وویکی‌تجربهجستجو
فروشگاههای زنجیره ای رفاه
تجربه کاری۱۷ فروردین ۱۳۹۸ · اردیبهشت ۱۳۹۷ تا اردیبهشت ۱۳۹۸

موشن گرافست

تجربه کاری موشن گرافست در فروشگاههای زنجیره ای رفاه

امتیاز ۲.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۳۹۷ تا اردیبهشت ۱۳۹۸).

۲.۰· موشن گرافست

هفته‌ای که من اینجا کار می‌کنم، یک سال است که به عنوان موشن گرافیست در رفاه مشغول به کارم. با وجودی که تیم بازاریابی نسبت به بخش‌های دیگر بهتر عمل می‌کند، اما همچنان نقص‌های جدی دارد و جو کار به‌ظاهر دوستانه اما واقعا توصیه‌شده به سمت فشار و توهم صمیمیت می‌رود. حقوق و مزایا در سطح ابتدایی و پایین‌ترین حد‌ها باقی می‌ماند. مسیر رشد و ارتقاء به طور واضح از کارمندان سلب می‌شود و هیچ ارجاعی به زحمات آن‌ها داده نمی‌شود. در کل اگر دنبال فضایی کاملا کارمندمحور با کمترین استرس و دغدغه هستید، جای خوبی می‌تواند باشد؛ اما اگر دغدغه حقوق مناسب و فرصت‌های پیشرفت شغلی دارید، رفاه قطعا گزینه‌ی مناسبی برای شما نیست.

نقاط قوت

شرکت بزرگ

نقاط ضعف

حقوق ناکافی
پایه حقوق کم
مدیریت ضعیف
بی نظمی کاری
ساعت کاری بالا
جلسات بی نتیجه

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

فروشگاههای زنجیره ای رفاه
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

در حال حاضر در رفاه کار می‌کنم و با وجود تایید کامل صحبت‌های همکاران سابق، وضعیت من همچنان بلاتکلیف است و هیچ قطعیتی درباره آینده وجود ندارد. هر لحظه ممکن است نیروها تعدیل شوند یا شعب رفاه تعطیل شوند. ساعات کار برای آقایان نامنظم است و تنوع کالاها آنقدر پایین است که مشتریان با ما درگیر می‌شوند. سهمیه قند و چای نداریم و مجبور می‌شویم از خانه خودمان تهیه کنیم. حقوق ماهی یک و نیم با تاخیر واریز می‌شود.

فروشگاههای زنجیره ای رفاه
تجربه کاری
کاربر ناشناس·صندوق
۱.۰
صندوق

من به طور کامل از وضعیتی که در اینجا تجربه کردم صحبت می‌کنم و با نگارشی تازه و صحت محتوا تا حد امکان نوشتار را تبدیل می‌کنم. ابتدا تصمیم داشتم عید از کار بیرون بمانم اما مسوول مربوطه گفتند تا از سفر برگردیم صبر کنم و قرارداد را امضا کنم تا اول سال جدید بیایم، و گفتند هفت روز اول عید باید حضور داشته باشم. چون قول داده بودم به بچه‌هایم و با پدرشان می‌خواستیم سفر برویم، ناچار شدم قرارداد را امضا کنم و به بچه‌ها گفتم که از ۸ فروردین برای همیشه قصد خروج دارم. با این وجود، در روز ۸ فروردین تغییر شد و به من گفتند که باید به کار برگردم زیرا قرارداد امضا شده و نیرو لازم است. من هم گفتم این تصمیم با من است و باید قول بدهید که به قول من عمل کنید. تیم مدیریت گفتند که اگر خودم را جدی بگیرم اجرایش می‌کنیم و من هم با دشواری به کار برگشتم. در همان روزها برای من مشخص بود که ساعات کارم به بعد از ظهر محول می‌شود و حتی برای رفت و آمد با مشکل روبرو بودم. در خانه هم Omar که همسرم بود باید برای رساندن من به خانه کمک می‌کرد. در ماه رمضان فشار کاری خیلی بالا بود و اغلب می‌گفتند مقدار بیشتری کار نزنم، اما از طرف آن‌ها فشار بسیار زیادی به من وارد می‌شد و با مشتریان خاص هم در کار بودیم که باید مقدار بیشتری از گوشت و مرغ برایشان می‌زدیم و فاکتور می‌کردند. حقوق ماه اول به طور کامل پرداخت نشد و من از اواسط دی ماه در نهایت حقوقم به مبلغی حدود ۲ میلیون پرداخت شد، سپس حقوق بهمن به طور کامل پرداخت نشد و در نهایت عید مقدار کمی پرداخت شد. بیمه هم دو ماه کامل به تاخیر افتاد و حتی برای داشتن بیمه تکمیلی و مراجعه به دکتر هم شرایط مساعد نبود. کار در انبار به شدت فشار بالا داشت و باید با دقت شمارش می‌کردیم و اشتباه‌های دیگران را هم پیدا می‌کردیم؛ در برخی روزها با وجود ۲۰ ساعت کار، به من و برخی همکاران پرداختی‌ها به سختی انجام می‌شد و برخی‌ها هم بی‌اعتبار می‌شدند. ساعات کاری در ده روز پایانی سال به شدت طولانی بود و در شب‌هایی تا سه صبح کار می‌کردیم. فضای کاری به گونه‌ای بود که فشارهای روحی و جسمی زیادی روی ما وارد می‌شد. محیط زیرآب‌زنی بود و جو گروهی بیشتر به سمت رفتارهای غیرحرفه‌ای می‌رفت؛ بعضی از همکاران با هدف‌دار بودن یا مسابقه‌های گروهی، رفتارهای نامناسب داشتند و برخی از آن‌ها از کار فرار می‌کردند یا به علت اشتباه‌های تازه‌کارها از آن‌ها سوءاستفاده می‌شد. وقتی از نمازخانه یا پشت صندوق برمی‌گشتم، خیلی موقع‌ها با محدودیت‌های دیداری و فاصله‌گذاری روبه‌رو بودم و حتی داشتن دستشویی ساده هم برای ما آرامی نبود. در پایان سال طولانی بودن ساعات کاری به حدی بود که ناهار هم معمولا کوتاه بود و در برخی روزها از ۷ صبح تا نیمه‌شب یا حتی تا ساعت‌های سعی شب کار می‌کردیم. برای گرفتن شماره همراه مشتریان هم محدودیت‌هایی وجود داشت و گاهی مدیران با نحوه‌ی برخورد تذکر می‌دادند که حق با مشتری است و وقتی مریض بودیم هم به ما ماسک دو عدد می‌دادند و یا اضافه می‌کردند که باید ماسک بزنیم. درباره شعبه خاصی که از شرق تهران صحبت می‌کردم، به طور کلی مشخص است که اینگونه فضا در آنجا وجود داشت و من از بقیه شعب اطلاعی ندارم. نهایتا تجربه من از کار در این محیط، با وجود برخی جنبه

فروشگاههای زنجیره ای رفاه
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

برای من کار کردم در فروشگاه‌های زنجیره‌ای رفاه و ساعات کارش به‌شدت بالاست به طوری که واقعا از زندگی عادی فاصله می‌گیرم. فضای کار، همکاران، مدیریت و فضای فروشگاه پر از حاشیه‌سازی و بحث‌های بی‌مورد بود. حقوق‌ها با تأخیرهای طولانی پرداخت می‌شد یا به طور کامل کسر یا دست‌کاری می‌گردید. تمایز قائل شدن بین نیروهای واردشده از طریق پارتی و افرادی که ارتباطی ندارند به چشم می‌خورد. هیچ مزیت یا بن ماهانه‌ای ارائه نمی‌شد؛ در حالی که سایر شرکت‌ها گاه به پرسنل بن و امکانات متنوع می‌دادند، اما اینجا هیچ مزیتی نصیب کارکنان نمی‌شد. اخیرا بدهی به تامین‌کنندگان به همه شرکت‌ها سرایت کرده و به نظر می‌رسد که ورشکستگی در حال نزدیک شدن است. با کار در این مجموعه، ساعات غیر استاندارد حدود دویست و بیست تا دویست و بیست و هفت در ماه را تجربه می‌کنم و کمترین حقوق مطابق با وزارت کار را دریافت می‌کنم و هیچ مزیت دیگری هم وجود ندارد.