برنامه نویس
تجربهٔ کاری برنامه نویس در پارمیس — امتیاز ۵.۰ از ۵.
من مدتی است در پارمیس کار میکنم و تجربه کلی که دارم مثبت است. قطعا فضای کار همیشه بدون چالش نیست، اما در تییمی که من همکاری می کنم، یادگیری و پیگیری مسائل وجود دارد. چیزی که برای من ارزشمند بوده است این است که افراد باتجربه در کنار نیروهای جدیدتر همراهی میکنند و فرصت یادگیری در پروژههای واقعی فراهم است. محیط مناسب و مدرن، فضای کاری شیک، فرهنگ سازمانی خوب و مناسب، عدم تعدیل در دوران جنگ، دورکاری در دوران جنگ، حقوق به موقع، ککلاس های آموزشی توسعه فردی و ... بخشی از مزایایی است که به نظرم پارمیس دارد و برای من ارزشمند است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
سلام متن چند ماهی هست که در این شرکت کار می کنم. 5 سال پیش مصاحبه داشتم اما با شرکت قبلی توافق کردم و ادامه دادم باهاشونو سال گذشته که اومدم شرکت جدیدشون زمین تا آسمون عوض شده بود. الان فضای کاری اینجا هیچ فرقی با شرکت های درجه 1 ایران نداره. خداییش شیک تمیز در آوردند. الان که زمان جنگ است و من به سختی وصل شدم. از اول جنک بلافاصله همه را دورکار کردند و خداییش خیلی همراهی کردند. اصلا فکرش را نمیکردم اینقدر همراهی کنند. در این چند ماه هم من موردی باهاشون ندیدم . کارها همه چی روال پیش میره. تلاش میکنند تا 10 هر ماه همه حقوق را تسویه کنند. پروژه بزرگی دارند. برای من تجربه خوبیه . همیشه دوست داشتم روی نرم افزار حسابداری و انبار و ... کار کنم. بخش از کد ها قدیمی است که تقریبا داره همش ری فکتور میشه . مشتری های خوبی دارند و شخصا وقتی میبینم روی نرم افزرای کار می کنم که در شرکت ها و کارخونه های بزرگ کار میکنه لذت میبرم. این یک حس شخصیه. توی شرکت قبلی این حسی که بدونم کسی با نرم افزارمون کار میکنه را نداشتم. اگر ماشین داشته باشید باید قبل از 8 اونجا باشید تا جای پارک پیدا کنید. استند آپ های روزانه، گرومینگ و رویو هم داریم همین.
کار کردن تو پارمیس چیزی شبیه به تعریفایی بود که از اردوگاه کار اجباری زمان آلمان نازی شنیده بودم هر یک دقیقه تاخیر در ورودمون سه دقیقه حساب میشد و از حقوقمون کسر میشد. تا ساعت 1 که تایم ناهار بود باید بی وقفه کار میکردیم و حتی تعداد دستشویی رفتنمون هم میشمردن! ساعت 1 تایم ناهار بود تا 1:30 که اگه یک دقیقه بیشتر طول میکشید اخطار میگرفتیم( اتفاقی که برای خودم افتاد) بعد از تایم ناهار تا پایان تایم کاری هم باید بی وقفه کار میکردیم! موقع امضای قرارداد یه سفته گذاشتن جلوم و گفتن امضا کنم! و تو قرارداد نوشته بود در صورت قطع همکاری این سفته و تسویه بعد از 3 ماه تحویل داده میشه که همینکار رو هم کردن!! مدیریت مجموعه هم واقعا پارانوئید و نارشیشیسته! اکثر وقتا داره مکالمات کارمندا رو گوش میده چون صداها ضبط میشه، مابقی وقتا هم داره داستان موفقیتش رو در قالب سخنرانی تعریف میکنه! وقتت و تخصصتون رو تو پارمیس هدر ندین.
دست و دلبازی مدیرعامل از جیره بندی کردن دستمال کاغذی و قهوه مشخصه، هر ماه یه بسته دستمال بهتون داده میشه و شیشه کوچیک قهوهتون شارژ میشه. برای تلفن صحبت کردن باید انگشت ثبت کنی. یه ساعت ناهار و استراحت جزو ساعت کاری حساب نمیشه در صورتی که تایم ناهار نیم ساعته، یعنی نیم ساعت هم واسه سرویس رفتن و چایی خوردن ازت کم میکنن. ساعت ۱ باید گرسنهتون بشه و ۱:۳۰ ناهارتون تموم شده باشه. دریافتی پایه تو بیمه براتون رد میشه. اضافه کار در صورتی که داشته باشید و عیدی و سنوات و همه چیز بر اساس حداقل حقوق پایهس. برای قرارداد ازتون سفته سفید امضا گرفته میشه و حتی کپی سند یا قولنامه خونه و کروکی خونه رو میخوان. آگهی ها مدام تمدید میشه که این نامارآمدی خانمی که اونجا منابع انسانی شده و مهم تر بی کفایتی مدیریت رو میرسونه. وقت و اعصابتون رو تو پارمیس هدر ندید.
خواهش میکنم هیچ وقت پارمیس نزید پارمیس بدترین تجربه کاری زندگی من بود هیچ وقت روز اخری که اونجا کار میکردم یادم نمیره مدیرعامل صدام کرد بدترین حرف های ممکن رو به خانوادم زد ( شهرستانی هستی امدی تهران، تو تعهد نداری به سازمانت بابا مامانت هم تعهد ندارن به هم ) مدتها سر این حرفها حالم خوب نبود و افسردگی گرفتم اولین کارم بود سنم کم بود وهیچ دیدی نسبت به کار نداشتم اوایل فهمیدم تمام صداها و دوربین ها چک میشه خیلی عجیبه که شنود کار میذارن تو اتاقا من سه ماه بیمه نبودم با دعوا بیمم کردن پنج شنبه ها اضافه کار بدون حقوق و اجباریه( تایم ناهار رو تایم کاری در نظر نمیگیرن) اخرش هم حقوقمو ندادن گفتن جای اموزشت برمیداریم یه برگه هم گذاتشن جلوم که تسویه انجام شده نرم افزارشون هم افتضاحه به زور میفروشن و درگیری تو شرکت زیاده فضای فامیلی تو شرکت ومثل برده با نیرو برخورد میکنن ذره ای احترام ندیدم تو این شرکت اشک منو سر سفته در اوردن
فاجعه ی منابع انسانی من برای مصاحبه رفتم، از کارمند منابع انسانی حس بدی گرفتم، صحبت ها و نگاهش طوری بود که میخواست متقاعدت کنه اینجا همه چی اوکازیونه سرشو میندازه پایین و از گوشه چشم نگاهت میکنه. یه کم زبان بدن بدونید از نگاهش متوجه شخصیتش میشید. اومدم نظرات رو خوندم به حسم ایمان آوردم
چطور میشه یک سازمان نتونه نیروهای قدیمیشو حفظ کنه!؟ مدیریت برنامه ریزی ضعیف و رییس فروشهایی که هنوز به صورت سنتی کار میکنند و فکر میکنند با داد و بیداد کاری از پیش میبرن تارگتهایی که برنامه ریزی میده هیچ پایه و اساس منطقی پشتش نیست وتنها منطقش اینه که اقا زاده جلوی تامین کننده ها کم نیاره تیم فروش کم تجربه مدیریت مالی بی سواد و برنامه ریزی پوچ و پر مدعای تکساران به زودی کوچک و کوچک تر خواهد شد کاش دغدغه مدیریت محترم عامل پر شدن چاه فاضلاب نبود و به فکر سرمایش واحد ها در تابستان هم بودند کاش به جای چک کردن مدام دوربین ها و وضع قوانین حمورابی کمی اصولی تر کار میکردین که به قول خودتان مدام در ضرر نباشید اگر شرکت مدام در ضرر است فروشندگان را سرزنش نکنید درباره مدیریت افتضاح ادمهای اشتباه در جایگاه های اشتباهی هم فکر کنید با نمایشی مثل پرتاب دارت حال دل پرسنل خوب نخواهد شد خانه از ریشه ویران است و حیف زحمات برخی پرسنل دلسوز من به عنوان عضو کوچکی از تک ساران همه ی این موضوعات رو به صاحب برند هم منتقل کردم، امیدوارم درست بشن