باور نکردنیه چه تفاوتی بین انتظارم و واقعیت وجود داشت؛ در اینجا با کلیتهای منفی روبهرو شدم اما سعی میکنم واقعیت را به زبانی تازه و طبیعی بیان کنم. من به عنوان عضو تیم فنی وارد این شرکت شدم و فهمیدم که تصورم از سازمانهای دولتی و خصوصی باهم فرق دارد، اما اینجا ترکیبی از هر دو دسته بود که ناامیدکنندهتر از هرکدام جداگانه نشان میداد. این مجموعه زیر نظر یک نهاد دولتی قرار داشت و به نظر میرسید اولویت اصلیشان کار بوده باشد اما واقعیت نشان میداد فضای کار بیشتر به سمت عوامگرایی و استفاده از رانت برای ساختن پروژهای به اسم دانشبنیاد میچرخید تا از امکانات دولتی بهره ببرند. بخش فنی که من در آن بودم یکی از دشوارترین دورههای کاریام بود. همکاری با کارگزاریهای شناختهشده وجود داشت و درآمد نسبتا خوبی هم برای شرکت فراهم بود، اما جایگاه فنیها در مقایسه با سطح کارِ خدماتی یا امنیتی بود و همیشه جای تأمل داشت. هدیه یا مراسم مناسبتی بهطور واقعی وجود زیادی نداشت، با این حال برای مناسبتهای مذهبی فعالیتها ادامه داشت و دقیقاً از شدت انرژیشان کاسته نمیشد. مدیران بر اساس روابط و آشناییها انتخاب میشدند و اطرافیانشان هم به دلیل همین آشنایی حضور داشتند. برای پیدا کردن نیرو از سایتهای کاریابی هم استفاده میشد، شاید دلیلش این بود که اطرافشان افراد بیکار کم نداشتند. اگر میخواست رشد کنید، مدیریت روابط اهمیت پیدا میکرد و تا حدودی هم خطر احساس میشد که از هر طرف ممکن است با مخالفت روبهرو شوید. در حوزه فنی اتفاقات تازهای کم میافتاد؛ سیستمها به نظر فرسوده بودند و تجربه عملی اعضای تیم بیش از هر چیز دیگری خودآموخته بود. فضا هم از زیرآبزنی و اختلافنظر بین تیمها پر بود و هرکس چیزی از دیگری میگفت و اختلافها به شکایات میانجامید. نحوه محاسبه حقوق هم برای من چندان روشن نبود: پیامکهای واریز، فیش حقوقی، سابقه بیمه و سنوات؛ همه به صورت پراکنده جمع میشدند و در نهایت تعادل حساب را به سمت عددی خاص میبردند. چادر برای خانمها بخشی از مقررات بود، اما خارج از محیط کار به سرعت برداشته میشد تا نشان بدهند اجبار نبوده. ماه رمضان و رعایت روزهداری در شرکت جزء الزامات بود؛ در حالی که برای کارمندان افطاری উপলفع نشد، اما رعایت میشد. زیارت عاشورا و نماز جماعت هم به طور منظم برگزار میشد و از کارکنان انتظار همکاری داشتند. در کل اینجا یک مجموعه دولتی با تجهیزات و رویههای قدیمی بود که اگر واردش میشدی، تجربهای چندان فوتوفندار از کار نمیگرفتی. اگر دنبال مسیر حرفهای مشخص و پیشرفت هستی، باید به احتیاط عمل کنی؛ این کار را تنها برای بعضی از آشنایانشان انجام میدهند و برای بقیه بهتر است روی گزینههای دیگر تمرکز کنی، یا اگر هستی، به دنبال فرصتی متناسب با شرایط خود باشی.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در پایا سازه پاسارگاد، صنعت معماری و عمران: بر اساس ۱ نظر ثبتشده کارمندان؛ ۰٪ از کاربران پایا سازه پاسارگاد را به دیگران توصیه میکنند. ۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
تجربهها
استخدام در پایا سازه پاسارگاد
از مجموع ۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران پایا سازه پاسارگاد را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
سؤالات متداول درباره پایا سازه پاسارگاد
آیا پایا سازه پاسارگاد در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از پایا سازه پاسارگاد ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در پایا سازه پاسارگاد چگونه است؟
بر اساس ۱ نظر ثبتشده، تجربههای کاری پایا سازه پاسارگاد را میتوانید بالاتر بخوانید (تعداد نظرها هنوز برای میانگین کافی نیست).
حقوق و مزایا در پایا سازه پاسارگاد چقدر است؟
هنوز امتیاز کافی برای حقوق و مزایای پایا سازه پاسارگاد ثبت نشده.
مصاحبه استخدام در پایا سازه پاسارگاد چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از پایا سازه پاسارگاد ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در معماری و عمران
به خاطر تجربهای که داشتم، شرکت فرمی دیراک محیطی بود پر از رفتارهای غیرحرفهای و مشکلات مدیریتی. حقوقها اغلب بهموقع پرداخت نمیشد و وقتی پرداخت میکردند هم معمولاً با بهانهای همراه بود. هر چیزی را به گردن تیم فروش می
شرکت مهراز اقلیم پارس تجربهای ناخوشایند از کار با من به عنوان توسعهدهنده React و React Native بود. حقوق دو ماه پرداخت نشد و سنوات و عیدی هم پرداخت نشده است. بسیاری از همکاران در حال پیگیری قانونی برای استیفای حقوقشان
خیلی از فرایندها توی این مجموعه بهدرستی پیش نمیرفت و از این تجربه درس گرفتم. با وجود اینکه شرکت سابقهدار و معتبر بود، واحد منابع انسانی خیلی نیاز به بازنگری داشت. هفت سال حضورم اینجا نشان داد که با تیم و مدیران سابق H
برای من با وجود شناخت کم از قراردادهای طولانیمدت، این تجربه نشون داد که دنبال کار با شرکتهایی باشم که رفتار حرفهای دارن و قرارداد شفاف میبندن. بعد از ارسال رزومه برای موقعیت Senior Back-end Developer با تخصص PHP/Lar
شرکت شایا تجهیز افق را بهعنوان محلی دیدم که خیلی زود وارد فضای کار میشوی و تعادلت بین زندگی و کار تا حدی به هم میخورد؛ نه این که کسی مجبور کند، اما جو کار آنقدر جذاب است که خودت هم بیشتر ماندگار میشوی. بازخوردهای ف
اول که وارد میشید وعده ها عالیه. سه نفر صاحب شرکت هستند. آقایان حد. حیدر. و ریا. مدیرعامل نفر اوله به ظاهر اما اون دو تا بسیار نفوذ دارند. دربارۀ پرداخت حقوق تا پیامک واریز نیومده باورش نکنید که فردا میدیم بهتون یا این ه