برنامه نویس وب
تجربه کاری برنامه نویس وب در پارس فناوران مبتکر
امتیاز ۱.۰ از ۵ (بهمن ۱۳۹۸ تا بهمن ۱۳۹۹).
برای من نور محیط مناسب بود اما حقوقها بهموقع نبوده و با تاخیر پرداخت میشدند. ساعات کار شناور بود و از ۸:۳۰ تا ۹ ادامه داشت؛ حتی یک دقیقه تاخیر هم باعث کسر ۵۰ تومان از حقوق در هر روز میشد. مدیریت شرکت ضعیف و غیر اصولی بود و مانده مرخصی در پایان سال و تسویه حسابها رو بههم میریخت؛ در حالی که گرفتن مرخصی واقعا سخت بود و بهزحمت داده میشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت پارس فناوران مبتکر برای من تجربهای بود که با وجود نکات مثبت، نقاط منفی زیادی هم داشت. در شروع کار، مدیران فضای تصمیمگیری باز و حمایتگرانهای فراهم میکردند و اگر مشکلی پیش میآمد، فرصت بود تا با کمک آنها راه حلی پیدا کنم. برای کار با تنها دانش پایه پایگاه داده هم میشد شروع کرد و تاکید میکردند که به بقیهی دانشهای تخصصی نیازی نیست. حقوق و مزایای کامل ارائه میشد و با رویکردی محترمانه با افراد مسئولیتپذیر برخورد میشد. اما جنبههای منفی هم خیلی واضح بود. اگر میخواستی با همان مهارتهایی که یاد گرفتهای سالها به کار بپردازی، اینجا جای خوبی بود چون با فریمورک سازمانی کار میکردیم و تسلط روی پایگاه داده بالا میرفت. نظم پروژهها وجود نداشت و گاهی یک پروژه برای یک ماه به دست یک نفر میافتاد و ناگهان به دیگری میسپردند؛ یا ممکن بود صبح تسکی بدهند و تا عصر تحویل بخواهند. وقتی نمیشد، توجیه میکردند که نمونهای از فرایندهای پشت صحنه است و فرهنگ عدم شفافیت زیاد بود؛ گاه پروژهای بود که قبلا افراد قبلی رویش کار کردهاند و حالا باید دوباره از نو آغاز شود. تعداد زیادی از تیم تنها به ظاهر فعالند و بعضیها به سختی کار میکنند. فشار کار برای فرد مسئولیتپذیر بالا بود و انگیزهی من دچار اغتشاش میشد وقتی میدیدم دیگران همت نمیکنند. با وجود اهمیت حفظ دادههای مشتری، مسئولیت تغییر دادهها بسیار زیاد بود و گاهی کنترلها کم بود. نیازمندیهای مشتری را باید بهتنهایی استخراج میکردم، جلسه میرفتم، مستندات مینوشتم و در نهایت همه چیز را بهعهدهی خودم میگذاشتند. بینظمی در فرایندهای توسعه هم محسوس بود. تیم اسکرام و اجایل آنطور که باید، معنا پیدا نمیکردند و گاه میدیدم که یکی یک هفته هیچ کاری نکند و پیگیری نشود، اما از من انتظار میرفت که به موقع تحویل دهم. وجود گیت بههمراه نبودن فرایندها هم نبود و کدها مستقیم روی سرور قرار میگرفتند و اگر اشتباهی رخ میداد، امکان برگشت نبود. پروژههایی هم وجود داشت که از ابتدای کار پر از ابهام بود و تنها وقتی آغاز میشد روشن میگشت که ممکن است همهچیز به هم بریزد. از نظر ورود به کار، عدم دیدهشدن تلاشهای اضافی من و حقوق برابر با افراد کمکار هم تجربهای آزاردهنده بود. وعدههای اجرایی نشدهای هم وجود داشتند، بهخصوص در زمینهی پیشرفت شغلی که بهنظر میرسید انجام نمیشود.
در شرکت پارس فناوران مبتکر کار میکردم و تجربهام به عنوان برنامهنویس PHP اینگونه بود. ساعتهای کار به صورت شناور بود و هر گونه تاخیر—even یک دقیقه—مشمول جریمه میشد. محیط کار آرامی داشتیم و نظافت فضا هم خوب بود، اما پنجشنبهها تعطیل بود. از طرفی فناوریها به خوبی استفاده نمیشدند؛ حتی گیت هم به کار گرفته نمیشد. یادگیری هم خیلی کم بود و روز به روز تنها یک کار معمول تکرار میشد. مدیریت اصولی نبود و رفتارهای غیراخلاقی هم دیده میشد. حقوق به موقع پرداخت نمیشد و برای عقد قرارداد سفته لازم بود. تایم استراحت ناهار تنها بیست دقیقه بود و فشار کاری بالا بود؛ کار مدیران پروژه و مشتری هم بخش مهمی از وظایف من بود، از صحبت با مشتری تا حضور در جلسات و پشتیبانی از محصول. با مشتریان صادق رفتار نمیشد و اگر قصد داشتی با آنها صادق باشی، با تو برخورد میکردند. تسویهحساب هم شش ماه پس از ترک شرکت انجام میشد و در زمان تسویه، معمولا مرخصیها محاسبه نمیشد؛ اگر درخواست میکردی که مرخصیها نیز محاسبه شوند، میگفتند باید به وزارت کار مراجعه کنی.
برای مدت زیادی حقوقم بهموقع واریز میشد، اما بعد از مدتی یک ماه حقوق عقب افتاد و از آن به بعد نامنظم بود. بارها با مدیران جلسه گذاشتم تا حقوق را سر وقت بدهند، اما وعدههای تکراری میدادند و عملی نمیشد. جو کار شرکت خیلی صمیمی نبود.
در یک محیط کاری نسبتا آرام کار میکردم که نور خوبی داشت و فضای کار از هم جدا بود. ساعات کار شناور بود و اگر تاخیر میکردم جریمه داشت و برای هر روز تا ۵۰ تومان کسر میگرفتند، حتی برای یک دقیقه هم. بیمه بودم و کل حقوق برای بیمه کنار میرفت، و حقوق تقریبا خوب بود. در مرخصیها خیلی سختگیر نبودند و در اواخر برایمان بیمه تکمیلی هم اضافه شد که از حقوق کم میشد. شیفتها از شنبه تا چهارشنبه بود و گاهی مجبور بودیم پنجشنبه و جمعه هم بیاییم سر کار. مشکلاتی هم وجود داشت؛ پرداخت حقوق نامنظم بود و معمولا بیست و پنج هر ماه یا در بازه سه ماهه حقوقی میگرفتیم و بعدا پرداخت میشد، اما در وضعیت اقتصادی فعلی خیلی سخت بود. تسویه حسابها هم چند ماه طول میکشید و مرخصیهای استفاده نشده در تسویه لحاظ نمیشد؛ من برای اینکه کارم راه بیافتد، ترجیح دادم زودتر پولم را بگیرم. کارها روتین بود و یادگیری قابل توجهی وجود نداشت، تکنولوژی خاصی به کار گرفته نمیشد و برای کسی که تازه میخواهد برنامهنویسی را یاد بگیرد و مخصوصا کوئرینویسی را بهتر ببیند، مناسب نبود. مدیریت پروژهها ضعیف بود و هرکسی میتوانست تسکی تعریف کند و کار کند؛ تقسیمبندی کارها اصولی نبود، از اسکرام یا اصولی برای انجام کار خبری نبود و جلسهی هماهنگی به صورت معمول برگزار نمیشد. گاهی بدون هماهنگی یا مستند، کار تازهای به من محول میشد و مجبور بودم در زمان کوتاه تحویل بدهم. برخی از همکاران در طول هفته برای انجام کارها فرصت نداشتند در حالی که برخی شدت کارشان زیاد بود و تحت فشار و استرس بودند. برای ناهار تنها بیست دقیقه وقت داشتیم که به نظرم میشد کمی بیشترش کنند.
در شرکت پارس فناوران مبتکر، تجربهی من به عنوان Backend Programmer روایت میشود. فضا نور مناسب داشت و ساعات کار نسبتا کم و شناور بود، هرچند برای کوچکترین تاخیر هم جریمه در نظر میگرفتند و این موضوع جو کار را آرام و ساکت نگه میداشت. اما ضعفها محسوس بود: حقوق به موقع پرداخت نمیشد و تاریخ دقیق پرداختها بعد از گفتگو با واحد مالی و مدیریت مجموعه مشخص نبود. استفاده از فناوریها بهروز نبود و حتی گیت هم بهدرستی استفاده نمیشد، که نشان از کمبود پیشرفت و بهروزرسانی در کار داشت. جلسات تیمی وجود نداشت و اسکرام مستر هم به کار نمیگرفتند. فضا خشک و رسمی بود و خبری از تلاش برای ایجاد انرژی مثبت یا حضور تیم منابع انسانی نبود. مسئولیتهایی به من محول میشد که در قرارداد تعریف نشده بود، مثل ارتباط تلفنی با مشتری به جای تیم پشتیبانی یا درگیر بودن تیم فنی با جلسات خارج از شرکت. در فرایند استخدام قولهای زیادی داده میشد که محقق نمیشد و بهطور میانگین، حضور افراد در شرکت حدود یک سال بود. قراردادها هم به صورت سفته بسته نمیشدند و بهمحض پایان همکاری، حقوق و مزایا بهطور شفاف محاسبه نمیشد و هزینهی مرخصیهای استفادهنشده پرداخت نمیشد؛ نتیجه این وضعیت، عدهای از همکاران را به فکر اقدام قانونی میانداخت. به گفتهی من، با وجود برخی نکات مثبت در فضا و محیط کار، نقصهای ساختاری و عدم قطعیت در پرداختها و هماهنگیهای تیمی موجب تجربهای ناخوشایند شد.
به طور کلی حس کردم محیط کار ارزشمند بود اما نقاط ضعف مشخصی هم وجود داشت که باعث شد تجربهام چندوجهی باشد. در ابتدای کار، رفتار همکاران همدل و دوستانه بود و فضای کاری با نظافت مناسب و نور کافی همراه بود؛ همچنین ساعات شناور ورود و خروج از حدود هشت و نیم تا نه بود. از نظر من این فاکتورها فضای کار را قابل تحمل و مطلوب میکرد. با این حال از نظر رشد علمی احساس میکردم پیشرفتی نمیکنم چون غالبا کارها تکراری بود و فرصت یادگیری جدیدی ایجاد نمیشد. یکی از دغدغهها این بود که علاوه بر وظایف اصلی باید کارهای دیگری هم انجام میدادم، مثل ارتباط با مشتری و شرکت در جلسات پروژه، که این موضوع گاهی بین وظایف اصلی گم میشد و تعادل کار را به هم میزد. همچنین انتظار داشتند بدون آموزش، به تسلط بر پروژهای که از قبل نوشته شده بود دست یابم که این برای من واقعا گزینهای نیست. برخورد برخی همکاران نیز کاملا حرفهای نبود و این موضوع تجربه کاری را تحت تأثیر قرار داد. به طور مالی هم مشکلساز بود؛ به جز سه چهار ماه، حقوق به موقع پرداخت نمیشد و تسویه حساب کامل هم به دلیل درگیریهای شخصی فرصت پیگیری کافی را به من نمیداد. نتیجه این روند بیشتر حس ناامیدی از عدم ثبات در مسائل مالی و نبود حمایت آموزشی بود.