به نظر میرسید آگهی شغلی، کارمند اداری را درخواست کرده، اما در جلسه فهمیدم که منظورشان مسئول دفتر است. پس از مصاحبه با کارشناس منابع انسانی تأیید شدم و گفتند باید تست شخصیت بدهم. من گفتم تمایلی به تبدیل شدن به مسئول دفتر ندارم و با توجه به اینکه آگهی با عنوان کارمند اداری منتشر شده بود، درخواست تغییر عنوان دادم.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در نوین چرم، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۲۴ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵؛ ۸٪ از کاربران نوین چرم را به دیگران توصیه میکنند. ۲۴ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده از نوین چرم نشان میدهد که گوناگونی قابل توجهی در محیط کار و روند استخدام وجود دارد. اکثر تجربهها به وجود فضایی پرتنش و سمی اشاره میکنند، با مشکلاتی مانند پرداخت حقوق بهموقع، نبود شفافیت در توزیع وظایف و بیثباتی در سلسلهمراتب مدیریتی. برخی کاربران از مدیریت با نگاه بالا به پایین و رفتار ناملایم در مصاحبهها شکایت دارند و تجربههای دیگری از هماهنگی ناقص تیمها و عدم پاسخگویی منابع انسانی گزارش شده است. از طرفی برخی تجربهها درباره وجود کلاسها و فرصتهای توسعه مهارتی برای کارکنان سخن میگویند و ادعا میشود شرکت برای ارتقای پرسنل تلاش میکند؛ اما این positive perceptions با تجربههای منفی مالی و رفتاری همزیست است و برخی کارمندان را به ترک شرکت و مراجعه به ادارات کار مجبور کرده است. بنا بر تجربههای ثبتشده، برخی از کارکنان با پرداختها و تسویهحسابها تاخیر دارند و کارگاهها و واحدهای مختلف بدون هماهنگی مشخص عمل میکنند. این تنوع نشان میدهد برای ارزیابی دقیق فرهنگ سازمانی و فرایندهای مدیریتی، مراجعه به چند تجربه و مقایسه واقعیتها لازم است. در مجموع، تاکید بر موضوعات حقوق و مزایا، مدیریت، و محیط کار از نکات کلیدی برای جستجوگران است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
بعد از اینکه فرمهای منابع انسانی را پر کردم، مستقیما با مدیر مالی مصاحبه کردم. حسی از نگاه از بالا به پایین داشتم و سوالها به شکل مبهم مطرح میشد. در پایان هم گفتند رزومهام کامل بررسی نشده و شاید به اشتباه با من تماس گرفته بودند.
دوست داشتم از روال مصاحبه این شرکت برداشت روشن و منصفانهای ارائه بدهم. روز بعد برای مصاحبه وقتی رسیدم، دوباره صدای تلفن از نوین چرم به همون روز میآمد و ظرف چند ساعت همان فرد یا فرد دیگری برای مصاحبه تماس گرفت. به نظر میرسید هماهنگی بین افراد برقرار نبود و هر کدام جدای از دیگری پیگیر کار بود. وقتی وارد ساختمون کوچیک و سادهحدود خیابان فردوسی شدم، بینظمی را لمس کردم. برخلاف تبلیغات و نمای فروشگاههای لوکس، دفتر مرکزی خیلی معمولی به نظر میآمد. بخش مالی مشخص نبود که چه کسی مسئول چه کاری است. رزومهای که فرستاده بودم، اطلاعات کامل داشت ولی به دستشان نمیرسید. دوباره همان برگههای فرمالیته را پر کردم. در ابتدا آقایی بهصورت شفاهی و در مدت کوتاهی از سابقه کارم سؤال کرد، سپس به اتاق مالی بردند که حدود ده نفر در اطراف کار میکردند. در بخش حقوق دستمزد، پرسشهای فرمالیتهای درباره ثبت سند و چگونگی کنترل حقوق دستمزد مطرح شد و همانجا چند عدد و مبلغ دادند و گفتند وارد اکسل کن. آمادگی لازم برای پرسیدن سوالی در آن لحظه را نداشتند و پاسخ من را هم بعدا کنترل نکردند. هنوز خروج نکرده بودم که ناگهان همانطور که من بیرون بودم، نفر دیگری رفت داخل. از یک کارشناس دیگر خواستند سال خزانهداری را بپرسم و من گفتم سابقهام بیشتر است و این بخش را هم میخواهم کار کنم. خداحافظ.
برای من روشن است که در برخوردهای متعدد، با دوگانگی و بیاعتمادی روبهرو شدم؛ از آموزشهای اولیه تا برخورد با افراد مثل رزاقی و دهقانپور هیچ تعهد واقعیای در حرفها نیست و برایشان فروش یا کرمند بودن حکم قطعی را به همراه دارد. مهم نیست مریضی یا وضعیت کاری یک همکار چگونه است، فقط باید کار هر روزه را پیش ببری و به نظر میآید که وعدههای بیشمار و سنگین آموزشها و ادعاهای شرکت بیش از هر چیز در ذهنم خنده برمیانگیزد. تا به امروز دقیقا چنین رفتاری را از این شرکت ندیدم.
از فضای کار در این شرکت انتظار بیشتری داشتم و وقتی با کارهای روزمره مواجه میشوم، بارها متوجه میشوم که برخی از رفتارها و تصمیمها با اصول اولیه کارکرد و قوانین کار همسو نیستند. به عنوان مثال، دریافت مبالغی بدون اطلاع فرد ذینفع و پس از گذشت دو سال به حسابش، نشان میدهد که سیستمی به شدت کند و بیخبر از قوانین تأمین اجتماعی وجود دارد. همچنین وضعیت حضور فردی با مسئولیت دفتر مدیرعامل از کشوری دیگر بدون بیمه تأمین اجتماعی و بدون ثبات در حضور و رفتارهایش در محیط کار، از نظر من نکتهای قابل تامل است؛ گاه به آبدارخانه میرود و با خرید مواد مصرفی برای جلسات، به منبع پول شرکت نگاه میکند و این موضوع میتواند نشان از نبود مدیریت صحیح منابع باشد. وقتی خدماتی از طرف کارمندانی که قصد جلوگیری از تخلفات دارند با واکنش منفی مواجه میشود و تهدیدی به همراه دارد، فضا را به سمت عدم اعتماد سوق میدهد. همچنین روند دریافت کاردکس و انتظار دو هفتهای برای انجام امور کارکردی، نشانهای از ضعف در کارکرد و تفکر مناسب برای پاسخگویی به نیازهای همکاران است. از طرفی شنیدن درد دل و انتقادهای همکاران و دیدن اینکه به رغم پیگیریها، گشایش قابل توجهی رخ نمیدهد، برای من ناامیدکننده بود. دوستی هم بوده که سالی طولانی با شرکت همکاری کرده، اما نتوانسته است مسیر پویایی برای پیشرفت را به صورت پایدار تجربه کند و در نهایت شرکت را ترک کرده است. نکات متعدد دیگری هم وجود دارد که در این بازنویسی به آنها اشاره نکردهام.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.
من با این مجموعه کار کردم و حالا تجربهام را برای کسانی مینویسم که قصد دارند رزومه خود را به این شرکت ارسال کنند. فضای کار واقعا مشکل داشت، جو نسبت به همکاران خیلی ناسالم بود و برخوردها بیشتر شبیه روابط خاموش خانوادگی میماند تا یک محیط حرفهای. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و تسویهحسابها با تاخیر انجام میشد؛ به طوری که هنگام قطع همکاری باید ماهها پیگیر میشدید تا حسابتان تسویه شود و در نهایت با بحث و جدل این کار انجام میشد. اخیرا هم رفتارهای غیررسمی بین برخی افراد بروز کرده بود و شاهد بودم که روابطی خارج از چارچوب حرفهای شکل میگرفت. با توجه به تجربهام، سازمان به سه گروه تقسیم میشد: گروهی که دنبال فرصت بهتر برای خروج از مجموعهاند تا از آنجا جدا شوند، گروهی که به دلیل کمسوادی یا ناکافی بودن مهارتها در جای دیگر کار نمیکردند و همچنان آنجا مانده بودند، و گروه سوم مدیرانی که حقوق خوبی میگرفتند و اینجا برایشان مانند هتلی بود که هرچند حقوق به موقع نبود، اما از نظر اقتصادی برایشان به صرفه بود. در کل اگر هدف شما ورود به این سازمان است، باید آماده باشید که بیشتر جنبههای اعصابخردکن دارد و تجربهی من تنها به دنبال آن نتیجهای نبود که انتظار داشت. خوشبختانه از این مجموعه جدا شدم و در شرکت معتبر دیگری مشغول به کار شدم و اکنون با هیچیک از مشکلات قبل روبهرو نیستم. لطفا با احتیاط تصمیم بگیرید و اگر به دنبال محیطی سالم هستید، گزینههای دیگری را بررسی کنید.
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعا وجود ندارد.
من از اوایل مرداد تا پایان شهریور همان سال، در دفتر قائممقام مدیرعامل بودم و با فضایی پرالتهاب روبهرو شدم. جایی که حجم کارها به شدت بالا بود، اما نتیجهگیری مطلوب نبود و بهدلیل بیانضباطی در سایر واحدها و ناتوانی در پرداخت بهموقع حقوق و مزایا، انگیزهی همکاران هم کاهش میافتاد. قائممقام مدیرعامل بیشتر به کنترل همهچیز میپرداخت و حتی به کارهای کوچک و بیربط هم ورود میکرد، که این موضوع باعث میشد فرصت کافی برای رفع مشکلات اصلی سازمان باقی نماند. روزهای معمول با جلسات پرشمار مدیران همراه بود که خروجیشان اغلب عبارت از مصوبات بلندپرواز اما بدون اجرای مؤثر بود. در طول روز با حجم زیادی از تماسهای گوناگون روبهرو میشدم و باید همزمان به امور مربوط به صورتجلسات و یادداشتها رسیدگی میکردم، در حالی که نتیجهای ملموس دریافت نمیکردیم. کارها غیر مرتبط با نقش دفتر نیز فراری میبودند؛ از جمله کارهای جانبی مانند هماهنگی اسنپ برای پرسنل یا پیگیری امور مربوط به مجوزها و فروشها و رسیدگی به شکایات مشتریان که هیچکس متولی مشخصی برای آنها نبود. تهیه لیست مساعدهگیران، مدیریت خروج کالاها که باید امضای قائممقام میگرفت، پیگیری دستورپرداختهای مالی، و رسیدگی به مسائل مربوط به فرودگاه یا جوازها همگی بهنوعی با هم تداخل داشتند و هر روز با مشکلات تازهای همراه بود. همچنین با دخالتهای غیرضروری مدیران دیگر، ناتوانی بخش منابع انسانی، اختلاف وظایف و کندی سیستم موجود برای دریافت وسایل اداری از انبار روبهرو شدم؛ بهطوری که مجبور شدم از لوازم شخصیام استفاده کنم و هیچ فضای بایگانی مناسبی برای پروندههای قائممقام وجود نداشت. در نهایت این فشارها به قدری بود که تصمیم گرفتم مسیرم را عوض کنم و از آن موقعیت خارج شدم.
نوین چرم برایم تجربهای بود که به خاطر مشکلات داخلی شرکت و اوضاع نابسامان، تصمیم به پایان همکاری در پایان سال ۱۴۰۳ گرفتم. در اوایل کار وضعیت در کلاس و محیط کار آرام بود و من هم سعی میکردم با حالت آرامش پیش برم. اما با مرور زمان، فضا دچار توصیفهای نامشخص و بیثباتی شد و احساس کردم مدیریت و رفتارهای درون سازمانی تاثیر منفی میگذارد. نتیجهاش این شد که به خاطر این مشکلات، تصمیم گرفتم از همکاری با شرکت کنار بروم و به دنبال فرصتهای دیگر باشم. حالا از اینکه برخی رفتارها و سخنان خارج از احترام مطرح شده، ناامید شدم و بهجای انتظار از تغییر سریع، ترجیح میدهم روی آینده تمرکز کنم و مسیر حرفهای خودم را با دقت بیشتری پیگیری کنم.
سلام وقتتون بخیر نمیدونم بقیه با چه چیزی مواجه شدن از مجموعه نوین چرم اما با اینکه ۴ ماه هست که به این مجموعه پیوستم خواستم تجربیاتمو در مورد این شرکت بنویسم: الان ماه ۵ امی هست که تو این مجموعه مشغول بکار هستم و خب ازونجایی که شرکت با رفتار ها و اعمالش بهم ثابت کرد که به پیشرفت پرسنلش اهمیت میده باید بگم با اینکه ازاومدنم چیزی نگذشته با کسی که ۳ ساله تو این مجموعه هست سر یه کلاس نشستم و امتحان ازمون جونیوری و ارتقای شغلی دادم چون شرکت برای اینکه پرسنلش و بسنجه برای ارتقا همیشه ازمون میگیره و به میزان تلاش هاش بها میده و قبل از هر ازمونی برای هر رتبه ای کلاس های ویژه و تخصصی برای مجموعه پرسنل میزاره و قبل از اینکه برای ارتقا شغلی پرسنلش تلاش کنه برای ارتقای شخصیتی افراد در همه ابعاد زندگی زمان میزاره چون خودم دختری بودم پر سرو صدا و شلوغ و همیشه دنبال دردسر و دعوا و پر حرف به عبارتی زلزله تمام عیار که با کلاسایی که برگزار شد محیط بسیار شاد و اموزنده اش باعث شد الان به دختری اروم و کم سرو صدایی تبدیل شم که دست از دعوا و داستان درست کردن بردارم و اونقدر اروم بشم که تغییراتمو حتی تو جمع های خانوادگی و دوستانه حس کنن و به فراتر از مرز ثبات رفتاری و مرز ارتباطات پایدار برسم و مجموعه ای هست که بسیار مراقب بچه ها هست
هر چی از بی در و پیکری یه شرکت شنیدید، بریزید دور نوین چرم یه چیز دیگس یه سور به بی در و پیکری زده به تمام معنا مردم آزاد من خونم کرجه. من رو برای مصاحبه کشوندن تهران بعد که میری برای مصاحبه تازه میگه نه اشتباه شده. اشتباه به شما زنگ زدن. یه مشت آدم دری وری جمع شدن دور هم
افتضاح افتضاح افتضاح واقعا هر چی بگم از بدی های این شرکت کم گفتم. منابع انسانی تعطیل مدیریت تعطیل عدم پرداخت حقوق پرسنل شده تا چنند ماه اصلا اهمیتی به پرسنل نمیدن مدیر منابع انسانیش واقعا یه کیف کشه که فقط دنبال دم اون مدیران ناکارامد میدوه مواظب باشید وارد این شرکت بشید با چیزی جز اعصاب خورد روبرو نمیشید
Catastrophe! The story in the company novin leather in a nutshell:Impolite employer, lack discipline،waste of life،employees yokel ،I have experienced highly was an unmitigated disaster I Working all hours for nothing ،uncooperative They love klutz,lardass,hick,goose,oldbat,red neck،yokel
فقط میتونم بگم خدا لعنت شون کنه اگه وارد این شرکت میخواهید بشین، تصور کنید قراره فی سبيل الله کار کنید خبری از حقوق و مزایا نیست حتی بیمه رو هم به موقع نمیدن و ممکنه برین دکتر و بهت بگن بیمه نداری باید آزاد پرداخت کنی
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
حقوق های معوق زیاد ریزش نیروی زیاد نگاه از بالا به پائین عدم توجه به امور رفاهی پرسنل همه میدونن مدیر شرکت دنبال خرید و فروش دلاره (توی فردوسی) حقوق پرسنل رو عقب میندازن و بجاش به خرید و فروش دلار و ملک و زمین و خودرو مشغولن (با پول مردم)
سلام پس تحمل چند ماه فضای متشنج و نابسامان، از این شرکت ترکیده خارج شدم (با سه ماه حقوق معوق) دو ماه بعد (و بعد از کلی پیگیری و عدم پاسخگوئی و عدم پرداخت مطالبات) به اداره کار مراجعه کردم. جلسه اول اداره کار (هیئت تشخیص) رو حضور پیدا نکردند. 15 روز پس از صدور رأی اداره کار (و دقیقا در روز پانزدهم) به رأی اعتراض زدند با این عنوان «ما به رأی اعتراض داریم» جلسه دوم اداره کار (هیئت حل اختلاف) رو هم نیومدن (در حالیکه خودشون اعتراض داشتند) رأی دوم اداره کار هم ابلاغ شد و باز هم مطالبات رو پرداخت نکردند. الان رأی اداره کار در دادگستری در مرحلهی اجرای احکام هستش. شرکتی به شدت مردم آزاد و مردم فریب مراقب باشید تا این لحظه که من دارم این متن رو مینویسم، هنوز مطالباتم رو دریافت نکردم. ریزش نیروهاشون به شدت زیاده و چون ریزش نیرو دارن، مردم رو فریب و جذب میکنن. اما همکاریها نهایت سه چهار ماه بیشتر طول نمیکشه.
استخدام در نوین چرم
از مجموع ۲۴ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲۴ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۸٪ از کاربران نوین چرم را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲۴
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۶ از ۵
سؤالات متداول درباره نوین چرم
آیا نوین چرم در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از نوین چرم ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در نوین چرم چگونه است؟
بر اساس ۲۴ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵ است؛ ۸٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در نوین چرم چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در نوین چرم از نگاه ۲۴ کارمند: ۱.۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در نوین چرم چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از نوین چرم ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چ
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی
شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربهای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما میخواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیمهای مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آنها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفت
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقع