تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در مارکت پلیس لیمو
امتیاز ۱.۰ از ۵ (اسفند ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹).
شرکت مارکت پلیس لیمو تجربهای ناامیدکننده برای من رقم زد. در مصاحبه فردی غیرحرفهای با سوالاتی نامرتبط به کار مطرح شد و مشخص نبود که چه سمتهایی در آن موقعیت وجود دارد، چون نفر مصاحبهکننده با چند سمت مختلف کار میکرد و هر ماه تغییر میداد. ابتدا از من سفتهای به مبلغ بیستوپنج میلیون تقاضا کردند که حتی اگر بهنظر من هم باتجربه باشم، حاضر به پذیرفتن آن نبودم. حقوق در دوره آزمایشی بر پایه هزینههای وزارت کار تعیین میشد و نه توافق دوطرفهای که انتظار میرفت. تیم منابع انسانی هم از حرفهایگری دور بوده و گاهی به حاشیهپردازی و زیرآبزنی میافتاد. تعداد کارکنان منابع انسانی اغلب بیشتر از سایر تیمها بود و مدام در حال جذب نیرو بودند. به عبارتی تیم ثابتی وجود ندارد و نیروها همواره در حال استخدام یا خروج هستند و تقریبا تنها افراد نزدیک به مدیریت و دوستانشان از این قاعده مستثنی بودند. پروژهها هر ماه عقب میافتادند و هیچوقت آغاز نمیشدند. اگر قصد ماندن داشتید، باید با پذیرش کامل نظرات مدیریتی همراه میشدید و با آن موافقت میکردید. مدیریت شرکت بهشدت ضعیف و غیر حرفهای عمل میکند و در هر موضوعی دخالت میکند؛ اگر با مخالف باشید، احتمالا با پیامدهایی روبهرو خواهید شد. جلسات زیادی طولانی و بینتیجه برگزار میشدند و خروجی خاصی نداشتند. ارتباط داخلی از طریق پیامرسان راکت چت بود، و به نظر من این ابزار دروغ گفتن به تیم را تسهیل میکرد. مزایا مانند ناهار یا میانوعدهها هم بهطرز اغراقآمیزی تبلیغ میشدند، اما در واقعیت خیلی فراتر از آن نبودند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به خاطر شرایط کار از راه دور که از این شرکت انتظار داشتند، تجربهام خیلی ناخوشایند بود. در مصاحبه ادعا شد که کارمندان حضوری دارند و مکانی برای کارکردن وجود دارد، اما واقعیت این بود که فقط اتاقی در دفتر وجود داشت و سیستم مشارکتی مشخصی هم اجرا نمیشد. در عمل باید از صبح تا شب آنلاین میبودم؛ از حدود ساعت هشت و چهلوپنج دقیقه تا نزدیک بیستوچهارده یا نیمهشب. از یک نرمافزار چت محلی به نام Rocket.Chat استفاده میکردند و اگر بیش از پنج دقیقه آنلاین نبودم، با من برخوردهای ناخوشایندی داشتند. من از نظرات مربوط به مدیرعامل شنیدهام و با توجه به تجربهام میگویم که گاهی در امور جزئی هم دخالت میکنند و نظر خودشان را بهعنوان استاندارد مطرح میکنند. در جلسات حضور داشتند و برای اینکه با آنها کنار بیایم، باید از نظرشان اطاعت میکردم. در کل، محیط کار برای من خیلی ناسازگار بود و از سایر تجربیات هم بدتر بود. واقعا تأسف میخورم برای کسانی که برای رفع نیازهای شدید به کار، در چنین فضایی کار میکنند. اگر بخواهید از این شرکت جدا شوید یا خودشان تمایلی به همکاری با شما نداشته باشند، ممکن است با کمترین اعتبار و قول ندادن درست روبهرو شوید. امیدوارم این بازخوردها دیده شود و شرکت بهبودهای لازم را در نظر بگیرد. مرسی از توجهتان به جابگای.
شرکت مارکت پلیس لیمو تجربهای ناگوار داشت که تا مدتها در ذهنم باقی مانده است. بعد از یک فرآیند چند هفتهای برای مصاحبه، بالاخره خبر پذیرفتهشدن را شنیدم و قرار عقد قرارداد گذاشته شد. اما هنگام امضای قرارداد دو بند را بهصورت شفاهی اضافه کردند که پیش از آن توضیحی دربارهشان داده نشده بود: 1) دوران آغازین قرارداد بهصورت آزمایشی است و اگر توافق طرفین وجود داشت، تبدیل به قرارداد بلندمدت میشود. 2) حقوق در دوره آزمایشی براساس مصوبات وزارت کار است و نه مطابق با توافقی که بینمن و کارفرما وجود داشت (تفاوت قابل توجهی در رقم وجود داشت). همچنین گرفتن سفته از کارجو بهعنوان قانونی اجباری بود و اگر با این شرط موافقت نمیشدید، استخدامی در کار نبود. با اطمینان به تواناییهایم و اینکه سطح من بالا است، فکر کردم این دوره آزمایشی فقط آزمون مهارتم است و مطمئن بودم پاسخ مناسبی میدهم. با وجود این، فهمیدم که این یک استراتژی کلی شرکت است: برای هر پوزیشن حداقل چهار نفر استخدام میشود و در پایان تنها کسی که بیشتر از همه تابع مدیر باشد، قرارداد بلندمدت میگیرد. بهعبارت دیگر، باید با “بله قربانگو” بودن کنار آمد. شرایط کاری آنقدر ناسازگار بود که حتی برای ناهار هم فرصتی نبود. یک نرمافزار چت سازمانی وجود داشت که حتی اگر خارج از محل کار هم بودی، باید به پیغامهایشان پاسخ میدادید. تاخیرها از حقوق کسر میشدند و اضافهکاری یا محاسبه نمیشد یا با ضریب کمتری در نظر میگرفتند. جلسات با گروههای مختلف بهطور مکرر برگزار میشدند و بعضی از آنها ارتباطی با وظایف ما نداشتند؛ شاید نیمی از زمان صرف این جلسات میشد که مدیرعامل معتقد بود برای پیشبرد کار ضروری است. مدیرعامل در تمام امور دخالت میکرد و حتی ممکن بود گفتگوی ما را هم مطالعه کند. در نهایت، به دلیل اینکه من از رویه “بله قربانگو” پیروی نکردم، در عرض دو هفته فهمیدند که فنی من کافی نیست و تصمیم به خداحافظی گرفتند. در زمان خداحافظی، یکاریزه استعفا بهطور اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و گفتند اگر امضا نکنم سفته اجرا میشود. در نهایت حتی حقوق من را هم مطابق قانون کار پرداخت نکردند و با بهانههای گوناگون کسر کردند. اگرچه یکی از همکاران واحد منابع انسانی تمام تلاشش را کرد تا به نفع من عمل کند، اما اختیارات محدود بود. این کارمند به من Zنگ زد و با عذرخواهی گفت که شرکت به او دستور داده تمام دسترسیهای من را قطع کند و از تواناییها و تخصصم خجالت میکشید. تا جایی که میدانم، نهایتا او نیز به دلیل شرایط کار از شرکت خارج شد.