واقعاً کلکسیونی از رفتارهای غیرحرفهای و چندشآوره!
تجربه کاری مهندس نرم افزار در صبانت
امتیاز ۱٫۳ از ۵ (بهمن ۱۴۰۱ تا مهر ۱۴۰۵).
واقعاً کلکسیونی از رفتارهای غیرحرفهای و چندشآوره! شرکتی که از سال ۸۳ با کلی زحمت و خون دل شروع به کار کرده و تقریباً هر کسی که از قدیمیهای اینترنت ایران باشه یا یه زمانی مشتریش بوده یا حداقل اسمش رو شنیده، امروز به جایی رسیده که واقعاً آدم دلش میسوزه ببینه چه بلایی سرش اومده. بعد از اینکه شرکت توسط هلدینگ علاءالدین خریداری شد، کمکم یه سری آدم با تفکر کاملاً بازاری وارد مجموعه شدن و افتادن به جون شرکتی که زمانی تو حوزه خودش واقعاً اسم و رسم داشت. البته هنوز هم آدمهای فنی خیلی باسواد، محترم و کاربلدی داخل شرکت هستن و واقعاً بخش زیادی از اعتبار باقیمونده شرکت هم به خاطر همین آدمهاست. ولی چیزی که آدم رو حرص میده اینه که به مرور یه عالمه آدم خودی، فامیل، آشنا و بعضاً کاملاً نامرتبط با تخصص مورد نیاز، سر از پستهای مدیریتی درآوردن. یه سری آدم که نه دانش روز دارن، نه مدیریت بلدن، نه حتی بلد هستن درست با نیروی انسانی برخورد کنن، ولی تا دلت بخواد توی تعریف و تمجید از مدیر بالادستی و بلهقربان گفتن استاد هستن. کار به جایی رسیده که بچههای ۸-۹ ساله خودشون رو میارن شرکت و مینشونن کنار دست آدمهای متخصص و مهندسهای حرفهای که مثلاً ازشون کار یاد بگیرن! واقعاً انگار دکون بازاره، نه یه شرکت حرفهای. متخصصی که سالها درس خونده و تجربه جمع کرده باید وسط ساعت کاری بشینه نقش مربی بچه مدیر رو هم بازی کنه چون آقا دلش خواسته بچهش یه چیزی یاد بگیره! اما شاهکار اصلی این مجموعه برای من واحد HR ـشه. اگر فکر میکنید HR جاییه که وقتی حقتون خورده شد، حقوقتون عقب افتاد، باهاتون بد برخورد شد یا مشکلی با مدیریت داشتید میتونید برید و انتظار حمایت داشته باشید، خیلی زود ناامید میشید. حداقل چیزی که از عملکرد این واحد دیده میشه اینه که منابع انسانی بیشتر از اینکه «منابع انسانی» باشه، تبدیل شده به بلندگوی مدیریت. یعنی قرار نیست بین کارمند و مدیریت تعادل ایجاد کنه؛ بیشتر این حس رو میگیری که وظیفهش اینه هر تصمیمی از بالا گرفته شد به کارمند منتقل کنه و در نهایت هم توضیح بده چرا شما باید باهاش کنار بیاید. اصلاً انگار فلسفه HR اینجا برعکس تعریف شده. به جای اینکه پیگیر حق کارمند باشه، بیشتر پیگیر اینه که کارمند صداش درنیاد. به جای اینکه سؤال کنه «چرا حقوق این آدم عقب افتاده؟» احتمالاً باید توضیح بده «شرایط شرکت رو درک کنید». به جای اینکه جلوی برخورد غلط مدیر رو بگیره، ممکنه آخرش خود کارمند احساس کنه مقصر بوده که اصلاً اعتراض کرده! واحدی که باید امنترین جای شرکت برای مطرح کردن مشکل کارکنان باشه، عملاً یکی از آخرین جاهاییه که آدم دلش میخواد درد دل کاریش رو اونجا مطرح کنه. چون از همون اول این حس وجود داره که حرفت قرار نیست جایی به نفع تو استفاده بشه. در واقع HR اینجا بیشتر از اینکه نماینده نیروی انسانی باشه، نماینده صاحب شرکته. بلهقربانگویی و اجرای خواستههای بالا دستی اونقدر پررنگه که بعضی وقتها آدم شک میکنه اصلاً این واحد برای کارمندها ساخته شده یا برای کنترل کارمندها. اسمش «منابع انسانی»ه، ولی در عمل خیلی وقتها نه از «انسانی» بودنش چیزی میبینی و نه از «منابع» بودنش! اگر مدیریت تصمیمی بگیره، ظاهراً نقش HR دفاع از منطقی بودن یا عادلانه بودن اون تصمیم نیست؛ بیشتر نقش توجیه کردن و تحمیل کردنشه. وضعیت حقوق هم که خودش یه فاجعه جداست. حقوق با چیزی حدود ۲۸ روز تأخیر پرداخت میشه و موقع پرداخت هم طوری رفتار میکنن انگار لطف بزرگی در حق کارمند کردن! انگار نه انگار که این پول حق آدمه و در ازای یک ماه کار کردن باید سر وقت پرداخت بشه. سه ماه اول سال هم حقوقها ناقص پرداخت شد و حالا با گذشت حدود هفت ماه هنوز بخشی از مطالبات کارکنان مونده و خبری از پرداختش نیست. بعد جالب اینجاست که در چنین شرایطی هم واحد منابع انسانی عملاً اون جایگاهی نیست که انتظار داشته باشی محکم بایسته و بگه این وضعیت حق کارمند نیست. بیشتر باید آماده شنیدن انواع توضیحات و توجیهات باشی. از اون طرف برخورد با خانمها هم واقعاً جای حرف زیاد داره. بعضی وقتها نوع رفتار جوریه که انگار کارمند زن درجه دو محسوب میشه. اعتراض کنی میشی غرغرو، حرف بزنی میگن زیادی شاکی هستید و عملاً این حس بهت داده میشه که بهتره سرت رو بندازی پایین و چیزی نگی. و اینجا دوباره آدم میپرسه دقیقاً HR کجای این داستان ایستاده؟ واحدی که باید حداقل در برابر رفتارهای تبعیضآمیز حساس باشه، وقتی خودش بیش از حد وابسته به نظر مدیریت باشه، طبیعتاً نمیشه انتظار داشت خیلی جدی جلوی مدیریت بایسته. مزایا؟ تقریباً هیچی. نهار رو حذف کردن، بیمه تکمیلی هم که پولش عملاً از جیب خود کارمند میره. بعد همزمان مدیران برای خ
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تجربه من از این شرکت، متأسفانه همراه با بینظمی و ضعف جدی در مدیریت بود. حقوقها گاهی تا دو ماه با تأخیر پرداخت میشد و عیدی، سنوات و پاداشها هم معمولاً خیلی دیر پرداخت میشدند. بیمه هم منظم رد نمیشد و گاهی با چند ماه…
اگر دوست دارید سلامت روانتون رو از دست بدید و بابتش هر ماه 15وم 18وم 20وم حقوق بگیرید حتما صبانت رو برای کار انتخاب کنید. محیط به شدت سمی، مدیریت به روش بازاری، هر مدل توهینی فکر کنید بهتون میشه. منابع انسانی یه شوخیه…