مصاحبهای که حس محاکمه داشت
تجربه مصاحبه برنامهنویس فولاستک در مؤسسه مهر کتاب قاصدک
عدم پذیرش.
برای مصاحبه رفتم و فضا برای بخش فنی خوب بود، اما بخش منابع انسانی تفاوت چندانی با انتظار من نداشت و تنها چند آزمون ساده گرفتند: یک تست شخصیتی و دو آزمون دیگر که نتیجههای MBTI آنها با تجربهها و تستهای قبلیم همسو نبود. اتفاقاً بیشترین فشار را از جانب مدیرعامل احساس کردم؛ انگار بهنوان یک بازجویی عمل میکردند و از هر جزئیات شرکتهای قبلی من سوال میکردند و در نهایت درباره تصمیمهای کاری و زندگیام نظر میدادند. گفتم که با چند خط در رزومه نمیشود تصمیمگیری درباره من گرفت و عوامل زیادی در تصمیمگیریها دخیل هستند. بحث اصلی هم سر حقوق موردنظر من بود و زمان زیادی را صرف کردند. دوست داشتم صریحتر بگویند که این مبلغ از توانشان خارج است تا اینکه با زیرسوال بردن سوابق و انتخابهایم بخواهند دلیل بیاورند. موفقیتها و مزایای خاصی هم ارائه نمیدادند و شیوه برخورد و استدلال مدیرعامل بهنظر من سطح پایینی داشت. اگر نمیتوانند حقوق را فراهم کنند یا از نظر اقتصادی برای شرکت توجیه ندارد، زیر سوال بردن شخصیت و زندگی کارجو لازم نبود؛ راههای محترمانهتر و حرفهایتری برای رد درخواست وجود دارد.