وویکی‌تجربهجستجو
کارگزاری بانک خاورمیانه
تجربه کاری۳ خرداد ۱۴۰۵

مصاحبه بانکدار

تجربه کاری مصاحبه بانکدار در کارگزاری بانک خاورمیانه

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· مصاحبه بانکدار

در مصاحبه اول، از من برای ارزیابی‌های روانشناختی و هوشی بهره می‌بردند که طبق آزمونی بود که از همان ابتدای کار می‌دادند. مرحله بعدی سوال‌ها جنبه تخصصی تر پیدا می‌کرد و گاهی سوالات مربوط به زندگی شخصی هم ترکیب می‌شد که کار را دشوار می‌کرد. در مرحله نهایی هم با مدیرعامل گاهی ملاقات داشتم که واقعا سخت بود. پیش از ورود به دوره کارآموزی، دوره‌های بانکی و مباحث مرتبط برگزار می‌گردید تا با فضای کار بانکی آشنا بشم. نکته‌ای که خیلی به چشم می‌خورد این بود که با لباس مناسب، رفتار موقر و متین انتظار داشتند.

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

کارگزاری بانک خاورمیانه
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه بانکدار
۱.۰
مصاحبه بانکدار

با وجود اینکه مسیر مصاحبه سه مرحله‌ای بود، نتیجه به شکل ناگوریه‌ای پایان پیدا کرد و من همچنان در حال بررسی فرصت‌های دیگر بودم. در گام اول با مسئول منابع انسانی ملاقات کردم که نسبتا ساده بود، گام دوم با مسئول شعب سخت‌تر بود و در نهایت در حضور مدیرعامل و مسئول منابع انسانی جلسه‌ای برگزار شد. در هر سه مرحله سوالاتی مربوط به روانشناسی، بانکداری و رشته تحصیلی مطرح می‌شد و انتظار می‌رفت به آن‌ها پاسخ مناسب داده شود. پس از موفقیت در هر سه مرحله، وارد دوره‌های آموزشی شدیم، اما پس از سه ماه و شرکت در کلاس‌ها و آزمون، اعلام شد که با استخدام من موافقت نشده است. به رغم این، غالبا با من تماس نگرفتند و من پیگیر ماجرا شدم تا بفهمم چه اتفاقی افتاده بود. به نظر می‌رسد فرآیند کار به این شکل است که باید از طرف شما پذیرفته شوید تا استخدامی صورت بگیرد. مهارت درک مسائل تخصصی بانکی در اولویت است و این به علاوه، هماهنگی با سلیقه مدیران بانک اهمیت دارد. ویژگی‌های مورد توجه‌شان شامل ظاهر مناسب و پوشش رسمی بود.

کارگزاری بانک خاورمیانه
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطه‌ای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقام‌هایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی می‌نامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت می‌کردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کم‌ریسک‌ را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیت‌شان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.