کارشناس
تجربه کاری مارکتینگ در فرنا
امتیاز ۱.۲ از ۵ (اردیبهشت ۱۴۰۲ تا بهمن ۱۴۰۴).
قبل از پیوستن، درباره فضای واقعی کار تحقیق کنید اگر قصد دارید همکاری با این مجموعه را شروع کنید، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیم نهایی، کمی بیشتر درباره فضای کاری و نحوه مدیریت آن تحقیق کنید. تجربه من نشان داد که بین تصویری که در زمان جذب نیرو ارائه میشود و واقعیت روزمره محیط کار، ممکن است تفاوتهایی وجود داشته باشد. یکی از مسائل مهم، احساس نبود ثبات و امنیت شغلی است که میتواند باعث شود کارکنان با اطمینان کافی برای آینده کاری خود برنامهریزی نکنند. در کنار آن، کیفیت مدیریت و نحوه برخورد برخی مدیران با کارکنان نیز جای تأمل دارد؛ در مواردی برخوردها از چارچوب یک ارتباط حرفهای خارج شده و احساس احترام متقابل به اندازهای که انتظار میرود وجود ندارد. از طرف دیگر، واحد منابع انسانی و برخی فرایندهای داخلی نیاز به بهبود جدی دارند. بخشی از امور اداری و سازمانی پیچیده و زمانبر است و به جای اینکه مسیر انجام کار را سادهتر کند، گاهی خودش به یک مانع تبدیل میشود. از نظر امکانات و شرایط کاری نیز نمیتوان انتظار یک محیط کاملاً استاندارد و ایدهآل را داشت. در کنار این موارد، فشار و شرایط کار باعث میشود تعادل میان زندگی شخصی و شغلی برای بسیاری از افراد چالشبرانگیز باشد. در مجموع، اگر این مجموعه را برای شروع یا ادامه مسیر شغلی خود در نظر گرفتهاید، توصیه میکنم پیش از قبول پیشنهاد، حتماً با کارکنان فعلی یا سابق گفتوگو کنید و درباره سبک مدیریت، شرایط واقعی کار، ثبات شغلی و فضای تیمی اطلاعات بیشتری به دست آورید. این نوشته صرفاً بیان یک تجربه شخصی است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد در تیمها و دورههای مختلف متفاوت باشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تجربه من از کار در فرنا، تجربه مثبتی نبود. شرکتیه که به نظرم بیشتر تلاش میشه ظاهر ساختار منابع انسانی حفظ بشه، اما در عمل مشکلات جدی در مدیریت و نظم سازمانی وجود داره. مدیریت رو بسیار ضعیف دیدم و بعضی تصمیمها و فرآیندها واقعاً بینظم و بیقاعده به نظر میرسن. از طرفی، نسبت بین حقوق و حجم و میزان کاری که از افراد انتظار میره، به نظرم اصلاً متعادل نیست. در بعضی موقعیتها هم برخوردهایی وجود داشت که از نظر من رنگ و بوی تحقیرآمیز داشت و فضای کاری رو سختتر میکرد. در مجموع، با توجه به تجربه شخصی خودم، این شرکت رو برای کار پیشنهاد نمیکنم؛ مخصوصاً اگر براتون مدیریت حرفهای، ساختار سازمانی سالم و تناسب بین مسئولیت و دریافتی و حتی آرامش روان براتون اهمیت داره.
قصهی تلخِ پشتِ نقابِ «هوشمندی» وقتی اسم یک شرکت «توسعه تجارت هوشمند» است، آدم انتظار دارد حداقل رفتار با نیروهای انسانیاش هم «هوشمندانه» باشد. اما متأسفانه تجربهی حضور در شرکت «فرنا»، قصهی متفاوتی است. من این متن را نه برای تخریب، بلکه برای شفافسازی مینویسم؛ برای تمام همکارانی که در جستوجوی محیطی حرفهای هستند و ممکن است مثل ما، فریب ظاهرِ کار را بخورند. واقعیت این است که در فرنا، به جای توسعه و هوشمندی، ما با مجموعهای از چالشهای فرساینده طرف بودیم: از عدم امنیت شغلی و بینظمیهای کلافهکننده گرفته، تا حقوقی که با هیچ متر و معیاری «کافی» نبود و نبودِ پاداش که خستگیِ کار را دوچندان میکرد. اما دردناکتر از همه، فرهنگِ «کنترلِ حداکثری» است؛ اینکه به جای اعتماد، با دوربین و نظارت افراطی با متخصصها رفتار شود، یعنی عملاً اصلیترین سرمایهی یک شرکت، یعنی «اعتماد»، در این مجموعه گم شده است. اینجا محیطی است که در آن «توازن کار و زندگی» بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است و «مدیریت ضعیف» باعث میشود بهترین استعدادها، بهجای رشد، فقط به فکر فرار باشند. نوشتنِ این کلمات سخت است، اما سکوت کردن در برابر «محیطِ غیرحرفهای» و «بیعدالتی»، یعنی همدستی در ادامه دادنِ همین چرخه. امیدوارم این کلمات، تلنگری باشد برای مدیریت مجموعه؛ شاید هنوز راهی برای بازگشت به مسیر حرفهای و انسانی وجود داشته باشد. و هشدار و توصیهای برای دوستان عزیزم که در حال جستوجوی کار هستند: قبل از انتخاب، فقط به برند نگاه نکنید، به فرهنگِ پشتِ پردهاش هم دقت کنید.