مصاحبه کارشناس فروش تلفنی
تجربه کاری مصاحبه کارشناس فروش تلفنی در شیپور
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من برای شرکت شیپور، تجربهای از مصاحبه کارشناس فروش تلفنی دارم که دو مرحله داشت. در نخستین مرحله با تیم منابع انسانی صحبت کردم؛ این گفتوگو تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید و بیشتر به تجربههای قبلیم، کارهای مفیدی که برای شرکتهای قبلی انجام دادهام و نحوه برخورد من با مشکلات پرداخته شد. در ادامه، اطلاعاتی درباره نحوه کار در شرکت، خطوط قرمز و هدفهای سازمان هم مطرح شد. در پایان گفتند برای مصاحبه اول پذیرفته شدهام و جلسه دوم را برای مصاحبه فنی با من هماهنگ میکنند. در جلسه دوم با مدیر فروش و مدیر توسعه کسبوکار بخش مربوطه حضور داشتم که پرسشهای فنی بیشتری مطرح شد و در نهایت یک آزمون جالب برگزار شد که به ظاهر شبیه مشتریبودن و من را بهعنوان یک فروشنده تلفنی ارزیابی کرد. دو روز بعد با من تماس گرفتند و اعلام کردند که پذیرفته شدهام و پیشنهاد آفر ارائه شد. به نظرم خود من باید بدون استرس و با صدای آرام درباره تجربههای کاریام صحبت کنم. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند، احترام و فروتنی بود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در اولین برخورد، اضطراب داشتم اما با مرور آرامتر به مصاحبهکنندهها وصل شدم و گفتوگو شکل گرفت. درباره سوابق کاری و شغل قبلیم سوال شد و همچنین از فعالیت در فضای مجازی و نحوه کار با برنامه شیپور پرسیدند؛ درباره نقاط قوت و ضعف این برنامه و مهارتهای لازم برای آغاز کار هم گفتگو شد.
احساس من از ورود به شیپور سردرگمی بود؛ نمیدانستم دقیق کجا باید بروم و با پرسوجو از چند نفر راهم را پیدا کردم تا به صندلیای که منتظر بمانم برسد. بعد از مدت کوتاهی بالاخره یک نفر آمد و مرا هدایت کرد به طبقات بالاتر، و آنجا وارد اتاقی شدم و باز مدتی در انتظار بودم. مصاحبهکنندهها سوالات زیادی نپرسیدند و سوالاتشان نسبتا ساده بود؛ به نظر میرسید که خودشان به اندازهی کافی تخصص ندارند و برای فرایند مصاحبه و پرسشها هم برنامهای از قبل آماده نکرده بودند. پس از اولین مصاحبه، قرار شد برای من یک تست فرستاده شود تا انجام بدهم. چند روز بعد تست را ارسال کردند، و من به آن پاسخ دادم که نمیتوانم با آنها همکاری کنم. دلیل اصلی این تصمیم این بود که جلسهی مصاحبه چندان خوب نبود و رفتار مصاحبهکنندگان همواره مودبانه به نظر میرسید اما روشن بود که از حال شرکت توضیحی واقعی ارائه نمیدادند؛ برخی نکات دربارهی شرکت هم بیشتر از این که نقاط قوت را بگویند به مشکلات و وضعیت نامساعد اشاره میکرد. این تجربه باعث شد تا تصور قبلیام دربارهی شیپور تغییر کند و به این نتیجه برسم که ممکن است شرکت برای من مناسب نباشد. در کل، برداشت من این بود که فرایند استخدام بهخوبی ساختاربندی نشده و فاکتورهای مهمی مانند انتظار از کار زیاد و فشار کاری را به وضوح برجسته نمیکردند.
برای من تجربهای بود که با وجود انرژی مثبت در برخورد اول، در نهایت حس ناامیدی از روند پیگیری ایجاد کرد. خیلی زود پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند و با توجه به مقایسهای که با شرکتهای معتبر دیگر داشتم، سرعت غربال رزومهها و تأیید نهاییشان را بهعنوان نکتهای مثبت میشناختم. پس از هماهنگی برای مصاحبه اسکایپی، خانمی که مصاحبه را انجام میداد با رفتار آرام، خونسرد و محترمانهشان حس خوب و دلگرمی به من داد. نکتهی مثبت دوم اما این بود که رفتارشان در حوزه جذب کمیاب است و نسبت به سایر کارشناسان جذب، توجه بیشتری به تفاوتهای فردی داشتند. با این حال برخی پرسشها در فرایند مصاحبه برای من تازگی داشتند؛ بهجای بررسی عمیقتر دانش و تجربهام، فقط به یک سوال تئوری درباره آشنایی با روش مصاحبه استار بسنده شد و آخرین مقالهای که خواندهام هم از من پرسیده شد. در پایان مصاحبه گفتند که احتمالا برای مرحلهی دوم فردا تماس میگیرند، اما با وجود پیگیریهای من پاسخ درستی نگرفتم و نهایتا ایمیل تعیین وضعیت دریافت نکردم. وقتی خودم بازخوردم را درباره نکاتی که میتواند فرایند مصاحبه را بهبود دهد مطرح کردم، یک ایراد بلاتکلیف مانده از سوی متقاضی باقی ماند. از آنجا که باید از شهرستان برای ادامهی مراحل به تهران میرفتم و با چند شرکت دیگر هم در مذاکره بودم، دوست داشتم وضعیتم سریعتر مشخص شود. بهطور کلی تجربهی مصاحبه و پس از آن برای من کمی منفی و آزاردهنده بود و امیدوارم با بهبود روند، تجربهای یکدست و مثبت از آغاز تا پایان ایمیل به متقاضیان داده شود. واقعا نمیدانم دلیل این رفتار چه بود و برای همین در پاسخ به درخواست فیدبک پاسخی نگرفتم. به همین خاطر نمیتوانم توصیهی مشخصی به دیگران بکنم. اما به نظر من حفظ آرامش و اعتمادبهنفس در طول مصاحبه مهم است، چراکه برخورد مصاحبهگر بسیار صمیمانه و دلنشین بود. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت این بود که ظرفیت یادگیری فرد چقدر است و آیا میتواند بهسرعت روشهای کاری را یاد بگیرد و به اجرا درآورد یا نه.
در مصاحبه با شیپور، بیشتر به فناوریهایی پرداخته شد که در این شرکت به کار میرود و سوالها عمدتا مفهومی و کلی بودند، بدون تمرکز روی جزئیات غیر ضروری. فضای مصاحبه به گونهای فراهم شده بود که من بدون استرس و با انگیزه بالا به سوالها پاسخ دهم.
اولین نکتهای که از مصاحبه به ذهنم رسید، این بود که پرسشها بیشتر حول نظم و انضباط میگشت و چند سوال مرتبط با تخصص مطرح شد. درباره نرمافزارهای نمونهکار و ابزارهای کاربری شرکت توضیحی داده نشد و هیچ آشناییای ارائه نشد.
برای مصاحبه فروش شیپور، مصاحبه نخست با مدیر فروش بود که از طریق واحد منابع انسانی تنظیم شده بود و فضای گفتگو کاملا دوستانه بود. درباره جایگاه فعلیم در موقعیت مشابه و کارهایی که تا کنون انجام دادهام صحبت کردیم. روند مصاحبه از نظر من قابل تامل بود؛ prior به این شرکتها سه شرکت مطرح را تجربه کرده بودم و برخورد روز مصاحبه حرفهای، دوستانه و عالی بود. در نهایت مصاحبه آخر با واحد منابع انسانی بود که از ابتدا در جریان فرایند با ایشان در ارتباط بودم و برخوردی دوستانه و خوب داشتند و درباره مسائلی مانند حقوق و سایر مسائل مربوطه صحبت شد.