مصاحبه توسعه دهنده نرم افزار
تجربه کاری مصاحبه توسعه دهنده نرم افزار در پارس پویش فن آور
امتیاز ۱.۰ از ۵.
بعد وارد شرکت شدم و ازم فرم سه صفحهای خواستن که پر کنم. به طور عمده دو صفحه اول همان اطلاعاتی بود که در رزومهام ذکر شده بود تا توی پرونده جای بگیرد و برای سازماندهی مدارک روی کاغذ ثبت شد. صفحه آخر مربوط به سوالات روانشناسی بود؛ مثلا ازم میپرسیدن نقاط ضعفم چیست و شخصیت موردعلاقهام کیست.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای این شغل، سه مرحله مصاحبه داشتم: فنی، منابع انسانی و در نهایت جلسهای با مدیرعامل شرکت. در جلسه نخست درباره تحصیلات، سابقه کاری و سابقههای کاری قبلیم سؤال شد و از من انتظارهایی که در این شغل دارند مطرح شد. در گفتوگوی منابع انسانی بیشتر درباره ویژگیهای شخصیتی مناسب برای این وظیفه صحبت کردیم و در مرحله آخر درباره نحوه همکاریمان که ابتدا ده روز به صورت آزمون بود و سپس قرارداد منعقد میشود، توضیح داده شد. ویژگیهای موردنظر آنها شامل روحیه کار تیمی، سازگاری با فضای جدید و مسئولیتپذیری بود.
برای من تجربهای را رقم زد که از نظر فضای مصاحبه خیلی مثبت بود و حقیقتا با وجود سختیهای معمول، احساس آرامش و حرفهای بودن حاکم بود. مصاحبه فنی نخست را دوستی که حالا مدیرم شده انجام داد و بیشتر به روشهای جستوجو و درک مسأله تمرکز داشت تا عمیقا وارد جزئیات شود. به نظر خودم هدفش این بود که ببینم چگونه میتوانم مسئله را تحلیل کنم و از چه منابعی استفاده میکنم. بعد، مدیر منابع انسانی برای مصاحبه دوم آمد و این جلسه به طور همزمان و در یک زمان انجام شد. این مصاحبه برای من یکی از بهترینها بود؛ پر از انرژی بود و در عین حال علمی و دوستانه بود. بیشتر به گفتوگو و فضای راحت شبیه بود تا یک جلسهی رسمی. در مرحله پایانی هم پس از دوره آزمایشی یا همان جامعهپذیری، با دو نفراز مدیران ارشد شرکت ملاقات داشتم. برخوردشان خیلی دوستانه و صمیمی بود و اگر دختر بودم یکیشان برای من خاص میشد. در مجموعه، دورهای ۷ روزه وجود دارد که حقوق به آن تعلق نمیگیرد اما ساعات کاری با خود فرد است. راستش من درباره نامی که این دوره با آن شناخته میشود چندان با تعریف غالب شرکت همسو نبودم و فکر میکنم این دوره برای فرصتدهی مناسب به کارجویان نیست و بهتر است بهجای آن، یک تور داخل شرکت ترتیب بدهند تا双方 بهتر با هم آشنا شوند. نکته جالب اینکه از من سه آزمون رفتارشناسی و شخصیتشناسی استاندارد گرفته شد. استرس وجود ندارد چون مصاحبهکنندهها حرفهای و مؤدب هستند و در آنجا هیچکس تلاش نمیکند با نمایش قدرت، فضای ملموسی خلاف سایر شرکتها ایجاد کند. آنچه برای من مهم بود، این بود که به سلیقه و باورهای شخصی احترام میگذارند و به نظر میرسد در فرمهای اولیه هم اشارهای به مذهب یا دین نشده بود. در شرکت قوانین سختگیرانهای برای پوشش وجود ندارد و عرف جامعه کافی است.
برای اولین بار به مصاحبه رفتنم با مدیر منابع انسانی خیلی طولانی بود و در نهایت به من فرصت داد تا درباره تجربیاتم صحبت کنم. از همان ابتدای جلسه، مصاحبهگر با پرسشهایی درباره مسائل روز اجتماعی سعی کرد فضایی آرام و صمیمی بسازد تا فضای جلسه راحتتر پیش برود. درباره سوابق کاریام گفتگو کردیم و جنبههای مختلف حوزه منابع انسانی را مرور نمودیم. حضور من تا پایان جلسه تقریبا سه ساعت به طول انجامید و در کمال تعجب وقت گذر نکرده و بحثهای جالبی مطرح شد. لازم به ذکر است که مصاحبهگر با صبر و حوصله سوالاتی که گاهی خارج از موضوع اصلی به ذهنم میآمد را پاسخ میداد و حتی با معرفی کتاب راهنماییهای خوبی ارائه میکرد. همیشه تجربه کردن را توصیه میکنم تا دستکم یه تجربه ارزشمند کسب کنیم.
در یک برخورد اولیه برخوردی از جنس آشنا بودن با من اتفاق افتاد؛ فردی که خود را مدیر منابع انسانی و قائممقام مدیرعامل معرفی کرد، مدت نیم تا ۴۵ دقیقه از دستاوردها و تجربیات خودش گفت. پس از اینکه من توضیح دادم و پرزنتیشن انجام دادم، مرا به اتاق مدیرعامل برد و با او هم نیم ساعتی صحبت کردم.
در مصاحبه برای موقعیت برنامهنویس پایتون، نخست از تحصیلاتم سوال کردند و سپس به شرح سوابق کاری و جزئیات آنها پرداختند و دریافتند چه کارهایی تا کنون انجام دادهام. سوالهای فنی چندانی مطرح نشد. پس از آن ترجیح دادم در مورد تواناییها، اهداف و آیندهای که برای خودم تصور میکنم توضیحاتی بدهیم. در جلسه مصاحبه بعدی، بیشتر درباره کارهای انجامشده در این شرکت توضیح داده شد و در ادامه یک تسک تست به من محول شد تا ظرف یک هفته آن را انجام بدهم. پس از اتمام تسک، به من اعلام کردند که باید در طرح جامعپذیری شرکت حضور پیدا کنم.
در مصاحبه با شرکت پارس پویش فن آور، نخستین سوالها دربارهی شخصیت و روحیتم طرح شد تا از وضعیتی که دارم آگاه شوند. از من پرسیدند آیا تصمیمها را بیشتر از روی احساسات میگیرم یا به منطق مراجعه میکنم و همچنین دربارهی انتظاراتم از شرکت و نکاتی که برایم اهمیت دارد سوال کردند. پیش از ملاقات، قرار بود یک سری آزمونهای خودشناسی انجام بدهم و نتیجهی آنها را از طریق ایمیل برایشان ارسال کنم. از من خواستند در طول گفتوگو صادق باشم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت این بود که ویژگیهای منطبق با شرکت را بشناسند. تعدادی از پرسشها هم وجود داشتند که دقیقا منظورشان را متوجه نمیشدم و پاسخ مورد انتظارشان را به درستی نمیفهمیدم.