بلهقربانبازی
تجربه کاری متخصص فنی در موسسه ابتکار راهبرد کوشش
امتیاز ۲.۰ از ۵ (بهمن ۱۴۰۴).
شرکت ابتکار راهبرد کوشش تجربهای ناخوشایند را برای من رقم زد. در نهایت، پس از حدود دو هفته از آغاز روند مصاحبه، تماس گرفتند و گفتند پذیرفته شدهام و برای امضای قرارداد زمانی تعیین کردند. اما وقتی قرارداد را جلوی من گذاشتند، دو شرط شفاهی اضافه مطرح شد که در مصاحبه یا زمان قبلی هیچکس اشارهای به آن نکرده بود. یکی اینکه دوره اول قرارداد بهصورت آزمایشی خواهد بود و در صورت رضایت طرفین قرارداد دائمی میشود. دیگری اینکه حقوق ماه اول بر مبنای قانون کار محاسبه میشود، نه حقوقی که ما توافق کرده بودیم که تقریبا دو برابر پایه بود. بعد از آن فهمیدم کار با سفته هم هست و اگر از پذیرش این شرط امتناع کنم، استخدامی انجام نمیشود، حتی اگر تجربهام بیشتر از سایرین باشد. ظن من این بود که دوره آزمایشی برای سنجش تواناییهاست، اما شیوه کار این بود که برای هر پوزیشن چند نفر را میآوردند تا در نهایت کسی که مطیع مدیر باشد باقی بماند. واقعا باید قول «بله قربان» میدادم تا بتوانم ماندگار شوم. شرایط به گونهای بود که در برخی روزها اصلا فرصت ناهار نبود. یک نرمافزار چت سازمانی داشتند که حتی وقتی در خانه بودی هم موظف بودی به پیامها پاسخ دهی. تاخیرها به شدت از حقوق کم میشد و اضافهکاری یا پرداخت نمیشد یا با همان ضریب پایه محاسبه میشد. جلسات زیادی داشتیم و با تیمهای مختلف گاه مینشستیم تا درباره کارهای بیربط به ما توضیح دهند و نیمی از زمان در این مذاکرات صرف میشد. مدیرعامل در همه چیز دخالت میکرد و گمان میکردم حتی چتهای بین ما را میبیند. دو هفته پس از ورود، چون من همان سبک «بله قربان» نبودم، گفتند بار فنیام کم است و مرا اخراج کردند. در زمان خداحافظی، برگه استعفای اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و تهدید کردند اگر امضا نکنم سفته اجرا خواهد شد. در نهایت حقوق قانونیام را هم به شکلهای مختلف کم کردند و با بهانههای گوناگون پرداختی نداشتند. تنها نکته مثبت، حضور یکی از همکاران واحد منابع انسانی بود که واقعا برای منافع ما تلاش میکرد، هرچند دستش بسته بود و تا جایی که خبر دارم، او هم بهخاطر شرایط شرکت از آنجا رفت.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در این شرکت به شدت احساس ناامیدی داشتم؛ همه چیز از همان روزهای اول به هم ریخته بود و من بهشدت حس میکردم که پشت این فضا، بینظمی و بیتفاوتی موج میزند. محیط کار پر از رفتارهای غیرحرفهای و نمایشهای بیمعنا بود، جدیت و حرفهایگری به چشم نمیآمد و انگار همهجا نوعی شوخی و لودگی رایج بود. بهعلاوه، با آمدن تیم جدید مدیر و سرپرست، وضعیت شرکت بیصاحب و بیسامانتر از قبل شد و من احساس کردم جایی که باید رشد میکردم، به یک فضای ناامیدکننده تبدیل شده است.