بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در کروز، صنعت خودروسازی، تهران: بر اساس ۱۱۳ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۷ از ۵؛ ۱۱٪ از کاربران کروز را به دیگران توصیه میکنند. ۱۱۳ تجربه کاری و ۱ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده از کروز بهطور کلی تصویری از محیط کار سمی و مدیران نامناسب را نشان میدهد. بسیاری از کاربران از فضای ناسالم، باندبازی و زیرآبزنی بین همکاران و مدیران ارشد گزارش میدهند و بر نبود شفافیت در فرایندهای ارتقا و حقوق تأکید میکنند. ادعاها درباره رفتار توهینآمیز مصاحبهکنندگان، زمانبندی نامناسب و تقسیم ناعادل فرصتهای شغلی هم مشاهده میشود؛ برخی تجربهها از فشار کار بالا و ساعات طولانی کار و نبود تعادل کار و زندگی صحبت میکنند. با این حال با Few تجربههای مثبت هم مواجهایم که به وجود فرصتهای یادگیری در بخشهای تحقیق و توسعه اشاره میکند، بهویژه برای افراد تازهکار در واحدهای نوآوری، هرچند این نگاه مثبت با وجود مشکلات مدیریتی و عدم شفافیت در ارتقا همواره در تضاد است. بهطور کلی بنظر میرسد «تجربهی کار در» کروز برای برخی نیروهای متخصص امکان یادگیری فراهم میکند، اما «محیط کار» و «مدیریت» اغلب به چالش و ناامیدی منجر میشود. برخی کاربران نیز به صراحت از ناامیدی و تصمیم به ترک شرکت صحبت کردهاند؛ همچنین برخی گزارشها از تجربههای مصاحبه با رفتار تحقیرآمیز و عدم اولیه هماهنگی شکایت کردهاند. بنا بر تجربههای ثبتشده، تمایزی میان واحدها وجود دارد و برخی از شایستگیهای فردی و فرصتهای رشد در صورت وجود مدیریت بهروز و شفافتر محتمل است. این تجربهها برای مطالعه در زمینههایی مانند فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا و مصاحبه استخدامی مفید هستند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر میرسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقهای رفتار میکرد، به راحتی کنار گذاشته میشد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانهای داشتند، اما در واقع به همکاهیش و زیرآبزنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازهای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس میزدم که تنها سرپرست اصلیاش همانی بود که دوستدخترش از او تبعیت میکرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاورهای بود که به روشهای خاصی عمل میکرد و به نظر میرسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلیها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسیها مدیر کارخانه به رشوهخواری رو میآورد و آدیتور هم میخرید تا آدیتها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم میکردند. اگر به آنجا میروید و مصاحبه میکنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و همدورهای هستند، از حالت عمومی مطلعاند. اما واقعیت این است که شما استخدام میشوید تا فامیلهایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار میگذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیلهای زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بیوجدان حاکم بود.
در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تماموقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاریام نیز سال ۱۳۹۹ بود.
روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آنها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر میرسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه میکنند. چند مسئله شبیهسازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار میکنم پرسید: عصبی میشوم؟ دعوا میکنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید میکردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش میرفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمیتوانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.
روز تجربهام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی میکنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچکس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبانهای فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوالهایی که پرسیده میشد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویهای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار میآمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و همخانوادهها، دانشگاههای محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هماتاقیها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و بهخاطر مصاحبه مجبور شدم برنامهام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشتهاند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بیسدیترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست بهخاطر ناراحتیام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آنها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من میپرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ دادهام؟ و با نگاهی بیاحترام و توهینآمیز با من رفتار کردند. آنها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جوابهایم توجه نمیکردند و از من میخواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بینظمی عذرخواهی کنند، اما هیچکس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربهام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمیکنم و هیچوقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.
برای مصاحبهی قالبسازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار میکردند. یکی از آنها مسنتر بود و دو نفر دیگر جوانتر بودند؛ سوالات آنها بیشتر دربارهی زندگی شخصیام بود تا بحث فنی. هیچکدام از آنها به پرسشهای تخصصی پاسخ نمیدادند، فقط دربارهی ساعات کاری صحبت کردند، شیفتها و تعطیلات را طرح کردند و اینها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمیشود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبهکنندهها بیشتر توهینآلود بود تا حرفهای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربهای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.
روزگار کاری من در کروز تجربهای تلخ بود و در طول سه تا پنج سال با این شرکت به صورت تماموقت همکاری کردم، که سال آخر آن برابر با ۱۴۰۰ بود.
به من گفتن که با کروز برای واحد دسته سیم مصاحبه انجام میشود و کار را از زاویه تجربهی انسانی توصیف کردم. در طی سه مرحلهی مصاحبه، بیشتر سوالها برای ارزیابی شخصیت، سوابق کاری و میزان تحمل فشار بود تا نکات فنی واقعی؛ پرسشهای تخصصی چندان مطرح نشدند. برای آنها کنترل خلق و ثبات رفتاری اهمیت زیادی داشت. ساعات کار کارخانه از ۷ صبح تا ۷ شامگاه بود، در ابتدا گفتند حضور در واحد کار اختیاری است تا سقف ۵ عصر، اما بعدا مشخص شد که باید تا آخر وقت معمول حضور داشت و اینجا کار کردن، زندگی را به هم میزند. فضا به طور کلی مهندسی نبود و تنها یک بخش با عنوان R&D وجود داشت که با پرسنل کارخانه تفاوتهای قابل توجهی داشت.
روز مصاحبه را به خاطر دارم و هنوز یادآوریاش برایم جالب است. در همان روز به من زنگ زدند و گفتند که دوشنبه بیایم؛ تاریخ دقیق را اگر درست به خاطر بسپارم، بیست و چهارم مرداد بود. ما برای مصاحبه رفتیم؛ زمان من ساعت ده بود، اما مصاحبهکننده خیلی دیر آمد و تقریبا تا نزدیک بیستودو یا یکی دو ساعت بعد، من به حراست منتقل شدم و وارد اتاق شدم. در آنجا مردی جوان اما به نظر نمیرسید نیروی فنی باشد سلام کرد و گفت شروع کنیم. سوالاتش بیشتر عمومی بود؛ اما چون از شهر دیگری آمده بودم، مدام میپرسید که آخرین باری که دعوا کردی کی بوده و چطور با عصبانیت مقابله میکنی. چند سوال تخصصی هم بهسادگی پرسید و گفت به آنچه میخواست رسیده است. گفتند که تا هفته آینده نتیجه را اعلام میکنند، ولی خبری نشد و سه هفته بعد خودم تماس گرفتم و گفتند رد شدم که خیلی برایم خنددار بود. پیش از این تجربه، در مصاحبهای با مپنا شرکت کرده بودم و یک ماه بد در کروز نتیجه را شنیدم که خوشبختانه آنجا قبول شده بودم.
برای منصفانه بودن، از بیان صریح واقعیتها استفاده میکنم و با حفظ لحن نویسنده اصلی، متن را به بیانی تازه و طبیعی بازنویسی میکنم. وقتی درباره مدیران و رئیسان و ارتباطات گروهی دیدیگاه مینویسند، میشود برداشتهای شخصی را هم دید. اما از نظر من این هم درست نیست که به آبروی کسی بیاحترامی شود یا نام واقعی افراد به زبان آید. از طرف دیگر نوشتهها درباره بعضی افراد به صورتی بوده که بدون ذکر نام اما با ارائهی نشانیها و نسبتهایی، جای شخص مقابل را نشان میدهد؛ امری که تحمل آن برای هر کسی دشوار است و حتی در دادگاه هم به دشواری اثبات میشود. آیا انسانیت و اصول اخلاقی جایی در رفتارهای این صفحات دارند؟ پیش از انتشار هر مطلب، بهتر است به عواقب آن فکر کنیم و ببینیم چه تأثیری میتواند بر زندگی فردی که با این حرفها روبهرو میشود بگذارد. اگر تصمیم به انتشار گرفتیم، باید آماده باشیم که نفس همان رفتار و بازگشتش به زندگی خودمان هم ممکن است. از صاحب تجربه Tajrobe میخواهم لطفا چنین موارد نابخردانه و غیراخلاقی، که به دفاع از شخصی که حضور ندارد نمیانجامد، حذف کنید و خودتان را به جای آن فرد غایب بگذارید تا متوجه شوید چه تأثیری میگذارد. مواردی که به وضوح تخریب و تهمت به نظر میرسد، نباید ادامه یابد. لینک مربوطه را هم میدهم تا مشخص باشد منظور چیست.
مدتهاست که اینجا حضور دارم و چیزهای تازهای یاد گرفتم. با وجود اینکه یکی از جاهای خوب برای کار در ایران به شمار میره، بخش تحقیقات الکترونیک شرکت کروزه تجربههای خوبی به آدم میده. اگر مدیریت شرکت دقیقتر و بهروزتر بود، فکر میکنم جزو ده شرکت برتر ایران میشد. از جمله مشکلاتی که اینجا وجود داره مربوط به حرفها و شایعات بیاساس است که روی تمرکرم تأثیر میذاره و این هم به دلیل برخی افراد ناموفقه است. اگر دنبال یادگیری و کسب تجربه در یک شرکت معتبر هستید، اینجا میتونید حداقل چهار تا پنج سال با نگاه بهروز، چیزهای تازهای یاد بگیرید. ضمن این که ساعات کار بعضی روزها دو ساعت صبح به صورت شناور است و پنجشنبهها هم تعطیل نیست؛ میتونید برای اضافهکاری بیایید.
من 10 سال تو واحد تحقیق و نوآوری کروزم بزرگترین مشکلم کار زیاده با اینکه از کارم راضیم. بعصی موقعها آدم میمونه چی بگه لول یه سری حرفا رو بررسی کن انگار اومدی نی نی سایت نخبه این نیست که فقط تحصیلات خوب از دانشگاههای برتر داشته باشی طرف خودشو نخبه میدونه بعد رفرنس همه حرفاش شنیدههاشه که بری تهش میبینی چند نفر بیشتر نیستن که برداشتن توهمات ذهنی خودشونو پخش کردن نخبه عزیز حداقل از هوش سرشارت اینجا استفاده کن کامنت تکراری نذار طرف گیر میده به ادبیات مدیر که منم از این حرف زدن دفاع نمیکنم ولی تو واحد دکتری داریم که یه جمله نمیتونه مودب حرف بزنه توصیه آخرم به اون عزیزی که میخوای بیای R&D شما خودت با عقل خودت تصمیم بگیر با نظرات اینجا که خیلیاش با قصو نیت نوشته شده چیزی بدتر گیج میشی اگه دنبال کار تو یه شرکت بزرگ با آدمای حرفهای هستی کروز به دردت میخوره
با سلام من ۸ سال در واحد R&Dمشغول بکار بودم، کروز شرکت بزرگ و شناخته شده ای هستش، سرمایه گذاری زیادی در این بخش صورت گرفته و موقعیت خوبی برای یادگیری بخصوص برای junior ها وجود داره، اما چیزی که واقعا مایه تاسف هستش مدیریت و روسای این سیستم هستند، مدیریت فردی کاملا نامناسب برای این پوزیشن(بدون موقعیت علمی،فرهنگی در حد چاله میدون میباشد البته چون بزرگ شده همان چال میدان هم هستن)، ایشون یه کارشناس ساده طراح pcbبودن که با زد وبند مدیر شدن و به مزایای مالی بسیاری رسیدن ، همینطور روسا هم از نظر اینکه برده و بنده ایشون هستند انتخاب شدن و اونا هم در کارنامشون چیز خاصی جز بردگی ندارند(از این جهت میگم که خیلی هاشون اپلای کردن برای جاهای دیگه و ریجکت شدن فقط یکیشون رو بعنوان کارشناس ساده استخدام کردن!!!!!و تقریبا ۹۰ درصد افرادی که این واحد را ترک کردن به دلیل مسائل اخلاقی بوده(خانمها که اکثرشون مدیر محترم چشمی بهشون داشته البته کسی پا میداد وامهای خوبی میداد بهش!!)، مسائل مالی اهم از حقوق و پاداش هیچ شفافیتی نداره،ترفیع هم تقریبا غیر ممکنه مگر(اگر خانم باشی جمعه ها با مدیر بری رامسر، آقا باشی نقش خرابکار، زیر آب زن، دورو) خلاصه برای آدم نرمال ، سالم پیشرفتی وجود نداره!!! اگر در شرف استخدام هستید خوبه شمارو با چند نفر کلیدی واحد آشنا کنم: مدیرو که شرح دادم!! رئیس نرم افزار که ظاهرا میخنده بهت اما کار مهمش دوبار در روز میره پیش مدیر گزارش بچه هارو میده، رئیس سخت افزار، اونم از دانشگاه نظامی هستش تقریبا عین چاکران درباره، چند تا رو هم تازه رئیس کردن که بگن ترفیع داریم اونا هنوز تحت تعلیم ویژه گارد ریاست هستن!!! و مهمتر یه پرستو در واحد داریم که از سالن تولید به کارشناسی واحد رسیدن، در تمام تیمها کار کرده و دیپورت شدن، موفق به اخراج دو رئیس شده ( در راستای کمک به مدیدیت)، پایان نامه ارشدش توسط کارشناسان واحد نوشته شده و تونسته با حدود ۷۰ درصد از آقایون واحد ارتباط ....بگیره(اونم در استای شناسایی بیشتر برای گزارش به بالا). کوتاه بگم اگر تازه فارغ التحصیل شدین برید رزومه بسازید، از هم تبمیها کار یاد بگیرید، قاطی با این سیستم نشید،از امکاناتش بهره مند بشید چون انصافا شرکت سرمایه داریه و اندازه چند تا آزمایشگاه الکترونیک تجهیزات و نرم افزار در اختیار دارید، وقتی حس کردید دیگه تازه کار نیستین و موقعیت بهتر میشه داشته باشید لحظه ای درنگ نکنید و بیاین بیرون!!!
کروز آشغاله واقعا به درد نمیخوره واقعا دیگه نمیکشم، خسته شدم من مدرک فوق لیسانس دولتی باید از یه آدم بیسواد احمق حرف بخورم چون آنتن اون نشدم واقعا گند بزنن سر در این شرکت رو که انقدر آدمای بی خاصیت رو به بالا رسونده که این جو افتضاح رو درست کنن اگر ادم دو روی زیر آب زن باشی میری بالا، به بهترین جایگاه میرسی ولی اگر توی این گند شرکت نکنی عملا میذارنت کنار تا خودت بری حاضرم برم پست ترین کار رو با کمترین حقوق انجام بدم ولی دیگه اینجا نمونم همین امروز استعفا میدم و میرم
خلاصه تجربه پنج ساله من در شرکت کروز اگر شما ادم تلنتی هستید، اگر شما دلسوز کار هستید، اگر شما از کار کردن لذت میبرید، اگر دیدن اشتباهات دیگران شما رو اذیت میکنه و.... این شرکت به هیچ عنوان مناسب شما نیست، شما به هیچ عنوان نمیتونید این سیستم رو تغییر بدید و در نهایت یا شما تغییر میکنید یا خورد خورد شکسته میشید و میشد یه ادم فسیل. موقع جذب اینکه شما معدلتون چند باشه و یا کدوم دانشگاه درس خونده باشید خیلی مهمه، اما بعد از جذب، تنها چیزی که اهمیت نداره همین موارد هست، یه عده بیسواد، کم تجربه و معمولا عقده ای و ضعیف میشن بالاسری شما، و شما باید این شرایط رو هر روز ببینید و تحمل کنید. بهترین کار اینه که اگر داخل شرکت هستید راه فراری پیدا کنید، اگر هم نمیتونید فرار کنید، ذهن خودتون رو رها کنید، بزارید بزرگان تصمیم بگیرن و نتایج تصمیمات اشتباهشون رو هم ببینند، این بهترین کمک هم به خودتون و هم به شرکت است!
سلام وقتتون بخیر ۳ سال در شرکت کروز مشغول به کاربودم شرکت خوبیه کارتو درست انجام بدی کسی باهات کاری نداره اضافه کار اصلا اجباری نیست مدرک تحصیلی بالا داشته باشی جای پیشرفت داره ، قسمت های تولید کار فشرده سخته ولی اگه قسمت انبار استخدام بشید خیلی بهتره راحتره درکل نسبت به خیلی از شرکتا بهتره۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
تجربه کار در مرکز تحقیق و توسعه کروز دو سال اول: جذاب بواسطه آشنایی با صنعت خودرو، تنوع و شیب یادگیری قابل قبول دو تا چهار سال: کسل کننده، سرعت یادگیری کند، لختی سازمان در تصمیم گیری، کاهش انگیزه بخاطر مواجهه با سیاسی بازی بیزنس یونیت ها و روسا چهار سال به بعد: متوجه میشی در یک مجموعه ساکن و بدون پیشرفت کار میکنی با مدیریت به معنای واقعی کلمه فشل (علی الخصوص مدیریت R&I) ، تعارض منافع سازمانی مخرب، شوآف افراد، تصمیمات کند و غیر حرفه ای، عدم ارتقا به موقع افراد لایق و ارتقا ناعادلانه افراد سوگولی. نمونه ای از حاکمیت کشور در مقیاس کوچک. محیط ناکارآمد، ناعادلانه، بهره وری پایین، مدیران فسیلی که برای حفظ موقعیت هر کاری ازشون برمیاد. اما در کلام مدیران همه چیز گل و بلبله و قطار پیشرفت با سرعت باورنکردنی در حال رسیدن به اهداف یکی پس از دیگری است.
دوست و همکار عزیز توصیه میکنم کمی از فضای تکرار بد وبیراه به مدیر گفتن وارد مثالهای بهتر و عینی تر از تجربه ای که داشتید بشید میدانم که محدود هستید چون تمایل ندارید شناخته بشید اما فکر میکنم با این محدودیت هم میشود تجربه های واقعی رو ثبت کرد اینطوری دیگران هم احساس میکنند اینجا جایی برای ثبت وقایع عینی و تجربه های مشخص وافشای اطلاعات این قشر کثیف هست من امروز روش ثبت تجربه بدون لاگین رو براتون در همین پیج گذاشتم دیگه نیاز نیست اینجا وارد بشید لطفا با صراحت با وزن بیشتر به فکت ها و وقایع قابل لمس بپرد ازید ممنون
اینهمه مطلب در مورد ***** اینجا نوشته شده که همگی درست هست.این آدم بی سواد بددهن که فرق چاله میدان را با محیط علمی که پرسنل اون از نخبه های این کشور هستند را نمیداند و فکر میکند مجموعه چاله میدان یا محیطی است که او در آن بزرگ شده است.این فرد تنها دغدغه اش این است که تعطیلات آخر هفته را به شمال برود و فقط حضور فیزیکی دارد که جیب خود را از مال صاحب کروز پر کند دریغ از یک کار درست درمان که بلد باشد انجام دهد، چه برسد به مدیریت جایی مثل تحقیق و توسعه.مدیر تحقیق و توسعه خودش باید فرد باسواد علمی باشد که حرفی برای گفتن داشته باشد نه این بابا که تنها چیزی که در رزومه اش دارد تعداد فحش هایی که بلد است به زبان بیاورد.شما چهره شیطان را در صورت این آدم میبینید که چقدر آدم کثیفی است و در حق چه افرادی که تعداد آنها کم نیست ظلم کرده.این آدم یکسری رییس کوتوله که همه بله قربان گوی خودش هستند و همه مثل خودش بیسواد و شارلاتان هستند را در مجموعه گذاشته و افرادی که رییس میکند را به آنها آموزش میدهد که مثل خودش قالتاق و شارلاتان بشوند تا بتوانند در مجموعه به اصطلاح خودشان مدیریت کنند.اخیرا افرادی را در مجموعه رییس کرده که مثل سایرین جاسوس و آنتن خود کند که اطلاعات داخل مجموعه را به این فرد منتقل کنند و این جاسوسان امتیازهای بی حد و حصر بگیرند که معلوم نیست پشت پرده چه داستانی است.گاهی وقتا فکر میکنم مالک کروز در کار این جماعت مانده که حریف اینا نمیشود و ممکن است این باند مخوف تحقیق و توسعه مجموعه را بهم بریزند که کاری نمیکند و مجبور است با این جماعت قالتاق شارلاتان مدارا کند.یکی از همین افراد قالتاق رییس تیم نرم افزار هست که در همین مجموعه بزرگ شده و او هم مانند مدیر معلوم است از کجا آمده و دنبال چی هست.در انتخاب رییس ها برای مجموعه، مدیر همیشه بی سواد ترین و قالتاق ترین و شارلاتان ترین و بی شخصیت ترین افراد را به عنوان رییس انتخاب میکند که بتواند روی آنها تسلط داشته باشد و بله قربان گوی خود باشند وگرنه آدم درست حسابی که شخصیت دارد نمیتواند با این مدیر فاسد کار کند.به هر حال در ***** یک سفره ای پهن است که یکسری شیاد فقط از آن بهره مند هستند و مابقی که در حلقه یاران شیاد مدیر نیستند از این سفره بی بهره اند و باید بنشینند و نظاره گر باشند که یکسری پلشت از آخور تحقیق و توسعه در حال خوردن هستند و این روند تمامی ندارد.واقعا لعنت خیلیا پشت سر این مدیر فاسد و باند شیادان هست.
واحد تحقیق و توسعه کروز فاقد مدیریت کارآمد هست، این رو هر کسی که فقط چند ماه در مجموعه کار کرده باشه براحتی متوجه میشه. هیچ یک از روسا و مدیر اصلی ذره ای دغدغه برای ایجاد یک محیط نرمال و قابل تحمل برای افراد ندارن. اما بین همه گروهها، گروه نرم افزار متفاوت تره. رییس این گروه فردی هست که تماما موقعیت خودش رو رصد میکنه تا مبادا تصویر نایسی که به خیال خودش ساخته دچار خدشه بشه. در تمامی تعاملاتی که با این فرد دارید متوجه میشوید که بابت کوچکترین موضوعات هم تلاش بر القاء حس عدم کافی بودنه و این یک استراتژی آگاهانه است که همیشه بکار گرفته میشه. هر کاری کنید فیدبکی که از این فرد میگیرید همیشه پایینتر از نتیجه ای است که در کارتون بدست می آوردید. در اکثر مواقع واکنش به پیشنهادات شما یک رفتار ممتنع و خنثی است. مشکلات در این گروه حل نمیشه بلکه بهانه ای برای تشکیل جلسات حرف درمانی میشه. مدتی پیش جلساتی برگزار شد که مثلا بچه ها سوالات و نقطه نظراتشون و در مورد مشکلات و شرایط مطرح کنن. ولی چیزی که مشاهده شد عمدتا پاسخهای شعاری در راستای سفید کردن کاراکتر شخصی بود چیزی که خودش اسمش و ارزش میگذاره. اما در واقعیت شما می بینید که عملکرد این فرد به هیچ عنوان در راستای شعارهاش نیست. پاسخهای کلیشه ای و غیر شفاف به ابهامات ذهنی تیم، عمده جلسه رو تشکیل میداد. تلاش برای گل و بلبل جلوه دادن شرایط کار در مجموعه با توجه به شرایط اقتصادی کشور یا انداختن تقصیرات به عدم داشتن اختیار کافی در مورد کمکاریهایی که از ایشون سر میزنه که با کمی درایت، درک درست از جایگاه ریاست، ریسک پذیری و تلاش دلسوزانه قابل حل هست. بنظر من مشکل اینجاست که کروز برای این افراد جایگاهی فراتر از شایستگی شون فراهم کرده و حفظ این موقعیت محور تمامی تصمیمات و رفتار این افراده. همچنان در ذهن اکثریت تیم نرم افزار این سوال بی پاسخ مطرحه که چرا افراد قدیمی و شایسته در گروه نرم افزار رشد خاصی نکردن و بعد از چند وقت ناامیدانه و ناراضی ناگزیر به ترک سازمان شدن. جالب اینجاست وقتی در جلسات پرسیده میشه چرا فلان فرد قدیمی رفت میگه برید از خودش بپرسید!! این میزان از شفافیت کم نظیره. حداقل در گروه های دیگه موقعیتهایی هر چند کم بوجود اومد تا برخی افراد به رده سازمانی بالاتر برسن اما این گروه حتی یک مورد در ۱۳ سال گذشته نداشته! به عنوان فردی که زمان قابل توجهی در این مجموعه مشغول به کار بودم نظرم اینه که در این واحد بويژه گروه نرم افزار از رفتن افراد توانمند و سالم به شکل سیاستمدارانه ای استقبال میشه. طبیعیه که ریاست به افراد کم سابقه و کم تجربه کاری به مراتب ساده تره. بی رقیب و بی دردسر. جناب رییس بزودی شاهد رفتن چند نفر دیگه از تیم نرم افزار خواهی بود. هر چند که میدونم خیلی برات تفاوتی نداره..
استخدام در کروز
از مجموع ۱۱۴ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۱۳ مورد تجربه کاری و ۱ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۱٪ از کاربران کروز را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۱۳
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۱
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۷ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۷ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۷ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی کروز مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره کروز
آیا کروز در حال استخدام است؟
بر اساس ۱ تجربه مصاحبه ثبتشده در ویکیتجربه، کروز به طور دورهای فرآیند استخدام دارد. برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی شرکت مراجعه کنید.
تجربه کاری در کروز چگونه است؟
بر اساس ۱۱۳ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۷ از ۵ است؛ ۱۱٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در کروز چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در کروز از نگاه ۱۱۳ کارمند: ۱.۷ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در کروز چطور است؟
۱ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است. سختی مصاحبه، نتیجه (پذیرش/عدم پذیرش) و شرح روند مصاحبه بهصورت ناشناس منتشر شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کنید.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در خودروسازی
یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنای
با عوض شدن مدیرعامل برای حضور در شرکت به درخواست مدیرعامل رفتم اونجا ... حدود یک ماه و نیم بعد چیزی که برای من به دست اومد این بود که در نهایت بدون حقوق و ... گفتن در فرایند ورود شما مشکلاتی هست و نمیتونیم میزبان شما باش
متاسفانه مدتی با مدیر مستقیم واحد جذب استخدام خانم م.س کار کردم ایشون تجربه و تخصص زیادی از فرآیند ها نداشت و رابطه ای این جایگاه رو بدست آوردن که بسیار از خود مچکر بود و با حس قدرتی که داشت و حمایتی که نمیدونم به چه دلی
شرکت شهاب خودرو را تجربه کردم با فضای کار همچون محیطهای اداری قدیمی؛ باید آماده میبودم هر لحظه، حتی در تعطیلات. دورکاری را قبول نمیکردن و تأکید داشتند همه حضوری باشند. تعرفهای برای درصدی از همکاری ندارند و گاهی فشار
شرکت کیان پارت گیتی گستر را تجربه کردم و این یادداشت را به این شکل بیان میکنم که واقعیتها و حس اصلی حفظ شوند اما به صورتی تازه و روان ارائه شوند. حقوق معمولا با تأخیر دو ماهه پرداخت میشد و زمان پرداخت هم بهطور مناسبی
شرکت پاکران الکترونیک برای من تجربهای نسبتا دوستانه بود؛ جو شرکت همواره صمیمی است و جلسات صبحگاهی با طراوت و پرانرژی برگزار میشود که به ذهن آماده و انگیزه میدهد. سطح علمی و فنی پروژهها خیلی بالا بود و فضای یادگیری هم