کارمند
تجربه کاری کارمند در ماورانت
امتیاز ۳.۰ از ۵.
شرکت ماورانت همیشه برای من تجربهای پر فراز و نشیب بود. یکی از سرپرستان بخش با ایجاد فضایی ناسالم و حاشیهساز، بر محیط کار فشار زیادی وارد میکرد و باعث بیاعتمادی بین اعضا میشد. رفتارهای دوگانه و انتقال نادرست اطلاعات به مدیریت زمینهساز سوءتفاهمهای مکرر بین همکاران شد و در نتیجه روحیه تیمی به مرور کاهش یافت. به جای تمرکز روی وظایف و توسعه، بیشتر انرژی به حاشیهسازیها و تنشهای غیرضروری اختصاص پیدا میکرد. در نهایت این شرایط به خروج من از شرکت انجامید و احساس میکنم این تصمیم بیش از هر چیز نتیجه فضای کار ایجاد شده توسط این مدیر بود تا عملکرد واقعی من. امیدوارم مدیران میانی در چنین مجموعههایی بیش از پیش به رفتار و اثر آنها توجه کنند، زیرا نقش آنها در سلامت محیط کار و نگهداشت نیروها خیلی حیاتی است.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت ماورانت تجربهای ناخوشایند برای من بود. کار سنگین و فشار بالای وظایف با زمانبندی محدود همخوانی چندانی با امکانات موجود نداشت. اضافهکاری واقعا معنا نداشت؛ ممکن بود شبهای زیادی تا ساعت هشت یا نه شب بمونی و کارها روی زمین بمونن، اما به خاطر تاخیرهای چند ساعته یا چند دقیقهای در پایان ماه مقدار کمی از حقوقت کم بشه. دیدم کارمندانی که دهها ساعت اضافهکاری داشتن هم به خاطر تاخیری چند ساعته در طول ماه کسر حقوق میشدن. سیستم شرکت بیشتر تسکمحوره است تا انسانی. مهم نیست چه ساعتی میای یا میری، فقط میزان مشخصی از کار باید تحویل بشه. اگر کار بیشتر از توان یه نفر باشه هم چارهای جز پیدا کردن راهحلی برای جمعکردنش نداری. از طرفی مشکلات مالی و کمبود بودجه همواره مطرح بود، اما افزایش حقوقی که در خرداد سال قبل وعده داده شده بود، هنوز پرداخت نشده بود. بعضی افراد که از اواخر سال ۱۴۰۴ از شرکت جدا شدن هم مدتها بعد تسویه نشده بود و مطالباتشون باقی مونده بود. نکته جالب دیگه برخورد با کارمندانی بود که پیگیر مطالباتشون بودن یا نسبت به شرایط انتقاد داشتن. بارها دیدم که رفتار مدیر بخش یا کسانی که با مدیریت همسو بودن با این افراد تغییر میکرد. فضا برای آنها به مرور سختتر میشد و این حس پدید میآمد که به جای رفع مشکل، فرد بهتدریج تبدیل به مساله میشود. در برخی موارد به جایی میرسید که فرد تصمیم به استعفا میگرفت. نکته ناخوشایند دیگری وقتی بود که نقدهای کارمندان در سایتهای ارزیابی شرکت منتشر میشد. به جای پرداختن به ریشه مشکلات، بیشتر بر انتشار این نظرات و فشار برای نظرات مثبت تأکید میکردند. در کل احساس من از این مجموعه این بود که تخصص، تعهد و حجم کاری تعیینکننده نیستند. به نظر میرسید که کسانی که کمتر انتقاد میکنند و با مدیران همسو هستند، شرایط بهتری دارند. به همین دلیل فضای شرکت برای من محیطی نبود که بتوانم با آرامش نظر بدهم، انتقاد کنم یا دغدغهها را مطرح کنم. و نکته آخر اینکه برای برخی وظایفی که کاملا خارج از حیطه کارمند بود، از همه میخواستند پیجهای فیک پزشکهای مجموعه را دنبال کنند و هر روز لایک و کامنت بالا بدهند؛ حتی با وجود کارهای زیادی که داشتیم و اگر انجام نمیدادیم، جریمه میشدیم. این کارها اصلا جزء وظایف ما نبود.
دو سالی را در ماورانت گذراندم و تجربهای موفق و پربار بود. از نظر فنی رشد قابل توجهی داشتم و پروژههای زیادی با نتیجههای مطلوب به ثمر رسیدند. فضای کار دوستانه و همسو با همکاران بود، اما به افرادی که از کار در محیطهای پرتور و شلوغ فرار دارند پیشنهاد نمیکنم؛ چون تعدد پروژهها همواره بالا بود و تیم منابع انسانی زیادی داشت.
در اینجا احساس میکنم که به شکل مدرن بردهداری جریان دارد و این تنها توضیحی است که میتوانم برای شرایط کار در این شرکت به ذهن بیاورم. حقوق کم، فشار و حجم کار بالا، و بیاحترامی فراوان به کارکنان از جمله تجربههای من بود. انگار فقط کارهای تکراری انجام میدادم و درآمدم به جیب مدیران میرفت. این تجربه را بدترین تجربه دوران کاریام میدانم.
ماورانت را در ذهن دارم به عنوان بزرگترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات پزشکی در خاورمیانه و به نوعی نخستین و مطمئنا یکی از بزرگترین آژانسهای برندینگ با تمرکز روی تخصصهای درمانی در این منطقه میبینم.