محیط کاری سمی و اخراجای شتابزده
تجربه کاری برنامهنویس بکاند در مهر مام میهن
امتیاز ۲.۰ از ۵ (آذر ۱۴۰۵).
من وارد تیم مهر مام میهن بودم بهعنوان بکاند-نویس و وقتی چند نفر از مدیران فنی ارشد رفتند، اوضاع به طور چشمگیری کنترلشدهتر شد و تصمیمگیریها بیشتر بهنظر حکم صادر شدن میرسید. اخراجها هم حالا خیلی سنگین نیستند، اما بهطور غیررسمی آدمها راحت کنار گذاشته میشوند. یکی از همکاران با پنج سال سابقه بهطور ناگهانی گفتند از فردا نباید بیایند. مخصوصاً در بخش هتلداری جو بهطور قابلتوجهی سمیتر شده و مدیر آن بخش هم نه اخلاق درستی دارد و نه کارش بهخوبی پیش میرود. شرکت فقط از شهرت یک برند بزرگ بهره میبرد و در واقع از بسیاری از استارتاپها وضعیتش بهتر نیست. رفتارهای بچگانه هم کم نیستند و سطح زیرآبزدن و پارتیبازی هم تاحدودی گسترده شده است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
با وجود تلاشهای اختصاصی که انجام میدادم، فضای کار در این مجموعه بیشتر بر پایه روابط شخصی و کار غیرسیستمی است تا شایستهسالاری. برداشت من این بود که میزان تلاش و عملکرد افراد تأثیر مستقیم و قابلتوجهی در پیشرفت شغلی یا دریافت مزایا ندارد و در بسیاری مواقع روابط غیرکاری نقش پررنگتری ایفا میکند. در مدت همکاری، امکان ابراز نظر، نقد یا دفاع از خود برای من و برخی همکاران محدود بود و بازخوردها غالبا بهصورت یکطرفه منتقل میشد. آموزش سازمانی مشخص یا مسیر رشد روشن برای نیروها وجود نداشت که این موضوع به فرسودگی شغلی دامن میزد. فشار کاری و جبران خدمات بر این باورم تناسب بین حجم مسئولیتها و حقوق و مزایا بهطور مناسبی برقرار نبود. فشار کاری بالا بود، اما ارزیابی عملکرد به چشم دیده نمیشد و شفافیت لازم را نداشت. پاداشها و مزایا هم بهنظر میرسید سلیقهای تخصیص مییافت و معیار مشخصی برای این تخصیص اعلام نمیشد. ساختار سازمانی و منابع انسانی هر واحد تا حدی بهصورت مستقل عمل میکرد و هماندیشی بین واحدها چندان رواج نداشت. در تعامل با واحد منابع انسانی، تجربهای از پاسخگویی مؤثر، پیگیری مناسب یا حمایت سازمانی کافی نداشتم و فرآیندهای مربوط به پرسنل بهطور شفاف و قابلپیشبینی نبود. قراردادها کوتاهمدت بودند و تمدید آنها بهصورت دورهای انجام میشد، اما احساس امنیت شغلی و اطلاعرسانی روشن درباره ادامه همکاری برای من وجود نداشت. فرآیندهای مالی و رفاهی از نظر امکانات رفاهی، سطح خدمات در حداقلها بود. برخی فرایندهای مالی و اداری زمانبر و پیچیده بودند و مسئولیتهایی که معمولا به واحدهای پشتیبان سپرده میشود، در عمل به کارکنان محول میشد و این موضوع فشار مضاعفی ایجاد میکرد. فضای کلی کار در کنار همه این موارد، حضور افراد حرفهای و خوشبرخورد هم مشهود بود، اما بهنظر میرسید نرخ خروج نیروها بالا است و ثبات سازمانی کافی وجود ندارد. از منظر روانی، محیط کار برای من خستهکننده بود و ادامه همکاری را به صلاح نمیدانم. جمعبندی این تجربه، برداشت شخصی من از همکاری با این مجموعه است و ممکن است دیدگاههای دیگری هم وجود داشته باشد. اما بر اساس آنچه تجربه کردم، برای کسانی که به دنبال ساختار شفاف، امنیت شغلی، رشد حرفهای و محیط حمایتی هستند، این شرکت گزینه مناسبی بهنظر نمیرسد.