فنی
تجربه کاری فنی در همراه کسب و کارهای هوشمند
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت همراه کسب و کارهای هوشمند را در سروصدای اخیر پشت سر میگذارم و از زاویهی خودم روایت میکنم. گفتوگوهای کاربران در سایت مربوطه درباره وضعیت اخلاقی شرکت را دنبال میکنم و بهروز بودن خبرا را همچنان اهمیت میدهم. پرسشها و واکنشهای مدیران مجموعه را از زمانی که بحث فساد اخلاقی مطرح شد و PMO محبوب بیش از پیش به چشم میخوردند، دنبال کردم و واکنشهایشان را چنین دیدم: ۱) محدودسازی دسترسی اینترنت برای کارمندان. ۲) تهدید کارمندان به قطع حقوق و مزایای کارانه در صورت عدم معرفی افرادی که این نظرات را منتشر کردهاند. ۳) هماهنگی کامل با مدیر منابع انسانی، خانم بنفشه، برای لاپوشانی موارد اعلامشده تا جایی که مدیرعامل حتی به وجود مشکلات گمراهی را درک نکند. کشفیات تازه: PMO محبوب در طول روز پیوسته در راهروی طبقه هشتم دیده میشود که گاه مصرف گل میکند و گهگاهی مرتب از قطرههای چشم استفاده میکند. همچنین در اقدامی تازه، برای تولد CTO یک مراسم مفصل برگزار شد و تقریبا همه را وادار کرد در خرید هدیه مشارکت کنند. برای این کار، فایلی اکسل ساخته بود تا نام افراد و مبلغ هدیه را در آن ثبت کند و هدایا به سمت محبوب تحویل داده شود تا دربارهی افراد ناسپاسی که برای هدیه هزینه نکردهاند تصمیمگیری شود. نظر شخصی من: برخلاف دیدگاه برخی همکاران، معتقدم مدیرعامل کاملا از جزییات آگاه است؛ تنها از ترس، توان اعمال اقدام جدی ندارد. خانم بنفشه و آقای علیخانی نیز در جریان کامل این موضوع هستند و در گفتگوهای رو در رو هر دو به وجود این مشکلات اذعان کردهاند، اما ترجیح میدهند از شرایط منفعتی ببرند که فساد به وجود آورده. در نهایت پروژه با وجود چالشها به سمت زمینخوردن شرکت پیش میرود و نتایج نشان میدهد که تیمهای باهوش و قوی شرکت باید زودتر خودشان را از این محدودیتها آزاد کنند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
با وجود این که تیمی اختصاصی برای خودم شکل دادم، به نظر میرسد رفتار من و اعضای آن با واقعیتهای شرکت همخوانی نداشت. گروهی که با عنوان تیم استراتژی معرفیشدن، در عمل حالتی جدا افتاده و بیثمر پیدا کردند و حقوقهای قابل توجهی دریافت میکردند در حالی که خروجی کارشان صفر بود. وقتی مشکلات روشن شد، به جای پاسخگویی و رفع کاستیها، صراحتا به این تیم اجازه داده شد تا به صورت مستقل فعالیت کنند و از زیرساختهای شرکت بهرهمند باشند بدون اینکه کسی پرسشی دربارهی کارکردشان بپرسد. نتیجه این ماجرا احساس بیاعتمادی و ناامیدی میان همکاران شد و مشخص شد که برخی تصمیمگیریها به ضرر تیم و شرکت تمام میشود.
شرکت همراه کسب و کارهای هوشمند را تجربه کردم و توضیح میدهم که در آنجا با چه حال و هوایی روبهرو شدم. مدیرعامل در انتخاب همترازش به نظر میرسید به دو نفر خارج از چارچوب تجربه و شایستگی اعتماد میکند و به دلیل فشارهای داخلی یا فشارهای شخصی، تصمیمهایی گرفته میشود که موجب کاهش اعتماد به تیم میشود. یکی از افراد به جای تواناییها و سابقه واقعی، به دلیل درخواستهای مکرر به منصب مدیریتی فینتک گمارده شد، در حالیکه برای او سابقه و رزومهی لازم به نظر نمیرسید. رزومهی این کارمند هم به شیوهای نامشخص و بدون شفافیت ارائه میشد و به گونهای بود که گاه به نظر میرسید زیر بازار کار و زیر زبان برخی ساخته میشود. در کنار این موضوع، حمایتی هم از جانب بستگان یا روابط فردی وجود داشت و به نظر میرسید حقوقهای بالا اما خروجی و عملکرد قابل قبولی وجود ندارد. محیط اداری آرام و خلوتی داشتند اما برخی از رفتارها و تبعیضها میان افراد مشاهده میشد و این امر موجب بیاعتمادی و احساس نابرابری میشد.
در ذهنم همیشه با شوق و تعصب از تجربهام با این شرکت یاد میکنم، اما همون روزها هم نکتههایی بود که به اندازهی کافی نگرانیبرانگیز بود. روزی که با CTO عزیز مجموعه صحبت میکردیم، در گفتگوی غیرکاری از تمایلش برای گسترش تیم به صورت گسترده صحبت کرد و یادآور شد که اگر اختیار با او بود، میخواست شرکت را با حضور بیشتر دانشبنیانها تقویت کند تا شور و انگیزهای تازه در محیط کار ایجاد شود. این نکته از دید من گویای طرز تفکر ایشان بود و به نوعی نشانگر رفتارها و نگاههای حاکم در سطح مدیریتی محسوب میشد. اکنون با مرور بعضی رفتارها و گمانهزنیهای اطرافیان، متوجه میشوم برخی افراد با تلاشی برای سفیدسازی تصویر مدیران شرکت در حال کار هستند.