برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در پخش فردوس
امتیاز ۱.۰ از ۵.
به خاطر فضای بههمریز کار و شرایط طاقتفرسا، خیلی زود تصمیم گرفتم دنبال کار دیگهای بگردم و بالاخره شرکتی پیدا کردم که با من قرارداد بست و دستمزد بهتری ارائه داد. مدیر IT هر روز از من میخواست دیرتر به دفتر بیایم و شنبه تا پنجشنبه هم حضور در محل کار را اجباری میکرد، در حالی که خودش اگر تعطیل نبود پنجشنبهها را میرفت اما در اکثر روزها فرزندش را با خود میآورد و سروصدای زیادی ایجاد میکرد که تمرکز و آرامش تیم را تحت تاثیر قرار میداد. از نگاه من، حتی در حالت فشار هم شرکت را بهعنوان محل کار مناسب توصیه نمیکنم؛ چون نه تجربهای برای پیشرفت ایجاد میکند و نه رزومهای که برای ورود به شرکتهای بزرگ بعدی کارآمد باشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت پخش فردوس تجربهای از مصاحبه برنامهنویس Net را تعریف میکند که فضایش نسبتا خوب بود و فضای شرکت مرتب و تمیز به نظر میرسید. در آغاز روند جذب، فرمهای معمول و تکراری مانند اطلاعات هویتی و خانوادگی اختصاصی را به کار میدادند و سپس هرکدام از فاکتورهای اولیه بهطور عمومی مطرح شد. در مرحله بعد، مصاحبه فنی انجام شد که صرفا سؤالهای تئوریک مطرح میشد. پس از آن به سمت مدیر IT رفتم. ساعات کاری خبر از تبلیغی متفاوت داشت؛ در آگهی شنبه تا چهارشنبه از ۷:۳۰ تا ۱۶:۱۵ نوشته بود، اما مدیر مربوطه گفت اضافهکاری تا ۵ و نیم شرطی است و پنجشنبهها هم دو تا سه بار باید بیایید که معمولا پرداختی هم برای این موارد لحاظ میشود و ناهار در شرکت ارائه نمیشود. یکی از سوالات SQL را روی کاغذ پاسخ دادم و گفتند که SQL من خوب نیست، اما وقتی پرسیدم منظورشان از تئوری چیست، پاسخی نگرفتند؛ سوال سؤال join سادهای بود که انتظار میرفت توضیحی درباره آن داده شود. به نظر میرسد برای این موقعیت افق مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد؛ در کل سه توسعهدهنده و دو مشاور وجود داشتند که بیشتر نقش پشتیبانی مرکز را داشتند تا توسعهدهنده.
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.
من تجربهام از کار در پخش فردوس را اینطور تعریف میکنم: به همکاری با این شرکت هیچ وقت پیشنهاد نمیکنم. در حالی که با اسنپ کار میکردم و درآمدم ماهی بیش از ده میلیون بود، آنها برای یک مهندس نرمافزار با سابقه کاری مشخص، شرطی عجیب گذاشته بودند؛ پایهی دستمزد را شش هزار و هشتصد میخواستند برای بسته شدن. گفتند ماه اول ده میلیون است و اگر در همان ابتدای کار خودی نشان بدهی، به مرور درآمدها بیشتر میشود. نکتهی منفی دیگر این بود که رئیس مجموعه زن بود و کار با ایشان را برای من تجربهناپذیر میکرد. از پیش هم گفته بودند هر روز تا شش اضافهکاری اجباری وجود دارد. در کل تیم برنامهنویسشان تنها یک پسر بود. در نهایت خوشحال بودم که با این شرکت وارد همکاری نشدم.
این سه ماه تجربه من بهعنوان برنامه نویس در پخش فردوس بود و به شدت تأثیر منفی روی روحیهم گذاشت. اولین نکته این بود که دوره آزمایشی من هر چه سریعتر طی شد و بعد از این مدت، تمدید قرارداد را پیشنهاد کردن اما من نپذیرفتم به خاطر موارد زیر. ساعت کار از ۸ تا ۱۶:۳۰ بود و پنجشنبهها هم تعطیل بودند، اما اضافهکاری اجباری بود. معمولا تا ساعت شش میماندم و پنجشنبهها از ۸ تا ۱۴ کار میکردم؛ اگر کمی دیرتر یا زودتر میرفتم تذکر میگرفتم. با این روال، در یک هفته نزدیک به ۶۰ ساعت کار میکردم. حقوق هم پایین بود؛ به من میگفتند برای این سمت حدود ده میلیون است، اما یک سوم این مقدار اضافهکاری محسوب میشد و در واقع حقوق پایه در حدود هفت میلیون بود. فضای فرهنگی شرکت بسیار پایین بود و ارتباط با همکاران دشوار بود. برخوردها بهطور کلی سرد بود و به نظر میرسید رفتارها در محیط خیلی خانوادگی و مزاحمانه باشد. مدیر پروژه فردی با خودمحوری بود و بارها به من گفت که چیزی بلد نیستم، در حالی که در ماه آخر حضورم در مصاحبه با سه شرکت دیگر پذیرش گرفتم و در نهایت پس از ترک شرکت، در یک شرکت نرمافزاری معتبر شروع به کار کردم. مدیر بخش نرمافزار و IT هم باتوجه به خانمی بود که رفتارش با زیردستان بیادبانه بود و کنار او پسربچهای بود که دائم مزاحم کار بود. مرخصی هم بهشدت سختگیرانه بود و گاه حتی یک روز در ماه هم اجازه استفاده نمیدادند. در کل، طی این مدت از نظر روحی دچار فشار شدید شدم و استرس زیادی را تجربه کردم و هیچوقت کار در چنین فضایی را به کسی توصیه نمیکنم.