقیرآمیز است و همواره به کوچکترین موضوع هم کسر حقوق میدهند. محیط کار از نظر بهداشت خیلی نامناسب است. اضافهکاری انجام نمیدهند یا اگر انجام میشود، هزینه اسنپ و مأموریت را پرداخت نمیکنند. در کل، بخش منابع انسانی وجود ندارد و شرکت بیشتر شبیه یک مغازه است تا یک سازمان حرفهای.