تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در صفا رایانه
امتیاز ۲.۰ از ۵ (دی ۱۳۹۸ تا دی ۱۳۹۹).
برای مدت کوتاهی با حضور در این شرکت متوجه شدم که فضای کار در ظاهر خوبه اما خیلی زود میفهمی که چه خبر است. از نظر منابع انسانی و ساختار سازمانی، خیلی مسائل غیرشفافه و بیشتر حول و حوش روابط خانوادگی میچرخه؛ مدیران ارشد و بعضی از همکاران به دلیل نسبتهای خانوادگی در پست خودشونن و ممکنه سطح دانش و مهارتها به اندازه کافی نباشه. حقوق و مزایا هم شفاف نیست؛ قرارداد واقعی به صورت واضح مشخص نشده و معمولا سنوات بر پایه حقوق پایهای که گاهی دو میلیون عنوان میشود محاسبه میشود. مرخصی هم به نظر میرسه محدودیت دارد؛ اکثر مواقع به جای حق، فقط زمانی برای مرخصی پرداخت میشود و در برخی قراردادها مابهالتفاوتها در پایان دوره سال بسوزد. پرداختها گاهی با تاخیر انجام میشدند؛ از ده روز تا سه ماه، هرچند اخیرا تاخیر کمتر شده اما روال منظمی وجود نداره و بیمه تکمیلی هم ارائه نمیشود. سیستمهای نظارتی روی کارها وجود دارد اما تعریف واضحی از وظایف و مهارتها نیست و خیلی از فرآیندها مطابق استاندارد مشخصی نیستند. پاداشی در نظر گرفته نشده و پنجشنبهها هم باید به محل کار رفت. هیچ HR منظمی وجود ندارد و برخی قوانین داخلی عجیب و غریب است که تجربهشان کردم. از سمت مدیران هم تشکری بابت کارها معمولا نمیشود و اضافهکار به صورت ساعتی محاسبه میشود و مبلغش هم ۱۲ تومان است. اسکرام مطرح است اما روال اجرا دقیق مطابق آن نیست. با گذشت زمان ممکن است احساس دلسردی ایجاد شود؛ اگر صرفا دنبال سرگرمی یا آغاز کار هستید، برای یکی دو سال میتواند مناسب باشد، اما طولانیمدت توصیه نمیشود. امکانات سختافزاری نسبت به کار انجامشده به اندازه کافی نیست و خرید کوچکترین قطعه هم معمولا زمانبر است. نکته مثبت کوچکی هم هست: تا وقتی خودت را کنار نکشی، فشار زیادی بر تو وارد نمیکنند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در طول سالهای گذشته، به صورت تماموقت در واحد پشتیبانی صفارایانه مشغول به کار بودم و این دوره بین سه تا پنج سال طول کشید؛ آخرین سال حضورم در شرکت، سال ۱۳۹۷ بود.
در طول چند سال بهصورت تماموقت در صفارایانه کار کردم و علاوه بر این، سال آخر همکاریام در سال ۱۳۹۶ بود.
دوست دارم تجربهام از کار در صفا رایانه را با زبانی صریح اما با احترام بازگو کنم. حقوقم بهطور منظم پرداخت میشد و مزایا هم وجود داشت، که این نکته مثبت کار برایم بود. اما نکتههای منفی زیادی هم داشت: فضا و الجو روانی کار چندان مساعد نبود و محیطی آرام برای کار ایجاد نمیشد. دو دلیل اصلی برای این وضع میدیدم: - رابطههای خانوادگی و تبعیض: به افراد بدون تخصص، مسئولیتهایی داده میشد که واقعا به تجربه و تواناییشان ربطی نداشت. - ناظران غیرفنی: افرادی تعیین میشدند که سواد فنی لازم را نداشتند و قادر به تنظیم زمانبندی درست نبودند، و اغلب تصور میکردند که برایشان کلاهبرداری میکنیم و این مسئله باعث ایجاد تنش و اضطراب میشد. یک نکته دیگر هم وجود داشت که باید به آن اشاره کنم: اگر به بخش نرمافزار وزارت معدن میرفتید، یک پشتیبان خانم به نام شه… وجود داشت که با هر رفتار نامناسبی که میتوانست اعصاب و روانم را مختل کند، این مسأله را تشدید میکرد. بنابراین باید مراقب میبودم.
در این شرکت احساس میکنم با سیستمهای پر از باگ و فشار کاری زیاد روبهرو بودم و به شدت ناامید شدم. گفته میشود که برخی پرداختیها به صورت غیرمنصفانهای کم میشود و در توزیع مزایا و فرصتهای برابر تبعیض وجود دارد، بهخصوص از سوی گروهی که به شرکت راه پیدا کرده و با روابط خانوادگی ارتباط دارند. نتیجهthis رویکردها به ایجاد بیاعتمادی و نارضایتی عمیق در تیم منجر شده است و به نظر میرسد پشتیبانی پروژهها ضعف دارد و پشتیبانی مناسب از طرف مدیریت جدی گرفته نمیشود. چنین وضعیتی برای من و همکارانم ناامیدکننده بود و تصور میکنم نیازمند بازنگری جدی در ساختارها و فرایندها و ایجاد شفافیت بیشتر در حقوق و مزایا است تا حس عدالت و احترام دوباره برقرار شود.
شرکت صفا رایانه را تجربه نکردم اما وقتی واردش شدم با احساس ناامیدی و سردرگمی روبهرو شدم. در ذهنم تصور میکردم مثل یک سازمان منظم و حرفهای کار کنم، اما واقعا فاصلهی زیادی با این تصور داشت. به جای برخوردهای حرفهای و اصولی، با فضایی پر از شایعه، بیاعتمادی نسبت به دانش فنی و معیارهای اخلاقی روبهرو شدم و این برای من ناامیدکننده بود. گاهی شنیدم که حقوق و شرایط کاری به سرعت و بدون فرایند مشخص تعیین میشود و این موضوع اعتماد من را به تیم و روندهای شرکت کاهش میداد. از طرفی، از حد و حدود تعهدات و استانداردهای حرفهای همچنان فاصله بود و به جای تمرکز روی آموزش، بیشتر به مسائل جانبی و حاشیهای پرداخته میشد. برای دریافت فرصتها، به نظر میرسید که راههای غیرمعمول و غیرشفاف هم وجود دارد، که این هم موجب سردرگمی میشد و من را به سمت تردید نسبت به آیندهی همکاری با مجموعه میبرد. در نهایت احساس کردم که کاستیهای فنی، کمبود اصول حرفهای و نبود فضایی با احترام نسبت به همکاران، تجربهی مطلوبی را رقم نمیزند و به وجود چنین محیطی تمایل ندارم ادامه بدهم. از دیدگاه من، اگر مسیرهای آموزشی و استانداردهای اخلاقی و حرفهای در این مجموعه بهبود یابد، میتواند تجربهای متفاوت و سازنده باشد.
برای من که مدرکی از برخوردهای درون سازمانی دارم، تجربهای به این شکل پیش آمده است: مدیران به طور کامل صادق نیستند و قوانین کار به شکل قابل توجهی نقض میشود. گاهی سیستمهای نرمافزاری ناقص یا حتی کاربردا نوشته نشده را به سازمانها میفرستند و بعد مسئولیتهای برنامهنویسان و پشتیبانها را با مدیران آن سازمانها درگیر میکنند. تبعیض شدیدی بین نیروها وجود دارد و جایی که اعضای خانواده و فامیل در شرکت مشغول به کارند، وضعیت بهشدت تفاوتدار میشود. حقوق هم با تاخیر یک ماهه پرداخت میشود. از طرفی، امنیت شغلی را میتوان بهنوعی مثبت برداشت کرد، اما امکان اضافهکاری بهدست قانون نمیافتد و از مبلغ آن هم به شکل نامناسبی کند و بهزد کم میشود. اخیرا شعبهای در استرالیا افتتاح شده و من واقعا نگران این تغییر و مسیر آینده هستم.