شتر گاو پلنگِ ادارهای که فقط بدیاش مونده
تجربه کاری عضو تیم فنی در پایا سازه پاسارگاد
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اسفند ۱۴۰۰ تا آبان ۱۴۰۱).
باور نکردنیه چه تفاوتی بین انتظارم و واقعیت وجود داشت؛ در اینجا با کلیتهای منفی روبهرو شدم اما سعی میکنم واقعیت را به زبانی تازه و طبیعی بیان کنم. من به عنوان عضو تیم فنی وارد این شرکت شدم و فهمیدم که تصورم از سازمانهای دولتی و خصوصی باهم فرق دارد، اما اینجا ترکیبی از هر دو دسته بود که ناامیدکنندهتر از هرکدام جداگانه نشان میداد. این مجموعه زیر نظر یک نهاد دولتی قرار داشت و به نظر میرسید اولویت اصلیشان کار بوده باشد اما واقعیت نشان میداد فضای کار بیشتر به سمت عوامگرایی و استفاده از رانت برای ساختن پروژهای به اسم دانشبنیاد میچرخید تا از امکانات دولتی بهره ببرند. بخش فنی که من در آن بودم یکی از دشوارترین دورههای کاریام بود. همکاری با کارگزاریهای شناختهشده وجود داشت و درآمد نسبتا خوبی هم برای شرکت فراهم بود، اما جایگاه فنیها در مقایسه با سطح کارِ خدماتی یا امنیتی بود و همیشه جای تأمل داشت. هدیه یا مراسم مناسبتی بهطور واقعی وجود زیادی نداشت، با این حال برای مناسبتهای مذهبی فعالیتها ادامه داشت و دقیقاً از شدت انرژیشان کاسته نمیشد. مدیران بر اساس روابط و آشناییها انتخاب میشدند و اطرافیانشان هم به دلیل همین آشنایی حضور داشتند. برای پیدا کردن نیرو از سایتهای کاریابی هم استفاده میشد، شاید دلیلش این بود که اطرافشان افراد بیکار کم نداشتند. اگر میخواست رشد کنید، مدیریت روابط اهمیت پیدا میکرد و تا حدودی هم خطر احساس میشد که از هر طرف ممکن است با مخالفت روبهرو شوید. در حوزه فنی اتفاقات تازهای کم میافتاد؛ سیستمها به نظر فرسوده بودند و تجربه عملی اعضای تیم بیش از هر چیز دیگری خودآموخته بود. فضا هم از زیرآبزنی و اختلافنظر بین تیمها پر بود و هرکس چیزی از دیگری میگفت و اختلافها به شکایات میانجامید. نحوه محاسبه حقوق هم برای من چندان روشن نبود: پیامکهای واریز، فیش حقوقی، سابقه بیمه و سنوات؛ همه به صورت پراکنده جمع میشدند و در نهایت تعادل حساب را به سمت عددی خاص میبردند. چادر برای خانمها بخشی از مقررات بود، اما خارج از محیط کار به سرعت برداشته میشد تا نشان بدهند اجبار نبوده. ماه رمضان و رعایت روزهداری در شرکت جزء الزامات بود؛ در حالی که برای کارمندان افطاری উপলفع نشد، اما رعایت میشد. زیارت عاشورا و نماز جماعت هم به طور منظم برگزار میشد و از کارکنان انتظار همکاری داشتند. در کل اینجا یک مجموعه دولتی با تجهیزات و رویههای قدیمی بود که اگر واردش میشدی، تجربهای چندان فوتوفندار از کار نمیگرفتی. اگر دنبال مسیر حرفهای مشخص و پیشرفت هستی، باید به احتیاط عمل کنی؛ این کار را تنها برای بعضی از آشنایانشان انجام میدهند و برای بقیه بهتر است روی گزینههای دیگر تمرکز کنی، یا اگر هستی، به دنبال فرصتی متناسب با شرایط خود باشی.