ساعتای طولانی و حرفای تو خالی
تجربه کاری برنامهنویس در کارتن گسترش
امتیاز ۲.۰ از ۵ (تیر ۱۴۰۰ تا بهمن ۱۴۰۳).
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.