در حال حاضر در رفاه کار میکنم و با وجود تایید کامل صحبتهای همکاران سابق، وضعیت من همچنان بلاتکلیف است و هیچ قطعیتی درباره آینده وجود ندارد. هر لحظه ممکن است نیروها تعدیل شوند یا شعب رفاه تعطیل شوند. ساعات کار برای آقایان نامنظم است و تنوع کالاها آنقدر پایین است که مشتریان با ما درگیر میشوند. سهمیه قند و چای نداریم و مجبور میشویم از خانه خودمان تهیه کنیم. حقوق ماهی یک و نیم با تاخیر واریز میشود.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در فروشگاههای زنجیره ای رفاه، صنعت فروشگاهی، تهران: بر اساس ۴ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۳ از ۵؛ ۰٪ از کاربران فروشگاههای زنجیره ای رفاه را به دیگران توصیه میکنند. ۴ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
براساس تجربههای ثبتشده، تجربه کاری در رفاه نشان میدهد که فضای کار غالبا با فشار کاری بالا، ساعات نامنظم و نگرانی بابت تعدیل نیرو همراه است. کاربران از مدیریت و محیطی که به نظر میرسد پر از حاشیههای داخلی است شکایت دارند و برخی گزارش میکنند که تفاوتهای برخورد بین نیروهای واردشده با روشهای جانبی و پارتیبازی وجود دارد. حقوق با تاخیر پرداخت میشود یا به شکل غیرمنصفانهای کسر میشود و بیمه و بیمه تکمیلی بهطور نسبی ناقص یا دیر ارائه میشود. در بخش انبار و صندوق نیز فشار کاری بالا، زمانبندی نامنظم و کار طولانیمدت به چشم میخورد و برخی از کارکنان گزارش میدهند که لباس کار و فضای نمازخونه و امکانات رفاهی محدود است. تجربه موشن گرافیست هم گویای فضای سمی در برخی قسمتها است، هرچند قسمت بازاریابی تا حدودی بهتر است اما باز هم با حقوق و مزایای کمتر از حد انتظار و عدم فرصت برای پیشرفت همراه است. بنا بر تجربههای ثبتشده، گردش کار و فرهنگ سازمانی به نظر چندان حمایتگر و رو به توسعه نیست و برخی کارمندان به دنبال فرصتهای دیگر با محیط کار سالمتر هستند. برخی از کاربران انتظار دارند که حقوق و مزایا، ساعات کاری منظمتر و فرصتهای رشد بیشتری ارائه شود تا تجربه کار در رفاه به مرور بهبود یابد. برخی دیگر نیز تأکید دارند که وضعیت برخی شعب و تیمها نسبت به سایرین تفاوت دارد. همچنین تجربههای مصاحبه نشانگر فرآیند استخدامی سخت و فشار بالا برای ورود است که برای برخی داوطلبان ناخوشایند بوده است. ترجیحا سازمانی با شفافیت حقوق، مدیریت بهتر و محیط کار امنتر میتواند تجربه کار در رفاه را بهبود بخشد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
من به طور کامل از وضعیتی که در اینجا تجربه کردم صحبت میکنم و با نگارشی تازه و صحت محتوا تا حد امکان نوشتار را تبدیل میکنم. ابتدا تصمیم داشتم عید از کار بیرون بمانم اما مسوول مربوطه گفتند تا از سفر برگردیم صبر کنم و قرارداد را امضا کنم تا اول سال جدید بیایم، و گفتند هفت روز اول عید باید حضور داشته باشم. چون قول داده بودم به بچههایم و با پدرشان میخواستیم سفر برویم، ناچار شدم قرارداد را امضا کنم و به بچهها گفتم که از ۸ فروردین برای همیشه قصد خروج دارم. با این وجود، در روز ۸ فروردین تغییر شد و به من گفتند که باید به کار برگردم زیرا قرارداد امضا شده و نیرو لازم است. من هم گفتم این تصمیم با من است و باید قول بدهید که به قول من عمل کنید. تیم مدیریت گفتند که اگر خودم را جدی بگیرم اجرایش میکنیم و من هم با دشواری به کار برگشتم. در همان روزها برای من مشخص بود که ساعات کارم به بعد از ظهر محول میشود و حتی برای رفت و آمد با مشکل روبرو بودم. در خانه هم Omar که همسرم بود باید برای رساندن من به خانه کمک میکرد. در ماه رمضان فشار کاری خیلی بالا بود و اغلب میگفتند مقدار بیشتری کار نزنم، اما از طرف آنها فشار بسیار زیادی به من وارد میشد و با مشتریان خاص هم در کار بودیم که باید مقدار بیشتری از گوشت و مرغ برایشان میزدیم و فاکتور میکردند. حقوق ماه اول به طور کامل پرداخت نشد و من از اواسط دی ماه در نهایت حقوقم به مبلغی حدود ۲ میلیون پرداخت شد، سپس حقوق بهمن به طور کامل پرداخت نشد و در نهایت عید مقدار کمی پرداخت شد. بیمه هم دو ماه کامل به تاخیر افتاد و حتی برای داشتن بیمه تکمیلی و مراجعه به دکتر هم شرایط مساعد نبود. کار در انبار به شدت فشار بالا داشت و باید با دقت شمارش میکردیم و اشتباههای دیگران را هم پیدا میکردیم؛ در برخی روزها با وجود ۲۰ ساعت کار، به من و برخی همکاران پرداختیها به سختی انجام میشد و برخیها هم بیاعتبار میشدند. ساعات کاری در ده روز پایانی سال به شدت طولانی بود و در شبهایی تا سه صبح کار میکردیم. فضای کاری به گونهای بود که فشارهای روحی و جسمی زیادی روی ما وارد میشد. محیط زیرآبزنی بود و جو گروهی بیشتر به سمت رفتارهای غیرحرفهای میرفت؛ بعضی از همکاران با هدفدار بودن یا مسابقههای گروهی، رفتارهای نامناسب داشتند و برخی از آنها از کار فرار میکردند یا به علت اشتباههای تازهکارها از آنها سوءاستفاده میشد. وقتی از نمازخانه یا پشت صندوق برمیگشتم، خیلی موقعها با محدودیتهای دیداری و فاصلهگذاری روبهرو بودم و حتی داشتن دستشویی ساده هم برای ما آرامی نبود. در پایان سال طولانی بودن ساعات کاری به حدی بود که ناهار هم معمولا کوتاه بود و در برخی روزها از ۷ صبح تا نیمهشب یا حتی تا ساعتهای سعی شب کار میکردیم. برای گرفتن شماره همراه مشتریان هم محدودیتهایی وجود داشت و گاهی مدیران با نحوهی برخورد تذکر میدادند که حق با مشتری است و وقتی مریض بودیم هم به ما ماسک دو عدد میدادند و یا اضافه میکردند که باید ماسک بزنیم. درباره شعبه خاصی که از شرق تهران صحبت میکردم، به طور کلی مشخص است که اینگونه فضا در آنجا وجود داشت و من از بقیه شعب اطلاعی ندارم. نهایتا تجربه من از کار در این محیط، با وجود برخی جنبه
برای من کار کردم در فروشگاههای زنجیرهای رفاه و ساعات کارش بهشدت بالاست به طوری که واقعا از زندگی عادی فاصله میگیرم. فضای کار، همکاران، مدیریت و فضای فروشگاه پر از حاشیهسازی و بحثهای بیمورد بود. حقوقها با تأخیرهای طولانی پرداخت میشد یا به طور کامل کسر یا دستکاری میگردید. تمایز قائل شدن بین نیروهای واردشده از طریق پارتی و افرادی که ارتباطی ندارند به چشم میخورد. هیچ مزیت یا بن ماهانهای ارائه نمیشد؛ در حالی که سایر شرکتها گاه به پرسنل بن و امکانات متنوع میدادند، اما اینجا هیچ مزیتی نصیب کارکنان نمیشد. اخیرا بدهی به تامینکنندگان به همه شرکتها سرایت کرده و به نظر میرسد که ورشکستگی در حال نزدیک شدن است. با کار در این مجموعه، ساعات غیر استاندارد حدود دویست و بیست تا دویست و بیست و هفت در ماه را تجربه میکنم و کمترین حقوق مطابق با وزارت کار را دریافت میکنم و هیچ مزیت دیگری هم وجود ندارد.
هفتهای که من اینجا کار میکنم، یک سال است که به عنوان موشن گرافیست در رفاه مشغول به کارم. با وجودی که تیم بازاریابی نسبت به بخشهای دیگر بهتر عمل میکند، اما همچنان نقصهای جدی دارد و جو کار بهظاهر دوستانه اما واقعا توصیهشده به سمت فشار و توهم صمیمیت میرود. حقوق و مزایا در سطح ابتدایی و پایینترین حدها باقی میماند. مسیر رشد و ارتقاء به طور واضح از کارمندان سلب میشود و هیچ ارجاعی به زحمات آنها داده نمیشود. در کل اگر دنبال فضایی کاملا کارمندمحور با کمترین استرس و دغدغه هستید، جای خوبی میتواند باشد؛ اما اگر دغدغه حقوق مناسب و فرصتهای پیشرفت شغلی دارید، رفاه قطعا گزینهی مناسبی برای شما نیست.
استخدام در فروشگاههای زنجیره ای رفاه
از مجموع ۴ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۴ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران فروشگاههای زنجیره ای رفاه را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۴
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۳ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۳ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۳ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی فروشگاههای زنجیره ای رفاه مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره فروشگاههای زنجیره ای رفاه
آیا فروشگاههای زنجیره ای رفاه در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از فروشگاههای زنجیره ای رفاه ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در فروشگاههای زنجیره ای رفاه چگونه است؟
بر اساس ۴ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۳ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در فروشگاههای زنجیره ای رفاه چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در فروشگاههای زنجیره ای رفاه از نگاه ۴ کارمند: ۲.۳ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در فروشگاههای زنجیره ای رفاه چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از فروشگاههای زنجیره ای رفاه ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در فروشگاهی
در محیطی پویا و جوان کار میکردم، جایی که رویکردی نوآورانه حاکم بود و پذیرش ایدههای تازه یکی از ویژگیهای آن بود. افقهای روشن با طرحهای کوتاهمدت و بلندمدت، مزیت اصلیشان را ایجاد میکردند و پرداختهای منظم مزایا از ج
برای من که از داخل میدیدم، دوان تجربهای بود از نوع نمایش ظاهریها با فریب مدیران ناکارآمد. از بیرون همه چیز به نظر خوب میرسید اما وقتی دقیق میشدم، میفهمیدم که اکثر مدیران بیدقت و نالایقاند و تنها ظاهر را حفظ میکن
تجربهام در شرکت دپارتمان استور روشا نسبتا معمولی بود، هرچند فضا دوستیمحور و صمیمی بود که احساس آرامش میداد.
در شرکت کوانتوم با تفاوتهای محسوس نسبت به تجربهای که در شرکت بیز داشتم، سعی کردم مسیر پیشرفت را به درستترین شکل طی کنم و تلاش خود را به کار بگیرم. فکر میکنم شبکهسازی را تا حدودی میدانم و اکنون به دنبال ارتقای توانم
بعد از چند ماه کار در پارکانو فهمیدم که اینجا برای ارتقای دانش و حوزه تخصصی فرصتهای ارزشمندی وجود دارد و تجربیات قابل توجهی به دست میآورم. با وجود این، فضای فرهنگی سازمان و شیوههای مدیریتی تا حدی با منطبق نبودن روبهر
برای اولین بار وارد دنیای کار شدم و تجربهام از شرکت موبایل مرکزی شیراز چندان رضایتبخش نبود. مدیریتی کاملا سنتی حاکم بود و انصافا تبعیض بین همکاران احساس میشد؛ با وجود اینکه اکثر همکاران با دل و جان از انرژیشون میگذا