اپراتور تولید
تجربه کاری اپراتور تولید در کروز — امتیاز ۱.۰ از ۵.
سلام من مدت ۸ساله که درشرکت کروزکارمیکنم تجربه شخصی وکاری ام درمیون میزارم برای افرادی که دوست دارند اونجا شاغل بشن من تجربه دیگران خوندم ۹۰ درصد ازبیرون شرکت ودرحد مصاحبه بودن ومابقی در رده های بالا که در قلب و وسط جهنم کروز کارنکردن این تجربه من از خودکروز هست محیطی بسیار بسیار وحشتناک،استرس بالا،اضطراب هربیماری جسمی و روحی روانی که فکرمیکنیددر این شرکت میگیرید واقعا دروصف محیط زشت و وحشتناک اونجا عاجزم کلمه ای در خور وشان نیست برده داری نوین اولین چیزهایی که یادمیگیری له کردن دیگران خوردکردن ،فحاشی ،آسیب زدن هست قانون جنگل اونجا حاکمه یا باید بخوری یا خورده میشی هیچ مزایای خوبی نداره علکی دلمون خوش کردیم سرویس رفت وآمد وحقوق داره توی فرغون سوارت میکنن در تابستان کولر نیست ماشین یک ساعت در گرما هست وباید بری توش بشینی تا حرکت کنه زمستان هم ازشدت سرما نمیدونی کجابری پناه ببری حقوق هم که خداروشکر سر و ته اش رو میزنن وقتی میری اعتراض میکنی چنان توجیه ات میکنن که به شرکت بدهکاری شرکتی که ۱۵۰۰ نفرش مساعدتی ومشکل حاد جسمی دارن پس بدونید چطوری کارمیکنن من کارشناسی فناوری اطلاعات دارم ولی با مدرک دیپلم وارد شدم جای پیشرفت وارتقا نداره همه اش کارگری خفت وخواری باید بکشی اگه پارتی داشته باشی چرامیتونی بری بالا مدیران بی نهایت نالایق و طبقه متوسط که کارشناسان وسرپرستان و... بی نهایت وحشی بد دهن ظالم و... در کل برای سلامت روح وروان وجسم خواهشا اصلا برای ورود به هیچ گونه واحد شرکت اقدام نکنید حتی اگه مجبورباشید از نبود کار و... کروز باتلاقی وحشتناک هستش من حتی به نزدیکانم توصیه اش نمیکنم همه مردم عزیزلیاقت بهترین هارو دارن ولی اینجا همه چیزتو ازدست میدی انسانیت شعور وهرچیز خوبی که داری اگه براتون مهم نیست که انسان نباشید وهم نوع خودتون له کنید کروز مناسب ترین مکان برای شماست
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر میرسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقهای رفتار میکرد، به راحتی کنار گذاشته میشد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانهای داشتند، اما در واقع به همکاهیش و زیرآبزنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازهای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس میزدم که تنها سرپرست اصلیاش همانی بود که دوستدخترش از او تبعیت میکرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاورهای بود که به روشهای خاصی عمل میکرد و به نظر میرسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلیها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسیها مدیر کارخانه به رشوهخواری رو میآورد و آدیتور هم میخرید تا آدیتها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم میکردند. اگر به آنجا میروید و مصاحبه میکنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و همدورهای هستند، از حالت عمومی مطلعاند. اما واقعیت این است که شما استخدام میشوید تا فامیلهایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار میگذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیلهای زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بیوجدان حاکم بود.
در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تماموقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاریام نیز سال ۱۳۹۹ بود.
روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آنها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر میرسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه میکنند. چند مسئله شبیهسازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار میکنم پرسید: عصبی میشوم؟ دعوا میکنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید میکردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش میرفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمیتوانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.
روز تجربهام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی میکنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچکس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبانهای فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوالهایی که پرسیده میشد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویهای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار میآمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و همخانوادهها، دانشگاههای محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هماتاقیها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و بهخاطر مصاحبه مجبور شدم برنامهام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشتهاند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بیسدیترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست بهخاطر ناراحتیام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آنها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من میپرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ دادهام؟ و با نگاهی بیاحترام و توهینآمیز با من رفتار کردند. آنها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جوابهایم توجه نمیکردند و از من میخواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بینظمی عذرخواهی کنند، اما هیچکس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربهام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمیکنم و هیچوقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.
برای مصاحبهی قالبسازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار میکردند. یکی از آنها مسنتر بود و دو نفر دیگر جوانتر بودند؛ سوالات آنها بیشتر دربارهی زندگی شخصیام بود تا بحث فنی. هیچکدام از آنها به پرسشهای تخصصی پاسخ نمیدادند، فقط دربارهی ساعات کاری صحبت کردند، شیفتها و تعطیلات را طرح کردند و اینها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمیشود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبهکنندهها بیشتر توهینآلود بود تا حرفهای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربهای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.