کارشناس
تجربه کاری کارشناس در مکانیک آب
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در دوران سالهای دو هزار و بیست تا دو هزار و بیست و دو در دفتر فنی شرکت مکانیک آب تبریز واقع در شهرک رجایی مشغول به کار بودم و مسئولیت ترسیم نقشههای فنی و تهیه BOM را داشتم. به خاطر فشار کار و خطا در ترسیم نقشه، آسیب شدید دیسک گردن گرفتم که به طور مستقیم ناشی از ضربهای بود که از سوی مافوقم وارد شد و بعدها همان شخص گفت که باید گردنم را بشکنم. پس از گزارش به مدیر مستقیم، با مزاحمت روبهرو شدم. شنیدهام پیش از من نیز یکی از همکاران خانم در همان مجموعه از الفاظ توهینآمیز رنج برده و پس از اعتراض قراردادش تمدید نشده بود؛ نشانی از مشکلات عمیقتر در فرهنگ کاری آنجا است. کارفرما وقوع حادثه را انکار کرد، ادعا کرد مشکل از قبل وجود داشته و مرا به زودرنجی متهم کرد. در همان محیط بارها مورد آزار روانی، توهین و فحاشی قرار گرفتم و پس از اعتراض، روندی نامناسب در پیشگیری از عود این رفتارها دنبال شد. افراد مرتبط بارها اعلام میکردند که «خدایی نیست» و هر کاری که بتوانی انجام بده، حتی اگر شکایت کنی. پس از آن هم تهدید شدم. دورهای نیز به بهانههای مختلف احیا یا کنترل ایمنی برگزار کردند و امضا گرفتند تا استخلاص مسیر پیگیری حقوقی را دشوارتر کنند. در نهایت، به دلیل شدت آزارها، فشار روانی و نبود سازوکار عادلانه برای پیگیری، مجبور به ترک کار شدم؛ ترک به صورت اجباری و تحت فشار شدید بود و نه اخراج رسمی. امروز همچنان از درد مزمن گردن رنج میبرم؛ هزینههای درمان شامل فیزیوتراپی، داروها، MRI و مراجعات مکرر پزشکی زندگیام را بهشدت تحت تأثیر قرار داده و کیفیت زندگیام را کاهش داده است. مدیر مستقیمم دیگر پاسخگوی تماسها نیست و مرا بلاک کرده است. کسانی که گفتند این ماجرا را به دلیل حفظ جایگاه مدیریتیاشان باید سکوت کرد، از پیگیری من جلوگیری میکردند. با توجه به تجربهام، به نظر نمیرسد در مدیران آن مجموعه وجدانی وجود داشته باشد. این رفتارها نه تنها جسم و روح مرا آسیب زد، بلکه نشان میدهد برخی محیطهای کاری تا چه حد میتوانند از مسئولیتپذیری، انسانیت و اصول اخلاقی فاصله بگیرند. اکنون در محیط کاری بهتری مشغولم، اما این تجربه به من آموخته است که باید بسیار محتاطتر باشم و حقوق خود را جدی بگیرم. شاید روایت کردن این تجربه به دیگران کمک کند تا زودتر از چنین موقعیتهایی عبور کنند. آرزوی سلامتی و آرامش جسمی و روحی برای همگان.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.