تناقض در ادعا و گفتار مشاورین مدیران 21
تجربه کاری تناقض در ادعا و گفتار مشاورین مدیران 21 در مدیران ۲۱
امتیاز ۱.۰ از ۵.
به خاطر جلسات متعدد با همکاران مشاور مدیران ۲۱، چند نکته را که بر میخوردم به وضوح در ذهنم مانده است بازگو میکنم؛ دیدگاه دیگران درباره این مجموعه اغلب با منطق منفی همراه بود و اکثر مواردی که شنیدم قابل پیشبینی بود. من هم تصمیم دارم صرفا نکتهای را بیان کنم که از تجربه من در آن جلسات نشأت گرفته و با همکاران مشاور مدیران ۲۱ در میان گذاشتهام؛ بسیاری از این دوستان به ستایشهای گستردهای از مدیر کارخانه میپرداختند. آنچه در مجموعه خودمان مشاهده میکردند، وابستگی شدید به مدیر کارخانه بود و این موضوع را بهعنوان نقطه ضعفی مطرح میکردند. در عین حال، در توصیف و ارزیابیهایشان میگفتند که ایشان ستون شرکت نیلپر هستند و بدون حضور او نیلپر با خطر فروپاشی روبهرو میشود؛ اما همین نقطهعطف برایشان عیب بزرگ در سایر مجموعهها میشد و نیروهای توانمند را با عنوان خودخواه و جاهطلب معرفی میکردند و میگفتند مدیر مالک باید از دخالتهای این مدیر توانمند هراس داشته باشد تا از فضای مدیریتی بهرهمند نشود. پینوشت: ۲۱ در کنار نام مدیران، همزمان از مدیران برجسته نیلپر هم هستند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در واقع، مدیران ۲۱ تنها نامی است که نشان میدهد توان مدیریت بحرانها موضوعی فراتر از یک جایگشت حروف است. تجربه نشان میدهد وقتی به جای درک عمیق مسائل، تنها نسخههای کلیشهای و تصمیمهای سطحی جایگزین شوند، نتیجه، نه پیشرفت که تشدید بحران است. به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
با شگفتی از طریق این سایت با مدیران ۲۱ آشنا شدم و تصمیم گرفتم درباره سابقه همکاری بدر هم جستجویی انجام دهم. خیلی کنجکاو بودم بدانم دوستانی که تجربههایشان را درباره ۲۱ نوشتهاند، از کدام شرکتها بودهاند چون دقیقا همان تجربیاتی را ما نیز در بدر تجربه کردیم. در ابتدا چندان به نظرات ما توجهی نمیکردند، اما به مرور متوجه شدند که ارزش تجربههای مختلف را نباید نادیده گرفتند.
به خاطر امید زیادی که از همکاری با مدیران ۲۱ داشتم، انتظارهای بالایی از نتیجهها داشتیم اما چیزی که تصور میکردم به حقیقت نرسید. ادعاهای مطرح شده خیلی زیاد بود، اما در عمل نتایج و تغییرات با آن تفاوت چشمگیری داشت و در نهایت به خسارت و زیان منجر شد. به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
شرکت مدیران ۲۱ را تجربه کردم و از نزدیک با وضعیت کارکردش آشنا شدم. آنها روی ظاهر کار میکنند و به نظر میرسد که خروجی ملموسی ارائه نمیدهند. انتظار داشتم با سندی مشخص از نظامنامه فروش روبهرو شوم، اما فقط یک کپی پرینت شده با فونت تایمز نیو رومن و دهها اشتباه نگارشی به من داده شد که به اصلاحات و سیاستهای متناقض نیز دچار بود. به جای یک نقشه روشن، تنها با عباراتی بلند و نمودارهای نامعمول روبهرو شدم که مدتها طول میکشید تا توضیحات پیادهسازی شوند و در نهایت هیچ نتیجه عملی برای بهبود فرآیندهایمان به دست نمیدادند. اولویتهای مولی آنها هم برای من عجیب بود. فرض کنید کل سازمانمان شصت نفر باشد و ناگهان دویست نفر اضافه بشوند؛ این نوع تغییرات را بدون برنامهریزی مناسب اعمال میکردند. یکی از نکات خندهدارشان این بود که خط قرمز مشخصی ندارند و به اخلاق حرفهای و استانداردهای علمی هم به شکل قابل توجهی بیاعتنا بودند. از کارفرمایی که به سلیقه خودش بهجلو میرفتند تا قرارداد حفظ شود، هیچ تضمینی وجود نداشت. زمانی که این موارد را مطرح میکردم، فهرستی از افرادی که از شرکت خارج شدند ارائه میدادند، اما وقتی تهش را میکشیدم، میفهمیدم که خروج آنها نه به خاطر خط قرمزها که به دلیل کارشکنیها و بینتیجه بودن حضورشان بوده است و نهایتا از مجموعه جدا شدند. به نظر میرسید که تکیهشان روی ظاهرها و ادعاهای سطحی است و از تجربههای عملی و کارآمدی کمتعداد یا وجود ندارد. درباره مشاورانشان هم خیلی خوشصدا هستند اما در عمل چیزی به ثمر نمینشاندند. ما از همین رو با واژههای جایگزین و بازسازی گستردهای از مفهوم «مدیران ۲۱» استفاده کردیم تا توصیفی کاملتر از تجربهمان ارائه کنیم، که با بیانی تازه و صریح توضیح میدهد چگونه رفتارها و تصمیماتشان به شکست پروژهها منجر میشود.
برای من حضور در این شرکت با وجود تظاهر به موفقیت، واقعا ناامیدکننده بود. دو-سه نفر از مشاوران نفوذ زیادی روی آقای خلیلی داشتند و در نتیجه ماهیت و هدف کلی مجموعه را زیر سوال میبردند. آن قدر تخریب شرکتهای مختلف، کارشکنی، زیرآبزدن و حذف نیروهای متخصص در شرکتهای طرف قرارداد دیدم که وجدانم اجازه ادامه همکاری با ۲۱ را نمیداد. زد و بند و نمایش ظاهرسازی بخشی از روال همیشگی این شرکت است و تلاششان این است که جای پای خودشان را با ورود منابع انسانی مطیع به داخل مجموعهها محکم کنند و آنها را به خودشان وابسته سازند. به علاوه، دیتای شرکتها را دستاورد اصلی خود میدانند و از همانها برای رزومه کارهای آینده استفاده میکنند. از دید من، بزرگترین اشتباه، قرارداد با این شرکت و با گروه دروغگو و متظاهر است. در نهایت فقط چند جلد پرونده اجرایی کپیشده و تعدادی فایل PDF میماند که ارزشی اضافه نمیآورد و احتمالا اگر بهکل خراب نشوید، همین هم بس است.