___
تجربه کاری ___ در فن آوران ایمن شبکه باران
امتیاز ۱.۰ از ۵.
با وجود اینکه شرکت فنآوران ایمن شبکه باران را تجربه کردم، بهطور کامل از آن فناروی کار صحبت میکنم. حقوق را به صورت ناقص و در قطعات کوچک میدهند و پرداخت بیمه هم بهدستی و بهتکرار با تأخیر انجام میشود. رفتار مدیریت نسبتا نامناسب است و با منطق و احترام برخورد نمیکنند. انگشتگذاری بهجای رعایت اصول، حقوق من را به شکل خرد شده میپردازند. بیمه را بعضیوقتها رد میکنند یا فراموش میکنند یا بهطور متفاوت اعمال میشود. در محیط کار هیچ پاداش یا تشویقی وجود ندارد و انگیزهای برای بهبود کار وجود ندارد. ایرادات را بهجای پذیرش، با انعطافناپذیری پاسخ میدهند و معمولا نسبت به بازخوردها مقاومت میکنند. در کل توصیه نمیکنم این شرکت را برای کار کردن انتخاب کنم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در مدت همکاریام با این مجموعه، با مدیریتی بااخلاق و محیطی دوستانه و گرم روبرو شدم. آنچه در برخی نظرات مطرح میشود، با تجربه من تفاوت قابل ملاحظهای دارد و به نظرم نادیده گرفتن زحمات این تیم پرتلاش بیانصاف است.
در این شرکت، پشتیبانی سایت را تجربه کردم و متوجه شدم تعداد پرسنل خیلی کمتر از عدد اعلامی است و حتی خانوادهی کارکنان هم بهعنوان جزء آمار محسوب میشوند. مدیری وجود دارد که به نظر نمیرسد نقشه یا جهت درستی از کار دارد. ساختار سایت فروشگاهی وجود دارد، اما 대부분 محصولات در انبار موجود نبودند و قرارداد همکاری با پذیرندهها برای سفارشها وجود نداشت. به نظر میرسید شرح وظایف معمولا معنا ندارند و پرداختها بهطور مرتب و با تأخیر انجام میشدند. در صورت قطع همکاری، حقوق ماه آخر بهطور منظم پرداخت نمیشد. آدرسی که روی سایت درج شده با آدرس شرکت تفاوت داشت و مرخصیها با حقوق بهطور کامل معنا نمیشدند. مدیریت از نظر سواد و رفتار حرفهای ضعفهای جدی داشت و رفتار پرادع دیده میشد. فضا و جو کار مانند محیطی ناسالم بود و مشکلات حقوقی وجود داشت. تایم استراحت منظم در شرکت نبود و حتی فضای نهار برای کارکنان وجود نداشت و در اتاق جلسات ناهار میخوردند. تلاشهای من در اینجا به نتیجهای مشخص نمیرسید و با وجود مدیریت کمدانش و گاهی نارضایتیهای مکرر، موقعیت برای همکاری پایدار فراهم نبود. توصیه میکنم از همکاری با این شرکت خودداری کنید.
در این شرکت تجربهی من بهعنوان کارمند اداری نشان میدهد که برخی از مدیران رفتارهای نامناسب و ناعادلانهای داشتهاند و حقوقم را به موقع پرداخت نکردند. ظاهر آرام و متین و با نیتی خوب بهنظر میرسیدند، اما در عمل با هر برخوردی گاهی ناسازگار بودند و به شیوهای که مطلوب من نبود عمل میکردند. به گفتهی خودم، با افرادی که بهظاهر پاکنیت هستند اما در عمل ریاکارانه رفتار میکنند، نباید همکاری کرد.
امروز میخواه در قالب تجربهای واقعی از کار در این شرکت بنویسم و به گونهای آرام و صادقانه بازگو کنم که هم محتوا حفظ شود هم زبان تازهای یافته باشد. حقیقت این است که اوضاع در شرکت خیلی آشکارا زیرساختی و نامشخص بود و مدیران و سهامداران به نحوی غیرشفاف عمل میکردند. اطلاعات شرکت را به شکل دقیق به کارفرمایان و مشتریان منتقل نمیکردند و به مرور زمان فهمیدم که اندازه واقعی تیم از آن چه در ظاهر نشان میداد، خیلی بیشتر بود و با گذشت زمان به نظر میرسید که برخی از افراد و بخشها به شکل غیرمنظم از هم جدا شدند. به نحوی که آدرسی که روی سایت درج شده بود، به نظر اشتباه میآمد و تنها دو ماه در آن آدرس حضور داشتند؛ پس از آن صاحبخانه از حضورشان ناراضی شد و آنها را از محل بیرون کرد. به نظر میرسید این شرکت با ایجاد اعتماد کاذب و عقد قرارداد با پذیرندهها همچون فروشگاهها، منافع برخی افراد را در اولویت قرار میداد و به نظر میرسید که در عمل چندان به تعهدات پایبند نیست. نهایتا اتفاقی که افتاد این بود که آن امتیازی که من برای ثبت نظر در نظر گرفتم، صرفا برای تسهیل فرایند بود و بدون آن هم امکان ثبت نظر وجود نداشت.
این شرکت را از منظر من واقعا بینظم میدانم؛ مدیران هر لحظه تصمیمی میگیرند که معلوم نیست دقیقا چه هدفی دارد و تیمی با تجربه کمتر به کدنویسی مشغول است. به نیروها توجهی نمیشود و انگار احترام چندانی برایشان قائل نیستند. تنها نکته قابل ذکر این است که یک مدیر پروژه در این شرکت دیده شده که کمتر از چهار ماه دوام آورد و ترک همکاری کرد. از نظر سطح دانش مدیران بالا دست، کمترین امتیاز را میشود داد و تجربه کاری هم نشان میدهد که هیچچیزی در سازمان ثبات ندارد. اگر قصد دارید در شرکتی کار کنید که هیچ ساختار مشخصی ندارد، میتوانید اینجا را انتخاب کنید. امتیاز من به این شرکت حدودا یک است؛ چرا که چیز دیگری ندارد که بیشتر بدهد؛ البته حتی یک هم خیلی هم نیست. انشاءالله در آینده بیشتر درباره این شرکت بنویسم.
در این محیط کاری احساس کردم با چالشهای جدی روبهرو هستم و شرایطی نبود که به آن عادت کنم. فضا پر از درگیریهای داخلی و بروکراسی طاقتفرسا بود و همیشه بر سود خالص تأکید میشد، بدون اینکه توجه کافی به تعادل بین کار و زندگی شود. مدیران در رأس امور خویشتندار و پرتوقع بودند و بیشتر امور را در دست داشتند، در حالی که برخورد انسانی مفقود و روابط همکاران به شدت کشدار و پراز شکایت بود. فضای رقابتی داخل تیم ناسالم بود و گاهی همه از جاسوسی حرفهای هم صحبت میکردند. اصول و دستورالعملها متناقض جلوه میکرد و شفافیت کم بود؛ از سوی دیگر فضا به نظر میرسید که بیمار و ناسالم باشد. به نظر من چندین مسأله عمیق در سازمان وجود داشت که بهرهوری را کاهش میداد و باعث میشد احساس کنم پاداشی برای تلاشها در کار نیست. همچنین همکاران غرغرو و نبود تعادل مناسب میان کار و زندگی مزید بر علت میشد. در نهایت احساس میکردم خودمحوری در رأس تصمیمسازی وجود دارد و فضای کاری را به جایی ناخوشایند تبدیل میکند.