کارگر و فروشنده
تجربه کاری کارگر و فروشنده در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
امتیاز ۲.۰ از ۵.
بنده حدود دو هفته در یکی از فروشگاه های افق مشغول به کار بودم. اول از همه به دلیل شرایط سخت اقتصادی واقعا به حقوق پایه وزارت کار هم احتیاج جدی داشتم و دارم. اما مسئله اینجاست که نسبت به کار و ساعات کاری که به شما محول میشود، شما باید حداقل دو برابر حقوق پایه دریافتی داشته باشید. شیفت ها صبح یا بعد از ظهر بودنشان مشخص نیست و عملا شما تمام زندگی تان و برنامه هایتان را باید بگذارید کنار تا سرپرست فروشگاه شیفت فرداتون را صبح یا بعد از ظهر تعیین کند :( تازه به اینجا هم ختم نمیشود؛ ممکن است فردا بهتون خبر بده که "زودتر بیا که بار داریم" - "زودتر بیا که مغازه را قراره بشوریم" - "زودتر بیا که قراره برق بره" و.... خب اوکی من زود میام ولی آیا جنابعالی برای من اضافه کاری مینویسی یا همان مبلغ پایه حقوق را قراره بهم بدی؟! که در جواب باید بگم نهایتش بابت تمام زحمات بهتون یک تومن اضافه بده خیلیه! :( یعنی این شیفت 8 ساعته شما ممکنه بشه 9 ساعت، 10 ساعت و حتی در عین ناباوری 11 ساعت 👀 کار فروشگاه گردانی هم که مشخصه؛ تحویل بار، چیدمان در انبار، چیدمان در فروشگاه و به اصطلاح فیس دادن به اجناس، کنترل لیبل اجناس و مغایرت گیری، چاپ لیبل برای اجناس، دقت به تاریخ انقضا، دقت به جت پرینت، صندوقداری، نظافت فروشگاه، نظافت سرویس بهداشتی و بعضا حمل خرید مشتری تا درب ماشین یا در صورت لزوم تا درب خانه. سرپرست مغازه چون از کار بنده راضی بود، همان روز دوم برای تکمیل مدارک و استخدام با بیمه، از من کارت بهداشت خواست. این کارت بهداشت گرفتن خودش حدود 450 تومن هزینه داشت ( شامل هزینه دفتر پیشخوان، ویزیت دکتر و آزمایشات) که از جیب کارگر که بنده باشم پرداخت شد. بعد از یک هفته که از شروع کار کردن بنده گذشت به مصاحبه با بخش منابع انسانی شرکت افق دعوت شدم؛ حدود 5 دقیقه طول کشید و چند سوال ساده مطرح شد که هر کسی توان پاسخگویی به آنها را دارد. در پایان گفتند که "برای تکمیل دوره کارآموزی باید یک هفته در فروشگاه های ستادی ما مشغول کار باشید". از فردای آن روز من برای کار هم به فروشگاه خودم میرفتم و هم به فروشگاه ستادی. فروشگاه ستادی از من یک شیفت کامل کار می خواست (8 ساعت) فروشگاه خودم هم که میگفت باید بیایی چند ساعت کمک ما کنی!! این شد که ساعت کاری من رفت روی 11 ساعت. و شما نمیدونید که نقریبا 11 ساعت سر پا ایستادن چه پدری از من درآورد. این شد که وسط دوره کارآموزی، من کلا کار را رها کردم و با وجودی که به شدت نیاز به حقوق و شغل دارم، عطای این کار کذایی را به لقایش بخشیدم. این هم اضافه کنم که در صورت این که دوره کارآموزی یک هفته ای و آزمون آنلاین بعد از اون رو با موفقیت پشت سر گذاشتید، شرکت شما را بیمه تامین اجتماعی میکند و ماهانه بسته به فروش فروشگاهتون، پورسانتی حدود 2-3 تومن یا بیشتر همراه با حقوق تون دریافت خواهید کرد. در همان فروشگاه ستادی که برای دوره کارآموزی بودم، یکی از همکاران گفت "من متاسفانه 4 سال هستش که مشغول به کار در افق کوروش هستم. روزانه دست کم 6-7 ساعت سر پا هستم، ماهانه هم دو برابر حقوق پایه دریافتی دارم، کوپن و بن خرید و پورسانت فروش هم بهش تعلق میگیره. با این وجود اصلا این کاری نیست که شخصی بتونه برای دراز مدت رویش حساب باز کنه چون از نظر فیزیکی و روانی به شدت مخرب هستش. توصیه ام اینه که با این حقوق پایین اگر میخواهی فقط برای یک مدت کوتاه مشغول باش و بعدش کاری درخور برای خودت پیدا کن!"
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در طول مدت حضورم در این شرکت، با مجموعهای از چالشها روبهرو شدم که بیشتر به شیوهی مدیریت در سطح سرپرستی مربوط بود. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، نبود شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضایی کماعتماد میان اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز روی کار میشد. به مرور زمان این وضعیت باعث خستهکننده شدن محیط کار شد و هم انگیزه را کاهش داد و هم کیفیت انجام وظایف را تحت تأثیر قرار داد؛ بهطوری که ادامهی همکاری برای من میسر نبود.
سالها میگذشت و من فهمیدم که کار در این مجموعه تجربهای بیثمر است؛ فضای کار ناسالم و ارزش گذاشتن روی زمان و انرژی آدمها کم است. احساس میکردم هیچوقت برای خودم اعتبار یا رضایت به دست نمیآورم و ترجیح میدادم از اینجا دور بمانم تا بتوانم وقت و عمرم را صرف کاری کنم که واقعا معنایی داشته باشد.
برای مصاحبه به من قول دادن که زمانش رو مشخص کنن و همین طور انتظار داشتم که دقیقا همون روز به کار پوشه برم. وقتی رسیدم، سه نفر رو بهعنوان حضور اولیه دیدم که نشسته بودن. از من خواستن فرم پر کنم؛ فرم روی میز پخش شده بود و پرش کردم و منتظر شدم تا نوبتم بشه. بعد که وارد مرحله مصاحبه شدم، سوالها رو پاسخ دادم و صدای آرامی از مصاحبهکننده شنیده میشد. به نظر میرسید که رضایت دارن و احتمالا فردا میتونم کار رو آغاز کنم. گفتن که تشریف بیارم و فردا تماس خواهند گرفت. چند روز بعد خودم تماس گرفتم و گفتن فعلا استخدام نیروی ندارند.
شرکت افق کوروش، فروشگاههای زنجیرهای در تجربهی کار من برای مصاحبه سرپرستی انبار، با مدیران منطقهای اصفهان و سرپرست این منطقه دیدار داشتم و مرحلهای هم با رئیس انبارهای اصفهان برگزار شد. آزمون بهصورت سوالهای چندگزینهای بود که با رایانه انجام شد.
فکر میکنم نباید با نخستین برخورد غیر حرفهای شرکت به تصمیمی سریع برسیم، اما این تجربه را با زبان خودم بازنویسی میکنم تا جوهرش حفظ شود اما ساختارش نو شود. مصاحبهای را برای موقعیت برنامهریزی از طریق بخش منابع انسانیشان سپری کردم که رفتارشان با من خیلی تأسفبار بود و لحنشان کاملا نامناسب بود. نمیدانم آیا ایشان کارشناس جذب بودند یا کارشناس منابع انسانی، اما برخوردشان به شدت بیادبانه بود و حتی اگر لازم نبود نامشان را هم مینوشتم تا تجربهام ثبت شود. اولین سؤالشان این بود که آیا حقوقی که در رزومه درخواست داشتم واقعا همین مقدار است؟ پاسخ دادم که واقعا چنین نیست و قصد دارم آن را اغراقآمیز ننویسم. گفتند شرکت چنین حقوقی را نمیدهد و اگر میخواهید مصاحبه را تمام کنیم. در آن لحظه آرزو کردم که ایکاش پشت تلفن از من میپرسیدند آیا روز پنجشنبه میتواند بیایم یا نه تا مرا به پارک وی نمیکشاندند. واقعا پشیمانم که چرا آن روز به مدیر منابع انسانیشان نگفتم؛ چون این برخورد ناخوشایند همچنان در ذهنم میماند و تا مدتی ذهنم را درگیر میکرد. به هیچ وجه آنجا را توصیه نمیکنم و به نظر من ویژگیهای یک شرکت از رفتار منابع انسانیش مشخص میشود. من دیگر هرگز تمایلی به بازگشت به آنجا ندارم.
دوست داشتم تجربهام را با صدای صریحتری بیان کنم چون پیش آمدهایش برایم روشن بود. قرار بود رأس ساعت ده صبح برای مصاحبه به مرکز تماس این سوپرمارکت آنلاین بیایم و وقتی رسیدم، گروهی از کارکنان واحد منابع انسانی آنجا حضور داشتند. به من گفتند هماکنون بنشینم و فرمهای استخدام را که روی میز پخش پخش بود پر کنم؛ من هم تا حدودی پر کردم و منتظر شدم. حدودا چهل دقیقه طول کشید تا نوبتم بالا بیاید، و در نهایت متوجه شدم همراه من فرد دیگری نیز وارد اتاق مصاحبه شد چون زمان اجرای مصاحبه محدود بود و مراجعان بسیار بودند. هیچیک از موارد مطرحشده در رزومهام را دقیق بررسی نکردند. نه برای من و نه برای آن همراستای من سوالی درباره سابقه کار یا تحصیل مطرح نشد. به جای آن با توضیحاتی کلی آغاز کردند و گفتند اگر تمایل داشته باشم دو ساعت بهصورت تستی در مرکز تماس کار کنم و در صورت تأیید برای تکمیل مدارک با من تماس میگیرند. ساعات کاری هم بهطور کامل فولتایم بود و از صبح تا شب، بهصورت یک روز در میان. نتیجه این فرایند را باید ساده و صریح گفت: تجربهای تا حد زیادی غیرحرفهای بود.