محیط کار کاملاً بههمریخته
تجربه کاری برنامهنویس بکاند در کارگزاری بیمه نماد غدیر
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۴۰۱).
اوایل ورودم به کارگاه، احساس میکردم با محیطی پر از نمایش و ژست روبهرو هستم و به نظر میرسد فضا چندان سالم و حرفهای نیست. جو کارگری به گونهای است که انگار بیشتر جنبهی شخصی و بچهگیرانه دارد و گاهی برخوردهای غیر حرفهای دیده میشود. بسیاری از همکاران با مسائلی غیرمرتبط با کار سروکار دارند و بعضی از مسائل اخلاقی در میان جریانهای روزمره دیده میشود. حقوقها با تأخیر یا به صورت غیرشفاف پرداخت میشود و گاه وعدههایی برای بهبود وضعیت مطرح میشود که به جای حلوفصل، صرفاً باعث دلخوری میشود. نتیجه اینکه اکثر افراد دوام بلندمدت نمیآورند زیرا احساس امنیت و عدالت در کار کاهش یافته است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تجربه من از کار در این شرکت به هیچ وجه رضایتبخش نبود و حس میکردم وظایفم به شکل ناعادلانه و بیثبات تقسیم میشود. وقتی صحبت از کارآموزی پیش میآید، انتظارم این بود که دوره آموزشی با احترام و چارچوب مشخص پیش برود، اما واقعاً چند ماه طول میکشد تا دقیقاً بدانند دنبال چه کارآموزی هستند و گاهی تا پایان دوره هم به شکل غیرفعال یا با جریمه ادامه میدهند تا از کارمزدها یا ساعات اضافه بهره ببرند—حتی تا سی روز اضافه هم معمول میشود. در قراردادها هم صراحتاً نوشته نشده بود که پس از کارآموزی حتماً استخدام میشوم؛ در نتیجه با افرادی برخورد کردم که چند ماه بیکار ماندند و در نهایت حالشان با کارآموز جدید عوض شد. اگر خوششانس بودم و استخدام میشدم، باز رفتارهای نامطلوب ادامه داشت. حقوق کم بود و محاسبهها به صورت ساعتی انجام میشد؛ اگر روزهای تعطیل وجود داشت، از حقوق کسر میشد و در برخی ماهها کاهش به چند میلیون میرسید. عیدی و مزایا هم تقریباً وجود نداشت و پرداختها هم گاهی به موقع نبود و از ده روز به بیست و پنج روز تغییر میکرد. فضای شرکت پر از تحقیر و رفتار آزاردهنده است؛ برخی مدیران عصبی و زباندراز هستند و یکی از آنها عادت دارد با فریاد و پرتاب اشیاء یا کنایهپردازی به کارمندان حمله کند. جلسات یا فضاهی که در سالن کار با همکاران گپ و خنده میزنند، آنها را وادار میکنند بیشتر کار کنند و بعد عملکردشان را با سوالکردن و سرزنش زیر سوال میبرند. حتی برای رفتن به سرویس بهداشتی هم با نگاههای خشک برخورد میکنیم. ساعات رسمی کار چیزی حدود نه و نیم تا نه، با پنجشنبهها هم پنج ساعت، اما در واقع معمولاً روزها حدود یازده تا دوازده ساعت کار میکردم و پنجشنبهها حدود هشت تا ده ساعت به اضافهکاری بدون افزایش حقوق واقعی میگذشت. رابطهها در اداره تا سطح بالایی فامیلی است و از مدیرعامل تا مدیر تیم همه با هم نسبتهای خانوادگی دارند؛ این باعث میشود پارتیبازی و جاسوسی در دفتر فراگیر باشد و منشی هم در خبرها شریک میشود. نکته دیگر اینکه با مشتریها هم رفتار حرفهای مناسب وجود ندارد: قبل از قرارداد قولهای زیای میدهند، اما پس از امضای قرارداد کار با استانداردهای وعده دادهشده سازگار نیست و پول از مشتری گرفته میشود یا به بهانههای مختلف اعتماد مشتری را خدشهدار میکنند—شبیه کلاهبرداری به نظر میرسد. در مجموع تجربه کار در اینجا برای من از بردگی با حقوق ناچیز تا تحقیرهای مکرر و مدیریت غیرحرفهای و روشهای نامطمئن در قرارداد و پرداخت را شامل میشود. اگر دنبال محیطی منصفانه و آگاهانه برای کار میگردید، توصیه میکنم از اینجا دوری کنید.