دیجیتال مارکتینگ
تجربه کاری دیجیتال مارکتینگ در پرگاس طب
امتیاز ۱.۰ از ۵ (تیر ۱۴۰۱ تا تیر ۱۴۰۲).
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
ماجرای کار من در شرکت پرگاس طب تجربهای پرفشار و ناامیدکننده بود. تا تیر ۱۴۰۲ در این مجموعه کار میکردم و دلیل قطع همکاری ما جمعی بودن اعتراضمان بابت عدم پرداخت حقوق بود که تقریبا ۵ ماه طول کشید. در نهایت، نحوه خروج ما بهعنوان اخراج ارائه شد، هرچند جزئیات با واقعیت مطابقت نداشتند. بعد از آن اتفاق، برخی از همکاران با حضور دوباره در شرکت، واقعیت اعتراض را انکار کردند یا ادعا کردند نقشی نداشته یا در مرخصی بودهاند. این رفتار باعث شد مسئولیت اعتراض بهدست عدهای دیگر بیفتد و فضای کار ناسالمتر شود. از نظر اداری، رفتارها خیلی حرفهای نبود و برخوردها تبعیضآمیز به نظر میرسید. حمایت و توجه بیشتر متوجه عدهای خاص بود تا درخور شایستگی و تلاش همه کارکنان. واحد منابع انسانی نه تنها از حقوق کارکنان دفاع نمیکرد، بلکه بیشتر به رضایت مدیران ارشد میاندیشید و قدر نیروی انسانی را بهطور مناسب نمیدانست. حقوق کارکنان برای شرکت اولویت نبود و مزایای مشخصی وجود نداشت. پاسخدهی به تعهدات مالی هم منظم نبود. قبل از هر همکاری، توصیه میکنم حتما درباره سابقه پرداخت حقوق، تعهدات مالی و جو مدیریتی مجموعه بهدقت تحقیق کنید.
در این شرکت با وجود تمام تلاشم، سرانجام به دلیل اتفاقی که در آن دوران افتاد از کار بیکار شدم و با وجود شکایتی که مطرح کردم، به تعهداتشان عمل نکردند و از آنها هیچ قرارداد کتبی یا کپی به من داده نشد. هر چیزی که خواستیم، ادعا میکردند که باید مدرک ارائه بدهیم و چیچی در دست نبود تا بتوانیم از حقمان دفاع کنیم. با وجود این مشکلات، برای حفظ آرامش روحیام، به مبلغ ناچیزی رضایت دادم؛ اما دربارهی ضرر مالی که متقبل شدیم، هنوز احساس میکنم به طور عادلانه جبران نشده و از مدیریتی که آن زمان وجود داشت و همچنین از کارکنانی که امور اجرایی کارها را در دست داشتند، دلگیرم. شخصا حتی برای یک تومان هم که از دست رفت، راضی نیستم و نمیتوانم آن را بخشیده تصور کنم. اکنون میفهمم چه اشتباهی کردم که در آن وضعیت ماندم و زمانم را از دست دادم؛ با این فرض که در جایی روزی پاسخ این ضررها را خواهند داد.
متوجه شدم که تجربهام از کار در پرگاس طب خیلی ناگوار بود و هنوز هم اثرش را احساس میکنم. در ابتدا به من و همکارانم قولهایی داده شد که واقعیت ندارد و ما را فریب دادند. بعد از آن با وضعیتی روبهرو شدیم که از لحاظ پرداختی با مشکل مواجه شدیم و حتی یک بار هم پولمان را کامل نگرفتیم و بخشی از حقوقها عقب افتاد. قول دادند شعبهها را به پخش بدهند تا بدهیها و حقوق عقب افتاده را جبران کنند، اما این حرف هم تحقق پیدا نکرد و همچنان سه ماه حقوق عقب مانده است. علاوه بر این، نزدیک زمان پرداخت حقوق هم مبلغی از حقوق به حساب برداشت شده و به ارزی که تهیه کرده بودند اختصاص یافت. آنها به هر بهانهای اضافهکاریها را صفر کردند تا حقوق کمتری بدهند و آن هم به موقع پرداخت نشد. به نظر میرسد در شرکت افراد معتبر زیادی باقی نماندهاند و تنها فردی که نمایندهای واقعی بود، حتی نتوانست یک سال دوام بیاورد و از شرکت رفت. چرا این چنین وضعی میشود و چرا ما همچنان نسبت به این رفتارها بیتفاوت میمانیم؟ با وجود وعدههای بیثمر، هنوز نمیدانم حقوقمان چگونه و چه زمانی پرداخت میشود و هر چند وقت یکبار با تاخیر مواجه است. همواره در کنار ما حکم بردگی برای این مدیران وجود داشت و حقوق به عنوان آخرین هزینهها محسوب میشد و گاهی گفتند که در این ماه حقوق را نمیدهند. با وجود این، مدیران ارشد همچنان با عباراتی بزرگوارانه صحبت میکنند و سعی میکنند ما را فریب بدهند. از همه چیز خستهام و در لحظهای که فکر میکنم اوضاع کمی بهتر میشود، میبینم که همچنان حقوقمان در خطر است. از درون کمک لازم دارم و به خدا توکل میکنم.
شرکت پرگاس طب تجربهای از حضور ستادی بود که ادامه پیدا نکرد و نکتهای که در ذهنم ماند، بیانضباطی و بیبرنامگی بود. پس از جنگ بیست و چهار ساعته، تعدادی از همکاران اخراج شدند و شعبههای شرکت در شهرهای بزرگ بسته شد. هنوز تسویه حقوقم انجام نشده و تاخیر سه ماهه پرداختها وجود داشت. منابع انسانی را مسئول جذب نیرو دانستن و اینکه گفتند کار دشواری ندارد، حقیقت را نداشت. برای خودم تاسف میخورم که چقدر منظم و متعهد بودم در این شرکت اما نتیجه چیزی بود که انتظارش را نداشتم.
مدت پنج ماه بود که حقوق نگرفتیم و با وجود این، رضایت کمرنگ اما موجود بود. من هفت سال است که اینجا کار میکنم و انگار یک جزیی کوچک از یک رودخانه برای کارمندانی با توقعات متوسط یا پایین ارائه میدهند؛ جایی که مزایا پاسخگوی نیازها نیست و سطح انتظار باید پایین نگه داشته شود تا به گزینههای دیگری دست پیدا نکنیم. در نهایت باید بگویم که تحمل برایم تاحدی وجود دارد، خدا را شکر.
نگفتههای پشت سر این شرکت در سایتها اغلب مغرضانه به نظر میرسید و من هم تا حدودی بهش فکر کرده بودم. اما روز مصاحبه کاملا متفاوت بود؛ یکی از بهترین تجربههای مصاحبهام را داشتم و به نظر میرسید که شانس قبولی دارم. فرد مصاحبهکنندهای که با او گفتوگو داشتم و همچنین تیم منابع انسانی خیلی محترم بودن و به نظر میرسیدند که دانش و اشراف خوبی دارند. امیدوارم هرچه که خیر است، رخ بدهد.