وویکی‌تجربهجستجو
فرهیختگان علم و صنعت
تجربه کاری۷ شهریور ۱۴۰۲

مخابرات

تجربه کاری مخابرات در فرهیختگان علم و صنعت

امتیاز ۵.۰ از ۵.

۵.۰· مخابرات

برای من تجربه‌ای بود که از شرکت فرهیختگان علم و صنعت در مخابرات به‌دست آوردنم خیلی برام دیدنی بود و الان در قالب یک خاطره نوشته می‌کنم تا حس و واقعیت‌ها به‌همان شکل حفظ شوند اما عبارت‌ها با زبانی تازه و طبیعی بازگو شوند. در دی ماه سال هزار و چهارصد، شرکت مذکور آگهی جذب کارآموز در حوزه مخابرات سیستم منتشر کرد و من از طریق آن رزومه فرستادم و دعوت به مصاحبه شدم. روز مصاحبه به خودم گفتم شاید فعلا مهارت‌هایم کم است و پایه‌ام ضعیف است، شاید بهتر باشد شرکت نروم. با وجود این، به صورت پیامک اطلاع دادم جلسه را ترک می‌کنم. تماس شرکت از یک موبایل بود و در آن زمان خط ثابت‌شان کار نمی‌کرد اما الان فعال است. با وجود آگاهی از اینکه معمولا اگر کارجو مصاحبه را لغو کند، شرکت دید مثبتی به او ندارد و احتمالا می‌گویند روی این فرد حساب نمی‌کنند، پاسخ دادند که اگر مشکلی دارم می‌توانم روز و زمان مصاحبه را تغییر بدهم. من تصمیم به رفتن گرفتم و مصاحبه جدیدی ترتیب دادم. قبل از رفتن، در ذهنم تصور می‌کردم ساختمانی ساده با امکانات کم باشد و محیطی خوشایند برای کار نباشد. اما وقتی وارد شدم همه چیز شیک و نو بود و فضایی شبیه کارگاه‌های نوآور و فضاهای کاری اشتراکی با طراحی ویژه دیده می‌شد. همه کسانی که آنجا بودند جوان و متدین به‌نظر می‌رسیدند و از رفتارشان هم این را می‌شد فهمید. اکثرا آقا بودند و به خانم‌ها تا جایی که می‌دانم جذب نمی‌کردند. وارد اتاق مصاحبه که محیطی آرام و عایق صدا بود شدم و گفتگوی مصاحبه در آنجا انجام شد. در جلسه تنها یک مصاحبه‌کننده بود و از من درباره درس‌هایی مانند DSP و مخابرات پیشرفته سوالاتی پرسید. با وجود اینکه علمی من در پاسخ‌ها کم بود، او اجازه داد مدت کوتاهی کارآموزی کنم تا پس از ارزیابی تصمیم بگیرید که بمانم یا نه. به نظر من دلیل این رفتار اخلاق‌مداری او بود و اینکه می‌خواستند به جوان‌ها میدان یادگیری بدهند و محک بخورند؛ البته علاقه شخصی من هم به زمینه تحصیل در آن حوزه بی‌اثر نبود. ارزیابی به این شکل انجام شد که چند تسک در MATLAB در حوزه مخابرات پیشرفته به من محول شد و بعد هر تسک باید گزارشی در Word تهیه و ارائه می‌کردم. در همان مجموعه، یک سیستم کامل در اختیارم بود و همه چیز نو بود؛ اینترنت وای‌فای و LAN با سرعت بالا در دسترس بود و یک نماشاره جداگانه وجود داشت. همچنین مجموعه‌ای از سرویس‌های بهداشتی تمیز و استریل فراهم شده بود که برای من خیلی مهم بود. صبح‌ها از ساعت هشت تا هشت و نیم برای صرف صبحانه در نمازخانه وقت می‌گذاشتند و شرکت میزبان این وعده را مهیا می‌کرد. سفره می‌انداختند و هر روز غذاهای مختلفی مانند کره، پنیر، عدس و امثالهم سرو می‌شد. سه‌شنبه‌ها هم زیارت عاشورا برگزار می‌کردند. برای ناهار از سامانه‌ای اتوماسیون‌شده استفاده می‌کردند تا هر فرد بتواند سفارش بدهد و شرکت هزینه‌اش را تقبل می‌کرد؛ به‌نوعی مشابه سامانه غذا در دانشگاه‌ها. من بیش از یک ماه آنجا نماندم و دلیل آن ضعف علمی خودم بود؛ خودم هم ادامه ندادم. با این حال برخوردها همواره محترمانه بود و در این مدت هیچ هزینه‌ای برای ناهارها پرداخت نکردم و مهمان شرکت بودم. به‌هرحال فکر می‌کنم اینجا فرصت خوبی برای رشد بود و قدر

نقاط قوت

مدیریت بسیار منظم
تیم حرفه ای
محیط دوستانه
دسترس پذیری خوب محل کار
صبحانه رایگان
خوراکی رایگان
فرهنگ سازمانی مناسب
امکان یادگیری و رشد
اهمیت به دیزاین

نقاط ضعف

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۵.۰
مدیریت
۵.۰
حقوق و مزایا
۵.۰
تعادل کار-زندگی
۵.۰
فرصت رشد
۵.۰
توصیه به دیگران
۵.۰