وویکی‌تجربهجستجو
مطهر نت پارس
تجربه کاری۳ مرداد ۱۳۹۸ – مرداد ۱۳۹۷ تا مرداد ۱۳۹۸

بازاریاب ( فروش محصولات - جذب فریلنسر )

تجربه کاری بازاریاب ( فروش محصولات - جذب فریلنسر ) در مطهر نت پارس

امتیاز ۲٫۰ از ۵ (مرداد ۱۳۹۷ تا مرداد ۱۳۹۸).

۲٫۰– بازاریاب ( فروش محصولات - جذب فریلنسر )

در کل تجربه من از شرکت مطهر نت پارس نشان می‌دهد که چگونگی ارتباطات در تیم بازاریابی به شدت به کنترل داخلی متمایل است و هر روز باید گزارش دقیقی از هر گفت‌وگو با همکاران یا مشتریان ارائه دهم و این گزارش‌ها در لحظه تایید می‌شدند. با وجود شعارهای احترام، برخوردی یکپارچه و محترمانه نسبت به من وجود نداشت و افراد با سطوح مختلف به من و سایر نیروها به چشم یک واحد اجرایی نگاه می‌کردند، نه همکارانی که نظرشان معتبر باشد. شاید دیدگاه من تند باشد و باورکردنی نباشد، اما این تجربه را به هیچکس توصیه نمی‌کنم.

نقاط قوت

تیم جوان و با انگیزه

نقاط ضعف

مدیریت بی ثبات
مدیریت ضعیف
بی نظمی کاری
بد قول
ساعت کاری بالا
عدم توازن کار و زندگی
عدم کنترل اعصاب
کنترل برنامه نویس ها با دوربین

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲٫۰
مدیریت
۲٫۰
حقوق و مزایا
۲٫۰
تعادل کار-زندگی
۲٫۰
فرصت رشد
۲٫۰
توصیه به دیگران
۲٫۰

تجربه‌های مشابه

مطهر نت پارس
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱٫۰
تخصص مخفی

من دوسال پیش مدتی در این شرکت کار کردم. مدیر جوان و نالایقی داشت. متاسفانه خودش دروغ می گفت و به ما توصیه میکرد که به مشتریان نیز دروغ بگوییم. واقعا شرایط غیر قابل تحملی داشت. مدیر در جلسه رسمی و در اتاق کنفرانس قلیان…

مطهر نت پارس
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱٫۰
تخصص مخفی

بسیار بدقول و بد حساب هستند. وعده های دروغ زیاد می دهند. از بیمه و اضافه کار و مزایای بدیهی خبری نیست. همیشه طلبکار و پرتوقع بوده و انتظار دارند چند برابر استاندارد کار کنی و نصف یک کارمند ساده حقوق بگیری فاندر مجموعه…

مطهر نت پارس
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۴٫۰
برنامه نویس

در شرکت مطهر نت پارس، تجربه من به عنوان برنامه‌نویس شروع شد و به نظر من خیلی پربار بود. تیم توسعه دوستانه و همدل بود و هر کدام از اعضا، حوزه تخصصی خودش را با دیگران به اشتراک می‌گذاشت و از این روش، یادگیری میان‌تیمی…

مطهر نت پارس
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱٫۰
تخصص مخفی

دو سال پیش در شرکتی که نامش مطهر نت پارس بود با وعده‌های اغراق‌آمیز وارد شدم و خیلی زود با واقعیت عجیبی روبه‌رو شدم. مدیرعامل هر روز صبح با آهنگی که می‌گذاشت و سیگار کشیدن، روال کار را تعیین می‌کرد و مدیرکل هم جوانی بود…