کارشناس
تجربه کاری کارشناس در نرم افزاری امن پرداز
امتیاز ۱.۰ از ۵.
هرگز به من خبر ندهید که هر چه میگویند درست است؛ من دربارهی تجربهام با شرکت نرم افزاری امن پرداز صحبت میکنم و واقعیتها را به زبان خودم بازگو میکنم. اینجا با فضایی بسته و فشارهای مستمر روبهرو بودم و اعتراض هم کمکی نمیکرد، چون به جای پاسخ، با تهدید مواجه میشدم. تصور میکنم پروژهها از طریق رانت تخصیص میشوند و حقوق پرسنل به اندازهی نیازهایشان پرداخت نمیشود. کارفرماها گاه به صورت زیرپوستی فشار میآورند تا صدای اعتراض شنیده نشود و تضمینها یا سفتههایی میگیرند که با وجود آنها هم تسویهی نهایی نامشخص میماند. اگر قصد دارید در این محیط کار کنید، بهتر است صبر و تحمل بیشتری داشته باشید تا بیکار نباشید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در مصاحبه به صورت اسکایپی رسیدم و این نکته را خوب ترجیح دادم، چرا که از آغاز راحتی بیشتری داشت. پرسشها روی تجربههای کلی من متمرکز بود؛ من چهار سال سابقه دارم و این موقعیت برایم نسبتا تازه و چالشبرانگیز بود. در فرم مصاحبه فرم مفصلی تکمیل کردم که حتی کروکی منزل را هم شامل میشد و همچنان پرسشهایی مانند نقاط قوت و ضعفم را در برمیگرفت. پس از جلسه، با من درباره دپارتمان و کارکرد آن صحبت شد و معرفی شده بود که در کنار مصاحبه، آموزش هم ارائه میشود و برای تازهفارغالتحصیلها زمینه رشد مناسبی وجود دارد. اما تعهد سه ساله از قبل ذکر شده بود. در این جلسه، به سوالات مربوط به دانش فعلیم و تواناییهایم پاسخ داده نشد.
در این شرکت مدیران خوبی حضور داشتند، اما یکی از مدیران مالی و اداری برای چند سال خرابکاری کرد و قوانین را به شکل سخت و اشتباه اجرا میکرد. نتیجهاش نارضایتی گسترده بین کارکنان شد و بسیاری از افراد از بیمدیریتی فرار کردند. چند بار دیدم که پرسنل اداری و مالی از رفتار او به گریه افتادند. به گفتهی برخی، سفتهها به صورت غیرقانونی گرفته میشد. با این حال مدیرعامل را انسانی خوب میدانستند. در نهایت اگر برای رزومه فنی بخواهید نگاه کنید، این تجربه را اداری و مالی بخوانید که نتیجهای ناخواسته داشت.
در حال حاضر شرکت نرمافزار امن پرداز را به عنوان محیطی میبینم که از نظر من بسیار افتضاح رو به پایین بوده است؛ و توضیح واضحی که میتونم بدهم این است که روزگار گذشتهشان شاید خوب بوده، اما اکنون به شدت سقوط کرده و در بهترین حالت هم نمیارزد. اعتماد بین همکاران وجود ندارد؛ از آبدارخانه تا مدیران همه به نوعی با هم در رقابت و زیرآبزنی هستند. مدیران از توان فنی کارکنان بهشکل غیرعادی وحشت دارند و سعی میکنند کسانی که کار بلد هستند را به کار نگیرند یا آنها را پایین نگه دارند. به نیرویی که ده سال سابقه دارد هم اعتماد ندارند چه برسد به نیروهای تازهوارد. فناوریهای جدید جایی در این شرکت ندارد و با فناوریهای کهنه قدیمی پیش میروند، حتی دانش روز در اینجا دیده نمیشود. مزایا یا پاداش و تشویق معنا ندارد. پادگانی برای آب خوردن باید از بالا اجازه بگیری؛ اگر کارت بزنی و خارج شوی و دوباره برگردی، در حد پنج دقیقه اخراج میشوی. به قوانین خودشان پایبند نیستند و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود. هیچ مزایایی وجود ندارد و به نظر میرسد از کارفرمایی بهعنوان بردهداری یاد میشود. تنها ادعای دانشبنیان بودنشان هم به نظر من پوچ است. برای سیستمها هم باید با دعوا کنار بیایید؛ سیستمهایی که کارمندان به آنها وابستهاند افتضاحاند. اجازه کار با بستر دلخواه را نمیدهند و باید با همان فناوری کهنه ده سال پیش کار کرد. به برنامهنویس فقط یک رمز نمیدهند و از او میخواهند دو برنامه نصب کند و هر بار باید با ادمین سیستم تماس بگیرد تا رمز وارد شود. نکته جالب این است که همان سیستم بهطور مستقیم به اینترنت متصل است؛ یکی از عجایب است که هرکسی شاید فرصت دیدن آن را پیدا کند. جایگاه هرکس در شرکت مشخص نیست و همه فقط تلاش میکنند تا کار خودشان را ببرند و پیش ببرند تا مجموعهای که به آن تعلق دارند پیشرفت کند، نه با همافزایی و کار تیمی. به نظر من مدیریت شرکت باید از بالاترین سطح تا پایینترین سطح، حداقل با دو فناوری آشنا باشند تا وقتی با آنها صحبت میکنید، یاد کیوان در شبهای برره نیفتید. تعصب نسبت به فناوری را کنار بگذارند و به اعتماد به کارکنان و پذیرش دانش روز برخیزند. به جای عقب نگه داشتن افراد، آنها را به سمت پیشرفت هدایت کنند و در نهایت افراد مناسب را در جای مناسب به کار بگیرند؛ به جای تکیه صرف به توسعه وب، به نیازهای سیستممحور هم توجه کنند.
کارم رو تو این شرکت وقتی شروع کردم که خیلی چیزها برام عادی نبود، اما به مرور فهمیدم که باید با یک سبک خاص رفتار کنم. در واقع با وجود تمام تلاشم، همیشه یک معاون وجود داشت که به قصد آزار پرسنل داستانی بسازد برای تک تک ما. شرکت از نظر من حرفهای نبود و در کنار هم درگیر نبردهایی بودیم، به طوری که تیم حسابداری با مشکلات پرداخت حقوق مواجه بود. بسیاری از همکاران پیشرفت میکردند اما حقوقشان تغییر نمیکرد و بالعکس، حقوق مدیران همیشه افزایش داشت. رئیسم هم برای نگهداشتن نیروها تلاشی نمیکرد. حواشی آن قدر زیاد بود که در دورهای که من از کار جدا شدم، پنج نفر دیگر نیز استعفا دادند.