وقتی لابیگری جای خروجی فنی را میگیرد
تجربه کاری برنامه نویس در فلای تودی
امتیاز ۲.۸ از ۵ (اسفند ۱۳۹۹ تا اردیبهشت ۱۴۰۴).
DFFEWD ERFERFERFFSDFSDFSDFFSDF
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مصاحبه رفتم فضای کار مرتب و تمیز همه پشت میزاشون خیلی منظم نشسته بودن داخل باکس های شیشه ای بزرگ و شلختگی ندیدم همه چی سر جاش بود ولی خب هپینس ایمپلویی بالایی حس نکردم آدم ها شبیه ربات مشغول بودن اتاق مصاحبه کمی از لحاظ فضا استاندارد نبود وایب قفس میداد با برچسب دورتا دور پوشیده کمی بروکراسی هاشون زیاده که بنظرم لازم نیست مثلا رفرنس چک های حضوری و زمانگیر از مشاغل قبلی که این مدل رو ادارات دولتی انجام میدن و در شرکت های خصوصی کمتر از ۵۰۰ نفر اصلا نیازی نیست مگر اینکه حین مصاحبه مورد خیلی حادی احساس کنن پنجشنبه هاشم یکی در میون ماری بود ک بنظرم جالب نیومد کامنت های بد در مورد این شرکت زیاد نوشتن بنظرم تا حدی درست بنظر میومد و این شرکت ها از لحاظ امنیت شغلی سریعا اسیب پذیرن و پشتوانه ندارن از لحاظ منابع انسانی هم طی مصاحبه متوجه تخصص بالایی ندیدم در کل ایده ال نبود
بیش از سه سال با شرکت پرتو همکاری داشتم و در این مدت تجربهای به دست آوردم که شاید بد نباشد با دیگران هم در میان بگذارم؛ بهخصوص کسانی که قصد همکاری با این مجموعه را دارند. پرتو در ظاهر یک سازمان منظم و ساختاریافته به نظر میرسد، اما تجربه شخصی من نشان داد که در بسیاری از موارد، روابط بیشتر از ضوابط تعیینکننده هستند. به نظر من، داشتن ارتباط نزدیک با مدیران میتواند مسیر پیشرفت را بسیار کوتاهتر کند؛ در حالی که صرفاً داشتن دانش، تجربه، توانایی و عملکرد مناسب، لزوماً به همان اندازه در پیشرفت شغلی اثرگذار نیست. در بخش فنی نیز با مواردی مواجه شدم که از نظر من نشاندهنده وجود فضای ناسالم رقابتی بود؛ افرادی که برای دیدهشدن یا پنهان کردن ضعفهای خود، رفتارهایی انجام میدادند که به فضای کاری آسیب میزد و متأسفانه مدیریت و سرپرستی همیشه برخورد مؤثری با این مسائل نداشتند. موضوع دیگری که برای من آزاردهنده بود، توقع دسترسی دائمی به نیروی کار بود. شیفتها گاهی در لحظات آخر اعلام میشدند و امکان جابهجایی چندانی وجود نداشت. حتی در روزهای تعطیل یا روزهایی که شیفت نداشتید، در صورت نیاز مجموعه، ممکن بود از شما انتظار حضور اجباری وجود داشته باشد. از طرفی، برخلاف تصوری که ممکن است وجود داشته باشد، به نظر من حقوق و مزایا آنقدر بالا نیست که حجم و فشار کاری اضافه را توجیه کند. در بسیاری از موارد، چیزی که دریافت میکنید بیشتر در قبال مسئولیت و کار بیشتر است، نه لزوماً شرایط مالی متفاوت. البته اینها برداشت و تجربه شخصی من در طول بیش از سه سال همکاری با این مجموعه است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد دیگر متفاوت باشد. با این حال، اگر بخواهم بر اساس تمام سالهایی که در صنعت گردشگری فعالیت کردهام قضاوت کنم، همکاری با پرتو برای من یکی از ضعیفترین و ناخوشایندترین تجربههای کاری بود. به نظرم قبل از تصمیم به همکاری با هر مجموعهای، فقط به ظاهر سازمانیافته آن توجه نکنید؛ درباره فرهنگ سازمانی، نحوه مدیریت، شیوه تعیین شیفتها، میزان تعادل کار و زندگی و مهمتر از همه، معیار واقعی پیشرفت در آن مجموعه تحقیق کنید.
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
در شرایطی که به من گفتند فقط یک هفته با این تیم همکاری کنم، اوضاع کار خیلی ناامیدکننده بود و به نظر میرسید رفتار بعضی مدیران با کارکنان مناسب نیست. هر روز فشار زیادی برای انجام کارهای بیشتر بود و گزارشدهی مداوم درخواست میشد؛ اما وقتی صحبت از حقوق و قرارداد پیش میآمد، پاسخ مشخصی نمیگرفتم و معمولا میگفتند زمان ندارند. برخی روزها به نظر میرسید که گشت و گذار و صحبتهای غیرکاری بیشتری با همکاران میکردند. جو تیم بیشتر به محیطی نیمهنظامی شبیه بود و دیدم که مدیران در چشمتری قرار داشتند و خیلی از پاسخگویی به سوالات مندی و شفاف نبود. قولهای سه روزهی آزمایشی با حقوق مطرح شد، اما در نهایت از لحاظ مالی هیچ مبلغی دریافت نکردم و وعدهها بیشتر از واقعیت بود. بهگفتهی من، رفتار برخی مدیران کار را به سطحی فراتر از انتظار میبرد و از نظر من کمتر از حد انتظار بود.