وویکی‌تجربهجستجو
کارتن گسترش
تجربه کاری۲۶ مرداد ۱۴۰۵ · شاغل فعلی

فشار و کنترلِ همیشگی

تجربه کاری دولوپر / برنامه‌نویس در کارتن گسترش

امتیاز ۲.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۵).

۲.۰· دولوپر / برنامه‌نویس

قصد داشتم تعهد بیشتری از شرکت دریافت کنم اما فشار کار اونجا به حدی بود که احساس می‌کردم فقط مأمور انجام کارهای روتین با بیشترین سرعت هستم. بارها در طول روز مدیران فنی با من و هم‌تیمی‌ها صحبت می‌کردند که چرا کارها دیر یا زود انجام می‌شوند، در حالی که خروجی تیم واقعاً بال بود. قراردادها به‌طور منسجم بسته نمی‌شد و در زمان خروج از شرکت عیدی، سنوات و مرخصی‌ها پرداخت نشده بود. جو سازمان خشک و پر از استرس بود و افراد با رفتار چاپلوس بیش از بقیه حمایت می‌شدند. هر بار که تاخیر کوتاهی داشتم به منتهی به تهدید برای کاهش حقوق می‌انجامید. فضای کاری کنار تیم نزدیک بود، اما نظارت با دوربین‌ها و ضبط صفحه نمایش به شکل مداوم وجود داشت و مدیریت میکرو به شدت اعمال می‌شد؛ همواره باید توضیحات دقیقی دربارهٔ تسک‌ها ارائه می‌دادم. حقوق با توجه به فشار کار و تخصص کم بود و اغلب به‌موقع پرداخت نمی‌شد.

نقاط قوت

نقاط ضعف

فشار کاری خیلی بالا و برخورد غیرانسانی
تیم فنی چند بار در روز تحت فشار قرار می‌گرفت
قرارداد درست بسته نمیشد و عیدی/سنوات/مرخصی پرداخت نشد
محیط خشک، پر استرس و حمایت از چاپلوس‌ها
دائماً تهدید به کسر حقوق برای دیر رسیدن
میکرومنیجمنت با فیلم گرفتن از صفحه و نظارت دائمی؛ همیشه باید توضیح بدی

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

کارتن گسترش
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس
۲.۰
ساعتای طولانی و حرفای تو خالی

به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربه‌ای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاین‌ها فشار می‌آوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شب‌ها هم باید می‌ماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچ‌وقت اضافه‌کاری به حساب نمی‌آمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغ‌های مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ به‌طور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته می‌شد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمی‌شد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج می‌شدند و خود من هیچ‌وقت پروفایل لینکدینم را به‌روزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکته‌ای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش می‌بردند. از همه آزاردهنده‌تر، یکی بود که مدام با سخنرانی‌های پرطمطریح حرف می‌زد در حالی که مدیریت زندگی روزمره‌اش هم به تزلزل بود و حرف‌هایش واقعی به نظر نمی‌رسید.