مدیر شعبه
تجربه کاری مدیر شعبه در چای دبش
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۳۹۹ تا اردیبهشت ۱۴۰۰).
مدت هفت سال در این مجموعه به عنوان مدیر شعبه خدمت کردم و بعد از دو سال حضور در دفتر تهران به شعبه شهرستان منتقل شدم. پس از پایان تحصیل، تجربه دوم من با این شرکت آغاز شد و تا آن موقع از فضای کار سایر شرکتها و بازار کار اطلاع چندانی نداشتم؛ اکنون که تجربههای بیشتری دارم و به کارهای دیگر هم برخوردم، میتوانم دید بهتری ارائه کنم. در اینجا به نظر میرسید که بروکراسی اداری معنا ندارد. وجود واحد منابع انسانی انگار در سیستم نبود! عملا چارت سازمانی وجود نداشت! امنیت شغلی هم به شدت پایین بود؛ یا باید به شهرستان میرفتی یا اخراج میشدی! حقوق به موقع پرداخت نمیشد و گاهی تا دو ماه تاخیر داشت! تعهدات به شکل صفر بود و هیچ تضمینی برای انجامشان نبود! قرارداد کاری برای امضا وجود نداشت و فیش حقوقی هم داده نمیشد! درکل هر چیزی به ظاهر حرفهای به نظر میرسید اما حقیقت این خانه از پایه فرسوده است. در رابطه با بخش تولید این مجموعه شرایط تفاوت زیادی داشت! بروکراسی اداری، نبود چارت سازمانی، عدم انجام بهموقع تعهدات، و تولید محصول باکیفیتتر و… همچنان تفاوتهای فاحش دارند. اگر سازمان فروش به دنبال کار بود، حتما با دقت بیشتری بررسی کنید؛ و اگر در بخش تولید درخواست کار دارید، مطمئن باشید که سازمان نسبتا بهتری را خواهید یافت.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من همیشه از بودن در کنار مجموعه دبش احساس افتخار میکنم چون با وجود سرمایهای که خدا و همت همکاران راهاندازی شد، اینجا باوجود فشارهای بیرونی، به جای خروج سرمایه و راهاندازی کارخانهها در خارج از کشور، تصمیم گرفتهاند تا مردم خودمان از بهترین چای استفاده کنند. نیروهای زیادی از کشاورز تا مهندس و پزشک و راننده و کارمند در این راه با عشق کار میکنند و روزیشان را از این برند میگیرند؛ این دقیقا واقعیتی است که احساس میکنم و نه رویاپردازی. تجربهام نشان میدهد که مدیران و افراد مجموعه با احترام به مشتری و کارگر، تلاش میکنند محصولی با کیفیت ارائه دهند و از این اعتبار بهرهمند باشند.
به خاطر تجربهای که داشتم، حس نمیکنم شرکت چای دبش بتونه مسیر امن و صادقانهای رو فراهم کنه. من توی مجموعه کار میکردم و به عنوان کارمند و مدیر سابق، بیش از یک دهه باهاشون همکاری داشتم. به نظر من این شرکت از نظر رفتارهای مالی با مشکل روبهرو بوده و تصور میکنم گاهی به ثبت ارز و پیگیریهای مرتبط با پولشویی اشارههایی وجود داشت. همچنین با اینکه در کنار بانکهای تجارت و صادرات کار میکردن، مبادلاتی با وامهای سنگین در جریان بود که درصدهای سودش بالا میآمد و گاهی به نظر من شائبههایی از معاملات غیرشفاف وجود داشت. از طرفی به موضوع واردات کالا و دور زدن برخی نهادهای نظارتی هم اشاره میشد و میگفتند بهترین سودها به جیب برخی میرود؛ در نتیجه کیفیت محصولی مثل چای هم به شکلی غیر استاندارد عرضه میشد. خیلی حس میکردم که مسائل سازمان مالیاتی و گمرک هم با شدت بیشتری دنبال میشود و پرسشهایی درباره سلامت سیستم وجود داشت. آیا این مسائل به دولت ارجاع میشود یا نه، مشخص نیست و من هم نگران پیگیری چنین موضوعاتی بودم.