شتر گاو پلنگِ ادارهای که فقط بدیاش مونده
تجربه کاری عضو تیم فنی در پایا سازه پاسارگاد
امتیاز ۲٫۰ از ۵ (اسفند ۱۴۰۰ تا آبان ۱۴۰۱).
همیشه فکر میکردم شرکتهای دولتی پر از پارتیبازی و افراد بیصلاحیتن و شرکتهای خصوصی آدمِ کمنقصتر با حقوق معمولی دارن. اینجا اما همهی بدیا رو با هم جمع کرده، یه چیزی بین همهشون که از همه بدتره. این شرکت زیرمجموعه یه نهاد دولتیه و انگار اصولاً اولویتشون کار نیست؛ کلی آدمِ داغون با پارتی و رانت جمع کردن که بزنن یه «شرکت دانشبنیاد» راه بندازن و از رانت دولتی استفاده کنن. بخش فنی که ما بودیم یکی از بدترین تجربههای زندگیم بود. شرکت واقعاً با کارگزاریهای شناختهشده همکاری داشت و در کل درآمد خوبی داشت، ولی حقوق و جایگاهِ فنیها در سطح نیروی خدمات یا حراست بود! هدایای مناسبتی که عملاً هیچ نبود، ولی برای مراسمهای مذهبی انرژیشون رو کم نمیذاشتن. مدیران هم همه بر مبنای رانت انتخاب شده بودن و اطرافیانشون هم فقط به خاطر آشنایی اونجا بودن. یه بار هم از یکی از سایتهای کاریابی استفاده کردن، اونم احتمالاً چون اطرافشون آدم بیکار نداشتن. اگه میخوای رشد کنی باید پاچهخوار باشی؛ تازه تا یه حد چون خودِ مدیر از کسی که زیاد جلو میافته میترسه. هیچ چیزِ فنی جدیدی یاد نمیگیری؛ سیستمها مال ده سال پیشه و کسی که خودش هم تجربی کار کرده عملاً چیزی بهت یاد نمیده. فضا هم پره از زیرآبزنی و خالهزنکبازی — این یکی میگه از اون طرف شکایت میکنه، اون تیم هم اینجوریه و الی آخر. حقوق رو هم هیچوقت نمیفهمی چطوری محاسبه میکنن: یه عدد پیامک واریز، یه فیش، یه چیز تو سابقه بیمه؛ آخرش هم برا سنوات کفه کف حساب میکنن. برای خانمها چادر اجباری بود، ولی وقتی از شرکت بیرون میرفتن سریع چادر رو برمیداشتن که معلوم شه اجبار بوده. ماه رمضون و روزه گرفتن تو شرکت اجباری بود؛ جالبه برای کارمندا افطاری هم نمیدادن ولی باید رعایت میشد. زیارتِ عاشورا و نماز جماعت هم همیشه برقرار بود و ازش انتظار همکاری داشتند. خلاصه اینکه اینجا یه شرکت دولتی فشل با تجهیزات و رویههای قدیمیِ؛ اگه واردش بشی احتمالاً بدترین تجربه کاریت میشه. اگه هم دنبال امریه شدن هستی گول نخور؛ این کارو فقط برای آشناهاشون انجام میدن، برای بقیه بهتره اصلاً نری یا اگه مردی بری سربازی بهتره.