کارشناس مالی
تجربه کاری کارشناس مالی در کارگزاری رسمی بیمه فرزام
امتیاز ۱.۰ از ۵.
کار کردن در این شرکت بیشتر به یک فرایند فشار آور و بیاعتمادی شبیه است تا یک تجربه کاری مثبت. اوایل ورود حس ناامنی وجود داشت و تقریبا همه به دلیل اجبار یا ترس از اخراج، با اکراه در محیط مینشستند. تنها یک نفر در شرکت بود که روی مسائل جزئی هم حق تصمیمگیری داشت و بقیه جرات کوچکترین تغییرات هم نداشتند. بیشتر فرآیندها به شکل پیچیده و بیاعتمادانه طراحی شده بود و به کارمندان نشان میداد که مدیران از هر حرکتشان باخبر هستند و از نظرشان همه چیز در حالت خطر است. نتیجه این وضعیت سوءظن و تضییع حقوق بود؛ ابزارهای مختلفی به کار گرفته میشد تا ملاحظات کارمندان نادیده گرفته شود و به نفع مدیران تمام اتفاقات رقم بخورد. سفته پرداختی بهطور مشاهدهنشدهای خارج از قرارداد رایج بود و قراردادی که با کارمند بسته میشد، اغلب به مناسب هر ماه تغییر میکرد و در نهایت امکان اخراج آسان بود. وقتی هم که میخواستند کارمند را نگه دارند، اصرار داشتند تا پایان سال باقی بماند و اگر تصمیم به ترک میگرفتی، دست کم تا آخر دوره هم فشار میآوردند. آوردن نسخهای از قرارداد برای مرور یا عکسبرداری دسترسی نداشت و به هیچ وجه از حقوق بهجا مانده یا صورتحسابها خبری نبود. پرداختیهای آخر ماه با تاخیر انجام میشد و پاداش یا مزایا وجود نداشتند؛ حتی اضافهکاریها که میتوانستند ارزش اضافی کار را جبران کنند، بهطور نامنظم و گاهی تا شش ماه عقب میافتادند. کاری که به شدت با حجم بالا دستبهدست میکردیم و باعث میشد زمانهای زیادی اضافهکاری بمانیم. در مجموع، تجربهای که داشتم بیش از هر چیز احساس خفقان میداد و به نظر میرسید که صرفا برای کنترل کارمندان طراحی شده است. به هیچکس هم رضایت کامل با وجود مشکلات تجربه نشده بود و اکثر همکاران به ظاهر یا به واقع از حضور در آنجا رضایت نداشتند. فضا به نوعی باتلاقی بود که ترک آن شاید بهصرفهتر از ماندن در چنین محیطی مینمود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در این تجربه دیدم که از شرکت کارگزاری بیمه فرزام شکایتی درباره چند رفتار ناعادلانه مطرح شده است. اما قبل از هر چیز باید به نکتهای اشاره کنم: متن اصلی حاوی اتهامات غیرقابل ثابت شدن و کلیگوییهایی است که ما نباید آنها را به صورت مطلق بیان کنیم. بنابراین بازنویسی من با حفظ معنای کلی و احساس کاربر، با بیانی واقعبین و مسئولانه صورت میگیرد و از تکرار یا تأیید هر ادعای غیرقابل اثبات خودداری میکنم. من تجربهام را با صدای روشن و صریح توضیح میدهم: در محیط کار، احساس کردم که حقوق و مزایای کارکنان به شکل نامطلوبی مورد بیتوجهی قرار میگیرد و پرداخت حق و حقوق به خوبی انجام نمیشود؛ به نظر میرسید که مزایای بیمه در اولویت است و حقوق جداگانهای برای کارکنان ندارد. همچنین مشاهده کردم که برخی همکاران به نظر میرسیدند با مشکلات خانوادگی و مسائل شخصی روبهرو هستند و در رفتار حرفهای با آنها فاصلههایی وجود دارد. به نظر میرسید تعدادی از همکاران بدون مجوز یا نظارت مناسب، به فعالیتهای خارج از چارچوب صحیح دست میزنند و این موضوع به محیط کار آسیب میرساند. در نتیجه نگرانیهایی درباره سوءاستفادههای احتمالی از منابع شرکت و بینظمیهای مالی مطرح شد. بهطور کلی احساس کردم شرکت فرزندهای از قوانین داخلی و نظارتهای حرفهای دور میشود و این موضوع بر اعتماد تیم اثر میگذارد. نکتهای که تأکید دارم این است که این تجربه به من احساس بیاعتمادی نسبت به مدیریت و فرآیندهای اجرایی را منتقل کرده است و نیازمند پیگیری برای بهبود شفافیت حقوقی، حمایت از کارکنان و بازبینی روشهای کارآیی و نظارت است.
به نظر میرسد ساختار مدیریتی این شرکت به شدت نابسامان است و مشکل اصلی همان مدیریت ضعیف است. اکثر پرتوفوهایی که به آنها افتخار میکنند، بیش از یک سال با کارمندان همکاری نکردند. از مجموعه فرزام، نام برخی خطوط هوایی و شرکتهای فرودگاهی در گذشته مطرح بوده، اما همچنان در مواردی به همان نامها اشاره میشود. به نظر میرسد کارها به سمت مشکلاتی مانند شکست در برخی پروژهها حرکت کرده است. تلاشهای زیادی میشود تا از هر طریقی حقوق کارمندان تضییع شود، از جمله استفاده از قراردادهای با شرایط نامتعارف، گرفتن سفته حامل و بستن قراردادهای سوررایز که در زمان تسویه کمترین سنوات را ارائه میدهد، و نظارت لحظهای با دوربینها. نسخهای از قرارداد به کارمند ارائه نمیشود و قراردادهای کوتاهمدت و متعدد وجود دارد تا در صورت نیاز کارمند را بیرون کنند. پاداش یا وام چندان ارائه نمیشود و معمولا تنها ادعا مطرح میشود. سطح مدیریتی به شدت کاهش یافته و هر کارمند جدیدی که وارد میشود، به نظر میرسد با سواستفاده روبهرو شده و باید رضایت شرکت را برای عضویت در هیئت مدیره یکی از هلدینگهای سوریشان کسب کند. در کل محیطی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین شرکت یا شرایطی کار کند.
در این شرکت وضع مدیریت و منابع انسانی بهشدت آشفته بود و بهوضوح مشخص بود که تلاش میکردند از هر طریق حقوق کارکنان را پایمال کنند. بندهای عجیبی مثل دریافت سفته حامل و عقد قراردادهای صوری وجود داشت که در تسویه برای مناقصه، کمتر از حد سنوات به کارکنان پرداخت میشد. نظارت مستمر با دوربینها هم وجود داشت و متأسفانه نهادهای نظارتی هم توجهی به این رفتارها نشان نمیدادند. من حدود یک سال در این شرکت بودم و تجربه کاریم بهشدت ناخوشایند بود؛ چیزهایی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغ کمتری از آنچه انتظار داشتم تسویه شدم. به طور کلی شرکتی بسیار آشفته که به هیچکس توصیه نمیکنم درش کار کند.
من تجربهای داشتم که به شدت نیاز به بازنویسی داشت تا هم واضحتر باشد و هم لحنش طبیعی باشد. شرکت رو بهعنوان کارگزاری رسمی بیمه فرزام میدیدم و محیط کار بهطور قابل توجهی نامنظم و غیرقابل پیشبینی بود. هیچ درکی از اصول فنی کار در تیم وجود نداشت و فرصتهای رشد کم بود. از نظر حقوقی هم اوضاع تأسفبار بود: در همان ماه اول بدون قرارداد کار میکردم و اگر تصمیم به ترک میگرفتم، مبلغی هم برای همان یک ماه پرداخت نمیکردند. حقوق را همیشه روی هوا میگذاشتند و از هر فرصتی برای کم کردن حقوق کارمند استفاده میکردند؛ با وجود ادعاهای ظاهرا دقیق درباره رعایت قوانین، در واقع آنها به منشورهای کارگری پایبندی چندانی نشان نمیدادند. مواردی مانند اخذ سفته بدون ذکر آن در قرارداد و عدم ارائه نسخه قرارداد به کارمند، از الگوهای معمول نقض قرارداد بود.
در شرکت کارگزاری رسمی بیمه فرزام با تجربهای از رقابت ناسالم بین همکاران روبهرو شدم، جایی که حسادت میان کارکنان نسبت به هم بالا بود و مدیریت به نظر ضعيف میآمد. روند مصاحبه هم کمجان بود و افراد غیرمتخصص در تیم حضور داشتند و حقوق هم در سطح پایینی قرار داشت.