بیخیال
تجربه کاری بیخیال در والمارکت
امتیاز ۱.۰ از ۵.
باورم نمیشه که چنین تجربهای رو از کارم بگیرم؛ از همین آغاز میگم اوضاع خیلی غیرمنصفانه است و با وجود تحصیل، حقوق و وضعیت شغلی به شکلی ناواقعی برای آدم خیلی ناامیدکننده است. حقوقی که میدن، به طور مرتب و با رنج و درد کم میشه و توقع حقوق بالاتر از این هم دارن، اما در عمل بهت پایینترین مقدار رو میدن و سهم پرسنل از پورسانت به هیچ وجه عادلانه نیست. به نظرم بین پرسنل قصابی و سطح تفاوتهای بیاساسی وجود داره و این تفاوتها به وضوح نشان میده که برای تو انگیزهای باقی نمیمونه. کل ساختار کار به گونهای طراحی شده که کار رو بیهدف جلوه بده؛ از ابتدا تا انتهای شیفت کار سنگین و بدون برنامهریزیه، با مسئولیتهایی مانند تخلیه بار، جابهجاییها و چیدن انبار که انگار این کارها برای همه یکیه و تنها ازت انتظار دارن بدون آموزش درست و برنامهریزی کار کنی. بیان میکنن که سطح حقوق باید با پورسانت گره بخوره اما نتیجه اینه که بهت کمتر از حدی که وعده میدن پرداخت میشه و هدفگذاری هم طوری است که اجازه ندن پورسانت حاصل بشه. تعریفهای حقوقیشون هم به شدت غیرواقعی به نظر میرسه: وعده ۱۵ میلیون حقوق در نهایت با ۹ میلیون بهت میدن و عیدی، سنوات و حق بیمهها به گونهای تقسیم میشه که باز هم کسر میانجامه. به جای اینکه فرایندها شفاف باشه، همیشه سعی میکنن با کارهای تشویقی کاذب و حسابهای فریبنده شما رو به جلو بکشن. علاوه بر این، بحث اضافهکار هم به چشم میاد: ۴۵ ساعت اضافهکاری برای ۲۵۰۰ نیست و در نهایت بین ۷ تا ۹ روز هر ماه حقوق رو واریز میکنن، که ارزش و امنیت کار رو به طرز چشمگیری پایین میاره. حراست فروشگاه هم وضعیتی بده داره و با مدیران ناکارآمد سعی میکنن با هر دختر جوانی رابطه برقرار کنن و این رفتارها بیاحترامی آشکار است. از طرفی بیمه رو هم به نحوی میکشن که حقوق تو رو در برابر ترفیع و بهبود کار کمتر میکنن و در نهایت با کسرهای سنگین مالیات و هزینهها، چیزی که میمونه خیلی ناچیز است. دیسک کمرم هم بعد از یک سال خیلی کمکارکردگیهایی رو داشت که با وجود حرف من، به گوش هیچکس نمیرسد. در مجموع، وضعیت کار به هیچوجه رضایتبخش نیست و به نظر میرسد هدف اصلی شرکت حفظ هزینهها و ایجاد فشار بیوقفه روی کارکنان است تا با کمترین منابع، بیشترین کار رو انجام بدهند. اگر قصد دارید به این مجموعه ملحق شوید، مراقب باشید که تعهدات مالی و شرایط کاری به چه شکلی تنظیم میشود و به خاطر منافع خودتون در این محیط چه اندازه پایداری وجود دارد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من تجربهی کار در والمارکت به این شکل بود که در نگاه اول به نظر میرسید شرکت خوبی باشد و حرفی از نظم و برنامهریزی پایین ندارد. اما به محض ورود به مجموعه، دیدم که اوضاع خیلی منظم نیست و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد. تنها یک روز در آنجا کار کردم و حس کردم شرایط مناسب نیست و برای کسانی که تجربهی کمی دارند، ممکن است تجربهای برای یادگیری باشد اما به طور کلی فرصت مطلوبی نبود.
روز اول به نظرم برخورد خوبی داشتم و سه مرحله مصاحبه برای مدیریت فروشگاه برگزار شد که سوالات تخصصی بود. شرکت از من خواست مدارک را ارسال کنم و آموزشهای مربوط را پیگیری کنم و از من پرسید چه زمانی میتوانم برای حضور در تهران آموزش حضور داشته باشم. من به دلیل مدیریت یک فروشگاه دیگر گفتم قراردادم باز است و تا یک هفته آینده میتوانم بیایم و آنها پذیرفتند که مشکلی نیست. بعد از چند روز با منابع انسانی شرکت تماس گرفتم و گفتم که به دلیل حضور در تهران و آموزش، ارتباط با فروشگاه قبلی قطع شد. نکته جالب این بود که خانمی که پیگیر کارهای مربوطه بود گفت از شرکت وال مارکت کار را ترک کرده و حالا در آنجا مشغول نیستم، و بعد از چند تماس و پیامک جز یک بار پاسخ مدیریتی داده نشد و قرار شد از طریق منابع انسانی فرایند استخدام پیگیری شود تا خبر بدهند؛ اما دیگر هیچ کس به تماس یا پیام من پاسخ نداد. اکنون به دلیل فرایند استخدام با فروشگاه قبلی قطع همکاری کردم و هیچ پاسخگویی نیست. احساس میکنم میتوانستند به وجهه شرکت و کسی که برای استخدام دعوت میشود، از نظر شان و احترام بیشتر توجه کنند، اما وضعیت چنین بود...
در ابتدای ورود به شرکت احساس کردم فضای کار جالب است و با توجه به استانداردهای بهداشتی که رعایت میشد، از این منظر مثبت بودم. اما فرایند مصاحبه خیلی سریع پیش نرفت و با اینکه حالا به عنوان نفر استخدامی موقتی انتظار داشتم که مصاحبه آغاز شود، نزدیک به نیم ساعت طول کشید تا مصاحبهگر از جلسه قبلی فارغ شود و سپس با من نشست و مصاحبه را آغاز کرد. نکتهای که بیش از همه به چشم میخورد این بود که قرار بود رزومهام را هم همراه بیاورم و قبل از مصاحبه بخوانند، اما ظاهرا مطالعه نشده بود و نیز همراه من نبود. در نتیجه مجبور شدم فایل PDF رزومه را از طریق گوشی نشانشان بدهم.
به من گفتن که برای مدیر فروشگاه در نظر دارم، هرچند که انگار از کارهای مرتبط با این نقش خیلی مطلع نبودند. مصاحبه اول را با یکی از اعضای تیم انجام دادم و در پایان گفت که میتوانم برای مدیر فروشگاه مناسب باشم. چند روز بعد با مدیر مالی و بخش منابع انسانی صحبت کردم که آنها هم موافق بودن، اما در نهایت پیشنهاد من به عنوان سرپرستی یک بخش بود و این پیشنهاد را نمیپذیرفتم. دیگر تماسی از آنها نگرفتم. در کل به نظر میرسید که روند انتخاب و برنامهریزی برای مصاحبهها کامل نبوده است.
در ابتدای کار، با سه نفر مصاحبه شدم و بعد به دفتر مرکزی مراجعه کردم. رضایت شغلی را خواستند و من هم ارائه دادم. تیجه اینکه سفتهای به ارزش دویست میلیون، بدون تاریخ و بدون توضیح ضمانت حسن انجام کار، به من دادند و تعهدنامهای هم گرفتند. در قبال این موارد هیچ قرارداد یا حتی کپی سفته به من داده نشد و هیچ کدام از این جزئیات از همان جلسه اول یا تا پایان فرآیند مصاحبه توضیح داده نشد تا به جایگاه عملی برسیم و هزینهای بیهوده متحمل شویم.
مصاحبه برای کار در دفتر مرکزی واقع در سعادت آباد برام تجربهای منحصربهفرد بود؛ ساختمانی با طراحی شیک و تیمی منظم همراه با حراستی که روند حضور مهمانها را دقیق اجرا میکرد. در ورودی کارت ملی گرفتم و کارت مهمان دادند، و مشخص بود که نگاه حرفهای خاصی در شرکت حاکم است. فضایی اختصاصی برای مصاحبه داشت و من در مقابل چهار نفر مصاحبه شدم؛ فرآیند تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالهای تخصصی بیشتر جنبه کتبی داشتند. تا جایی که امکان داشت پاسخ دادم و برخورد تیم، به نظرم مثبت بود. حتی با مدیر حراست هم صحبت کردم و گفتند که در آینده با من تماس میگیرند تا برای پیوستن به تیم بیایم. به این فکر کنید که با شرکتی قانونمند و با هدف مشخصی کار خواهید کرد، گرچه در نظر من ممکن است برخی مسائل استخدامی همراه با بندهای مالی همچنان وجود داشته باشد.