توسعه دهنده بکاند
تجربه کاری توسعه دهنده بکاند در کارگزاری مفید
امتیاز ۲.۰ از ۵.
خلاصه مطلب: اگر آینده نگر هستید مفید شرکت مناسبی برای شما نیست. سیاست شرکت مفید به شکلی هست که رقابت مابین تیم های درون سازمانی بوجود می آورد. متاسفانه از زمان جدایی مهندس خسروی از تیم مفید و تشکیل کارگروه مدیریتی به جای ایشان، مفید نتوانسته است از پس مشکلات بخش فنی بربیاید. جدای از اینکه این موضوع چه تاثیری در منافع مفید دارد، عرصه را برای تیم های فنی به تنگ آورده است. جذب نیروهای ضعیف به اسم سنیور، پروژه های موازی و عمدتا بلااستفاده، عدم هماهنگی و همکاری مابین تیم ها، پاسخگو نبودن مدیران به هر اعتراضی، زیرساخت ضعیف، مقابله با تغییر و از دست دادن آسان مهره های کلیدی پروژه ها از جمله مشکلات بزرگی است که این شرکت با آن دست به گریبان است. مفید خانواده ای مدیریت می شود و کارکنان به هیچ عنوان امکان رشد در آن را ندارند. به این معنی که اگر میخواهید روزی مدیر شوید، در مفید هرگز به آرزوی خود نخواهید رسید. من به عنوان توسعه دهنده بکاند با یکی از تیم های اصلی شرکت مفید همکاری داشتم. تیمی که من در ان حضور داشتم تیم منسجم و خوبی بود اما به علت مدیریت نادرست، پروژه آن به نتیجه نمیرسید. امکان رشد در مفید برای من فراهم نبود و به همین سبب تصمیم به جدایی از آنها را گرفتم. شما اگر کلیدی ترین توسعه دهنده مفید هم باشید، آنها به هیچ عنوان قدر شما را نمی دانند و زمانی که قصد جدایی داشته باشید با این دیالوگ تلخ مواجه میشوید : «اگر استعفا دهی دیگر هیچ گاه نمیتوانی بازگردی!». جدای از اینکه این دیالوگ از غرور کاذب مجموعه مفید نشات میگیرد، اما واقعیت این است که هیچ توسعه دهنده ای آرزوی همکاری با مفید را ندارد. ساختمان اصلی مفید یک مدرسه پسرانه است. یعنی هیچ جنس مونثی از در ساختمان وارد نمیشود (کمی اغراق کردم :D). اگر شما سیگار میکشید در مفید جذب نخواهید شد. اگر مذهبی نیستید مفید برای شما جای مناسبی نیست. موی بلندی دارید؟ یا کوتاه میکنید یا موقعیت شغلی به شما پیشنهاد نمیشود. در بورس کار میکنید؟ باید بورس را کنار بگذارید. باید صبح زود سرکار بیایید والا ازصبحانه خبری نیست و کسر کار هم میخورید. علاقمند به اضافه کاری هستید؟ بله مفید پذیرای اضافه کاری شماست اما به صورت رایگان. امنیت شغلی میخواهید؟ مفید امنیت شغلی به شما میدهد اما آرامش روانی ندارید! در کل به جمله اولم باز میگردم. مفید شرکتی نیست که بخواهید برنامه چندین ساله برای همکاری با آن داشته باشید. تنها ایستگاهی موقتی است تا به شرکت دیگری با مزایای بهتر و آرامش ذهنی برسید. گواه این گفته من میانگین همکاری توسعه دهندگان مفید است که به یک سال نمیرسد.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نظر من اینجا معمولا تصور میشود که فقط آقایان فرصت استخدام میکنند و این سؤال ایجاد میشود که دلیلش چیست؟ بازار بورس و سرمایهگذاری، واقعا مختص آقایان نیست؛ بانوان هم در این حوزه فعالند، سرمایه میکنند و تخصص دارند. بنابراین چرا در فرایند جذب، برابر بودن فرصتها برای همه داوطلبان لحاظ نمیشود؟
در مصاحبه کارشناس فروش شرکت مفید، تماس تلفنی از طرف کارگزینی در روز سهشنبه صورت گرفت تا برای روز شنبه هفته بعد جلسه مصاحبه تنظیم شود. هنگام ورود، از من اطلاعات شخصی و حرفهای خواسته شد و راهنمایی شد تا از طریق رایانه به تعدادی پرسش پاسخ دهم؛ پرسشها شامل مشخصات فردی، سوابق تحصیلی و حرفهای و سایر اطلاعات من بود. سپس باید به تعدادی سوال هوش در مدت بیست تا سی دقیقه پاسخ میدادم. پس از پایان این مرحله، برگهای حاوی سوالهای هوش اجتماعی و ارزیابی تواناییها و مهارتهای اجتماعی به من داده شد که باید آنها را پاسخ میدادم. چند دقیقهای منتظر ماندم و مدیر منابع انسانی آمد و درباره ویژگیهای شخصیتی و مهارتهای من سوال کرد، چند موقعیت را توضیح داد و از من خواست نحوه برخورد خود را بیان کنم. در ادامه درباره شغل توضیحاتی داده شد و گفتند از نظر منابع انسانی موقعیت من را تأیید میکنند و اگر با شرایط شغلی همخوانی داشتم برای مصاحبه فنی اقدام خواهیم کرد. من دو یا سه روز فرصت خواستم و پاسخ منفی بود. جالب بود که مصاحبه منابع انسانی در لابی شرکت و در مقابل دید مشتریان برگزار شد؛ مصاحبه منابع انسانی حدود یک ساعت به طول انجامید. حضور آماده برای پاسخ به سوالها با آرامش و صبر و حوصله به نظر من کلیدی بود. پرسیدن سوال توسط مصاحبهکننده در حین جلسه میتواند فشار را کاهش دهد و به کارآمدی مصاحبه کمک کند. ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود عبارت بودند از رفتار محترمانه و پرسیدن سوالات به شیوهای دقیق.
برای من تجربهای بود که در مواجهه با مصاحبه انسانی شرکت کارگزاری مفید تجربه کردم، و قصد دارم با زبانی تازه و طبیعی بازگو کنم. در اولین لحظات ورود به جلسه، با تاخیری کم مواجه شدم و جلسه به صورت اسکایپی آغاز شد. به محض آغاز، شوکه شدم؛ فردی که از من رزومه خواسته بود، همچنان تجربه کاری قابل توجهی نداشت و تنها دو سال از آغاز کارش میگذشت. سوال اول او این بود که آیا با حوزه بازار سرمایه آشنایی دارم و آیا فعالیتی هم در این زمینه دارم، چون اگر قرار باشد با تیم ما همکاری کنم، باید تعهد بدهم که فعالیتی دیگر ندارم. سوال بعدی درباره سابقه تحصیلی از دبستان تا حال بود و معدلم را نیز پرسید. سوالات بعدی شامل موارد زیر بودند: ۱) اسم کتاب زندگی من را چه میگذارم؟ ۲) اوقات فراغتم را چگونه میگذرانم؟ ۳) چه چیزی باعث خوشحالی من—even اگر کوچک باشد؟ ۴) چه ویژگیای دارم که معمولا دوستانم بیشتر روی آن تأکید میکنند؟ ۵) آخرین مطلبی که درباره منابع انسانی یاد گرفتم؟ ۶) به کدام بخش از منابع انسانی بیشتر علاقهمندم؟ ۷) آیا اهل دخانیات هستم؟ ۸) آیا لباسی با رنگ خاص میپوشم؟ اگر رنگ خاصی هست بگو. ۹) چه کتاب غیر درسیای مطالعه میکنم؟ این سوالات در مدت تقریبی بیست دقیقه مطرح شد و در پایان از حضورم تشکر کردند و گفتند نتیجه مصاحبه ظرف یک هفته اعلام میشود و در صورت تأیید، برای مصاحبه حضوری دعوت میشم. حالا در نظرسنجی پس از مصاحبه که شرکت فرستاده بود، من چند سوال مطرح کردم و به آنها اعتراض کردم. ابتدا درباره خود فرد مصاحبهکننده بود که آیا همان فرد را ارزیابی میکنند و آیا او را فردی شایسته و لیاقتمند برای مصاحبه میدانند یا خیر؟ با فرض اینکه او تجربه مفیدی ندارد تا بتواند به عنوان یک حرفهای مصاحبه کند، به نظرم پاسخشان منفی است؛ چرا که شیوه پرسشها و فضای برخوردشان نشان میدهد که برای این کار مناسب نیستند. آیا شاخص یا مدل مشخصی برای اجرای مصاحبه شایستگیمحور وجود دارد؟ با چه معیارهایی در حال حاضر من رد یا تأیید میشوم؟ اینکه کتاب زندگی من چه عبارتی باشد، چگونه میتواند شایستگی من یا نبودن من را تعیین کند؟ آیا من برای پوزیشن منابع انسانی درخواست نداده بودم؟ کدام سوال او دانش و توانمندی من را درباره پوزیشن مورد نظر میسنجد؟ اینها سوالاتی هستند که میخواهم شرکت پاسخ دهد. تنها من نیستم که با چنین تجربهای روبهرو شدهام؛ دوستانم نیز وقتی مصاحبه داشتند، با چنین سوالاتی مواجه شدند. در پایان، متن ارسالی از شرکت دقیقا چنین بود: با سلام
روی کارگزاری مفید برای من مصاحبهای جالب بود. در روز مصاحبه، ابتدا فرم آنلاین را در لپتاپم پر کردم و سپس به سوالهای هوش نسبتا دشوار پاسخ دادم. بعد از آن جلسه با واحد منابع انسانی به صورت رو در رو برگزار شد و پرسشها بیشتر جنبهی عمومی داشتند. فضای مصاحبه آرام و گفتوگویی بود و استقبال خوبی از من شد. برای تیم استخدام، داشتن دانش مالی مناسب و تجربه مرتبط اهمیت زیادی داشت.
برای من اول از همه خوب بنظر نمیرسید. تجربهام از مصاحبه DevOps Engineer در کارگزاری مفید را اینطور روایت میکنم: مصاحبه اول با حضور دو نفر از تیم فنی و تیم کسبوکار برگزار شد. سوالها بیشتر درباره کارهای فعلیای بود که انجام میدادم و علت تمایلم برای تغییر موقعیت شغلی را میپرسیدند. سوالات فنی سطحی بود و فقط در حد تعریف سرویس، اما به مرور به سمت مسائل مبتنی بر سناریو رفت. در کل، احساس مثبتی نسبت به مصاحبه نخست نداشتم و فقط منتظر وضعیت بودم تا نتیجه مشخص شود. پس از حدود یک تا دو هفته تماس گرفتند و گفتند برای همان پوزیشن در بخش دیگری از شرکت، تواناییهای من مناسبتر است و بیشتر به فناوریهای مربوط به DevOps نزدیک میشد. مصاحبه دوم نیز روندی مشابه اول داشت و باز هم سوالهای فنی مطرح شد. با اینکه در صحبتهاشان عبارتی از عجله برای جذب نیرو به چشم میخورد، روند مصاحبه و فرایندها بسیار کند بود. در نهایت از طریق سایت جابایجا رزومهام رد شد و توضیح مشخصی داده نشد. پیشنهاد میکنم در نظر بگیرید که این فرصت در اولویتهای من در این دوره نبود.
روز مصاحبه با این شرکت را به صورتی متفاوت و با حال و هوای تازه روایت میکنم. در تماس اولیه، ازم پرسیدن که آیا برای مصاحبه آمادهام یا نه و من هم با اشتیاق پاسخ مثبت دادم. گفتند برای ارسال آدرس تماس میگیرند و تا آخرین لحظه هم دقیق نمیدانستم با چه کسی مصاحبه دارم و هدفش روشن بود یا نه، که برای یک شرکت بزرگ ذهنم را مشغول کرد و انتظار داشتند ایمیلی دریافت کنم اما این اتفاق نیافتاد. وقتی وارد ساختمان شدم، حدود بیست دقیقه صرف پیدا کردن فرد مناسب شد تا با من مصاحبه کند، در حالی که نگهبانی تنها کارش دنبال فردی بود که قرار است با من گفتگو کند. در نهایت داخل اتاقی دو نفر وارد شدند و فرآیند مصاحبه و مراحل آن را توضیح دادند، اما خودشان را به طور صریح معرفی نکردند و نمیدانم چرا. یکی از آنها در تیم اندروید بود و من مطمئن نبودم چه نقشی داشت. سوالات مطرحشده عموما کلی بودند و چیزی خیلی جزئی مطرح نمیشد؛ نکته خاصی در مورد خود componentهای اندروید مطرح نشد. در عوض درباره dagger، Rx، و طراحی الگوها سؤالاتی پرسیدند. بهطور کلی مسیر مشخصی برای ارزیابی من نداشتند، با این حال با رفتار محترمانه و خوبی از من پذیرایی کردند و این بخش را بهتر از انتظار بود.