کارشناس
تجربه کاری کارشناس در نوین چرم
امتیاز ۱.۰ از ۵.
فقط میتونم بگم خدا لعنت شون کنه اگه وارد این شرکت میخواهید بشین، تصور کنید قراره فی سبيل الله کار کنید خبری از حقوق و مزایا نیست حتی بیمه رو هم به موقع نمیدن و ممکنه برین دکتر و بهت بگن بیمه نداری باید آزاد پرداخت کنی
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نظر میرسید آگهی شغلی، کارمند اداری را درخواست کرده، اما در جلسه فهمیدم که منظورشان مسئول دفتر است. پس از مصاحبه با کارشناس منابع انسانی تأیید شدم و گفتند باید تست شخصیت بدهم. من گفتم تمایلی به تبدیل شدن به مسئول دفتر ندارم و با توجه به اینکه آگهی با عنوان کارمند اداری منتشر شده بود، درخواست تغییر عنوان دادم.
بعد از اینکه فرمهای منابع انسانی را پر کردم، مستقیما با مدیر مالی مصاحبه کردم. حسی از نگاه از بالا به پایین داشتم و سوالها به شکل مبهم مطرح میشد. در پایان هم گفتند رزومهام کامل بررسی نشده و شاید به اشتباه با من تماس گرفته بودند.
دوست داشتم از روال مصاحبه این شرکت برداشت روشن و منصفانهای ارائه بدهم. روز بعد برای مصاحبه وقتی رسیدم، دوباره صدای تلفن از نوین چرم به همون روز میآمد و ظرف چند ساعت همان فرد یا فرد دیگری برای مصاحبه تماس گرفت. به نظر میرسید هماهنگی بین افراد برقرار نبود و هر کدام جدای از دیگری پیگیر کار بود. وقتی وارد ساختمون کوچیک و سادهحدود خیابان فردوسی شدم، بینظمی را لمس کردم. برخلاف تبلیغات و نمای فروشگاههای لوکس، دفتر مرکزی خیلی معمولی به نظر میآمد. بخش مالی مشخص نبود که چه کسی مسئول چه کاری است. رزومهای که فرستاده بودم، اطلاعات کامل داشت ولی به دستشان نمیرسید. دوباره همان برگههای فرمالیته را پر کردم. در ابتدا آقایی بهصورت شفاهی و در مدت کوتاهی از سابقه کارم سؤال کرد، سپس به اتاق مالی بردند که حدود ده نفر در اطراف کار میکردند. در بخش حقوق دستمزد، پرسشهای فرمالیتهای درباره ثبت سند و چگونگی کنترل حقوق دستمزد مطرح شد و همانجا چند عدد و مبلغ دادند و گفتند وارد اکسل کن. آمادگی لازم برای پرسیدن سوالی در آن لحظه را نداشتند و پاسخ من را هم بعدا کنترل نکردند. هنوز خروج نکرده بودم که ناگهان همانطور که من بیرون بودم، نفر دیگری رفت داخل. از یک کارشناس دیگر خواستند سال خزانهداری را بپرسم و من گفتم سابقهام بیشتر است و این بخش را هم میخواهم کار کنم. خداحافظ.
برای من روشن است که در برخوردهای متعدد، با دوگانگی و بیاعتمادی روبهرو شدم؛ از آموزشهای اولیه تا برخورد با افراد مثل رزاقی و دهقانپور هیچ تعهد واقعیای در حرفها نیست و برایشان فروش یا کرمند بودن حکم قطعی را به همراه دارد. مهم نیست مریضی یا وضعیت کاری یک همکار چگونه است، فقط باید کار هر روزه را پیش ببری و به نظر میآید که وعدههای بیشمار و سنگین آموزشها و ادعاهای شرکت بیش از هر چیز در ذهنم خنده برمیانگیزد. تا به امروز دقیقا چنین رفتاری را از این شرکت ندیدم.
از فضای کار در این شرکت انتظار بیشتری داشتم و وقتی با کارهای روزمره مواجه میشوم، بارها متوجه میشوم که برخی از رفتارها و تصمیمها با اصول اولیه کارکرد و قوانین کار همسو نیستند. به عنوان مثال، دریافت مبالغی بدون اطلاع فرد ذینفع و پس از گذشت دو سال به حسابش، نشان میدهد که سیستمی به شدت کند و بیخبر از قوانین تأمین اجتماعی وجود دارد. همچنین وضعیت حضور فردی با مسئولیت دفتر مدیرعامل از کشوری دیگر بدون بیمه تأمین اجتماعی و بدون ثبات در حضور و رفتارهایش در محیط کار، از نظر من نکتهای قابل تامل است؛ گاه به آبدارخانه میرود و با خرید مواد مصرفی برای جلسات، به منبع پول شرکت نگاه میکند و این موضوع میتواند نشان از نبود مدیریت صحیح منابع باشد. وقتی خدماتی از طرف کارمندانی که قصد جلوگیری از تخلفات دارند با واکنش منفی مواجه میشود و تهدیدی به همراه دارد، فضا را به سمت عدم اعتماد سوق میدهد. همچنین روند دریافت کاردکس و انتظار دو هفتهای برای انجام امور کارکردی، نشانهای از ضعف در کارکرد و تفکر مناسب برای پاسخگویی به نیازهای همکاران است. از طرفی شنیدن درد دل و انتقادهای همکاران و دیدن اینکه به رغم پیگیریها، گشایش قابل توجهی رخ نمیدهد، برای من ناامیدکننده بود. دوستی هم بوده که سالی طولانی با شرکت همکاری کرده، اما نتوانسته است مسیر پویایی برای پیشرفت را به صورت پایدار تجربه کند و در نهایت شرکت را ترک کرده است. نکات متعدد دیگری هم وجود دارد که در این بازنویسی به آنها اشاره نکردهام.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.