کارمند
تجربه کاری کارمند در عصر کلام زنگنه
امتیاز ۱.۰ از ۵.
سال اولی بود که در اونجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که محیط کار همدلانه نبود و فضاش منفی و پر تنش بود. مدیران آنجا به اندازه کافی کارآمد نبودند و حقوق به موقع پرداخت نمیشد. حاشیههای غیرضروری زیادی وجود داشت و احساس میکردم وقتم در حال هدر رفتن است، بهخصوص در نقشهایی که نگرانی درباره کلاهبرداری و سوءاستفاده مطرح بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم از آن مجموعه بیرون بیایم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در این مجموعه، من به صورت تماموقت در بخش تولید محتوای موسسه زبان زنگنه مشغول به کارم و برای دورهای بین یک تا سه سال فعالیت دارم.
شرکت عصر کلام زنگنه را تجربه کردم و اولین جلسه با سوپروایزر شعبه سعادتآباد، آقای فرخ، زمانبندی شد و فضای جلسه خوب بود. سطح زبان عمومیام را ارزیابی کردند، اما دقیقا در کنار آن به صورت مشترک روی Speaking کار کردیم و درباره تجربیات کاریام پرسیدند؛ در نهایت گفتند برای دمو، روی ریدینگ آیلتس کار کنم و بخش مشخصی را برای آزمون تعیین کردند. هفتهای که برای دمو آماده میشدم، با حضور سوپروایزر دوم، آقای روشندل، برگزار شد و سوالات بهطور ریز و دقیق مطرح میشدند تا جایی که گاهی اعتمادبهنفسم را هم تحتالشعاع قرار میدادند، اما کاملا مشخص بود هر دو نفر تسلط کامل دارند و جزئیات زیادی را میپرسیدند. در پایان هم نقاط قوت و ضعفم را بیان کردند و همین موضوع روحیهام را تقویت کرد. قرار دمو بعدی با رویکردی که مدنظرشان بود، تنظیم شد و من با برنامهای که داشتند خودم را آماده کردم تا در نهایت نظر مثبت بیاورند و جذب شرکت شوم. نکته مهم این بود که برای هر دقیقه از کلاس باید برنامه آماده میکردم و اجرا میکردم؛ اگرچه چالشبرانگیز بود، اما آموزنده به نظر میرسید. یک جلسه دیگر با دکتر زنگنه برای آشنایی برگزار شد که با وقار و با استدلالهای مناسب ارائه شد و بعد از گذشت یک هفته برایم کلاسهایی آنلاین و حضوری زیادی ترتیب دادند. تاکید داشتند که حتما با طرح درس مدون برای دمو پیش بروم.
در مدتی که در این مجموعه حضور داشتم نزدیک به یک سال و نیم سپری کردم. جو کار گروهی بسیار دوستانه و صمیمی بود و تجربهای که اینجا داشتم نسبت به سایر فرصتهای شغلی متفاوت و بهتر از همهجا احساس میشد. به دلیل برخی مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم، اما امیدوارم با رفع مشکلاتم بتوانم دوباره به این مؤسسه برگردم.
قابل ذکر است که در شروع ارتباط، از من خواستند مدرک ایلتس را ارسال کنم و برایم زمان مصاحبه تعیین شد. در روز مصاحبه با کمی تاخیر مواجه شدم و با تیم تماس گرفتم تا اطلاع بدهم؛ آنها گفتند جای هیچ نگرانی نیست و هر وقت جای پارک پیدا کردم میتوانم برای مصاحبه بیایم. مصاحبه با آقای زنگنه آغاز شد و برخوردشان برخوردی دوستانه و گرم بود. درباره کار و جایگاه ایدهآلم، برنامهای که برای کارمند اداری دارم و همچنین مهارتهایم صحبت شد. از حقوق و مزایا گفتند و به یاد دارم که از امکان پیشرفت صحبت کردند و این اتفاق در عرض یک ماه برای من محقق شد. در دوران کرونا به دلیل شرایط شخصیام، به من اجازه دورکاری داده شد. یکی از نکات مهم برای من محیط کار سالم بود و این موضوع در این مجموعه به خوبی مدنظر قرار گرفته بود.
در آغاز راه، من با این تصور وارد شدم که کار اداری هم میتواند چالشبرانگیز باشد، اما توضیحات بعدی نشان داد که اوضاع خیلی فراتر از انتظار است. با سابقه کار مهندسی که داشتم، تجربه مشخصی در بخش اداری نداشتم و این موضوع حتی در گفتوگوها مطرح شد. سوالاتی درباره حقوق پایه از سوی کارفرما مطرح شد و نکتههایی مانند حداقل مزایا و تسهیلات معمول وزارت کار، از جمله یک روز تعطیلی در هفته یا مرخصی ماهانه، یا بیمه، دربارهمان بررسی شد؛ اما به آنچه انتظار میرفت، دستیابی محدود بود. فضای کار را که آغاز کردم، روابط داخلی در موسسه کاملا پیچیده و پرتنش بود. در هر هفته با صحبتها و حواشی متعددی روبهرو میشدم که به نظر من در محیط کار جایی نداشتند. از ما میخواستند نرمافزارهای مختلفی را برای پاسخگویی به مشتریان نصب کنیم و به صورت شبانهروزی پشتیبانی ارائه بدهیم تا تأثیر موسسه در جذب مشتری بالاتر رود، در حالی که اضافهکاری رسمی برای این کار مقرر نشده بود و بهعنوان بخشی از وظایف به ما محول میشد. در مجموع، فضا به شدت متشنج بود و مدیریتی که وجود داشت، اجازه میداد رفتارهای نامهرمانه نسبت به کانتر از سوی مدیر یا سایر کارکنان برقرار باشد.
اولین تماس باهاشون از راه supervisor بود که دربارهی سابقهکار و توقعات هر دو طرف صحبت کردیم و قرار برای مصاحبه گذاشتیم. وقتی وارد شدم فضای مؤسسه برای من دلنشین و آرام بود و کارکنان با برخوردی دوستانه کار میکردن. فرم اپلیکیشن رو پر کردم و منتظر شدم. با همون آقایی که تماس گرفته بود، آقای فرخمهر، صحبت کردم. از همان ابتدا انگلیسی باهام حرف زد و مسلط بود به کارش؛ چیزی که در اکثر مؤسسات کم دیده میشود. گفتن باید یک دمو ارائه بدم و تاریخ و منابع مربوط به دمو رو روی منبر گذاشتن. باید طرح درس و محتوای مربوط به درس رو آماده میکردم. روز دمو سوالهای پیچیدهای پرسیدن و فهمیدم هنوز خیلی چیزها راجع به آیلتس دارم یاد نگرفتهام و حتی نکات زبان پیشرفته هم بلد نبودم. خیلی با ادب ضعفهایم را با من در میان گذاشت و ازم پرسید که دوست دارم به من بگه یا نه. همهچیز را بسیار سختگیرانه ارزیابی میکردن و مشخص بود که به راحتی راضی نمیشدن. حتما باید برای دمو آماده بود، چون درباره کاستیها تعارف ندارن و کاملا متوجه میشن. من خودم بعضی نکات مرتبط با ریدینگ را فراموش کرده بودم که آبروم رفت. در کل تیم حرفهای و باکیفیت مجموعه بودن.