تحقیق و توسعه
تجربه کاری تحقیق و توسعه در کروز — امتیاز ۱.۰ از ۵.
در پیام ها دیدم فردی از مجموعه و مدیریت تعریف میکنه، احتمالا یکی از نوچه های مدیریت تحقیق و توسعه هست یا بهش پول و موقعیت سازمانی خوبی رسیده که الان در جواب اینهمه پیام منفی راجع به مدیر، از او تعریف میکند.در صورتیکه هر کس با مدیر کار کرده باشه میداند که ایشان چه شخصیت مضخرف و دروغگو و باند باز و بی ادب و بد دهنی است. تا زمانیکه در مجموعه بودم مدیر تحقیق و توسعه در باند خودش دو نوچه داشت که یکی رییس تیم نرم افزار بود و دیگری رییس ای سی یو.همان روزی که از مجموعه رفتم، فردای همان روز که از خواب بلند شدم و چهره مدیر نرم افزار و اون رییس ای سی یو رو دیگر نمی دیدم واقعا بهترین روز زندگیم بود آنقدر که این افراد پلید و مضخرف و باند باز و چاپلوس بودن و پاچه خوار که بواسطه مدیر تحقیق و توسعه به پول و جایگاه سازمانی خوبی رسیدند. مابقی که در باند مخوف مدیر تحقیق و توسعه نبودند به جایی نمی رسیدند گویی فقط اینا آدم بودند.از مالک کروز که آدم خوبی بود و از اون مجموعه بعید بود همچین آدمهایی را آنجا نگه دارد وقتی میدید مجموعه را واقعا به گند کشیدند و باعث فرار نیروها می شدند. نمیدانم چرا همان زمان اینها را اخراج نکردند!!!خروج تمام نیروها که تعدادشان خیلی زیاد بود بخاطر باند بازی مدیر تحقیق و توسعه بود و این فرد یک بیمار روانی روان پریش هست که باید در بیمارستان روانی بستری شود و من اگر یک گاوداری داشته باشم مدیریت آن را به این فرد نمیسپارم چه برسه به مدیر تحقیق و توسعه که برای این فرد خیلی زیاد هست این سمت، آنقدر که نالایق هست. مدیریت آنقدر بددهن بود که فقط فحش و ناسزا میداد و به خودش اجازه میداد با همه هر طور دلش میخواهد صحبت کند در صورتیکه خیلیا بخاطر مشکل اقتصاد کشور مجبور بودن اونجا کار کنن و گرنه میگن حقوق کروز خوب هست.حقوق خوب آنجا در ازای اینکه زندگی و اعصاب و روان و شخصیت تو رو مثل یه برده خریدن و توانایی های نیروها رو اصلا نمیدیدند و فقط کافی بود برای رشد و رسیدن به حقوق بالا در باند مدیر باشی وگرنه غیر از آن هر تلاشی بی فایده بود وقتی در باند نبودی یا مدیر با تو حال نمیکرد.اگر مدیر با تو حال نمیکرد به یه نحوی تو رو از مجموعه حذف میکرد یا آنقدر اذیت میکرد که خودت فرار کنی. این را گفتم که آنهایی که میگن آرزو دارن در کروز کار کنن قبل از هر اقدامی اینها را بدانن و از تجربه افرادی که روزگاری در آن شرکت عمر و وقت تلف کردن استفاده کنن و راهشون به اون شرکت مضخرف که فقط اسم در کرده ولی واقعا یک پادگان هست نیفتد. در کروز نیروی انسانی و شخصیت اون و توانایی اون هیچ ارزشی ندارد و همه به چشم یه برده و یک کارگر دیده میشوند و تا جایی که بتوانند به نیرو توهین میکنن به طرق مختلف و به بهانه ای. چه وقت و عمری در آنجا هدر دادم که در آخر فرار کردم که به آرامش برسم و توانمندی خودم را در مجموعه های دیگر نشان دهم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر میرسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقهای رفتار میکرد، به راحتی کنار گذاشته میشد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانهای داشتند، اما در واقع به همکاهیش و زیرآبزنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازهای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس میزدم که تنها سرپرست اصلیاش همانی بود که دوستدخترش از او تبعیت میکرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاورهای بود که به روشهای خاصی عمل میکرد و به نظر میرسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلیها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسیها مدیر کارخانه به رشوهخواری رو میآورد و آدیتور هم میخرید تا آدیتها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم میکردند. اگر به آنجا میروید و مصاحبه میکنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و همدورهای هستند، از حالت عمومی مطلعاند. اما واقعیت این است که شما استخدام میشوید تا فامیلهایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار میگذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیلهای زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بیوجدان حاکم بود.
در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تماموقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاریام نیز سال ۱۳۹۹ بود.
روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آنها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر میرسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه میکنند. چند مسئله شبیهسازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار میکنم پرسید: عصبی میشوم؟ دعوا میکنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید میکردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش میرفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمیتوانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.
روز تجربهام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی میکنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچکس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبانهای فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوالهایی که پرسیده میشد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویهای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار میآمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و همخانوادهها، دانشگاههای محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هماتاقیها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و بهخاطر مصاحبه مجبور شدم برنامهام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشتهاند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بیسدیترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست بهخاطر ناراحتیام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آنها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من میپرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ دادهام؟ و با نگاهی بیاحترام و توهینآمیز با من رفتار کردند. آنها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جوابهایم توجه نمیکردند و از من میخواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بینظمی عذرخواهی کنند، اما هیچکس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربهام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمیکنم و هیچوقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.
برای مصاحبهی قالبسازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار میکردند. یکی از آنها مسنتر بود و دو نفر دیگر جوانتر بودند؛ سوالات آنها بیشتر دربارهی زندگی شخصیام بود تا بحث فنی. هیچکدام از آنها به پرسشهای تخصصی پاسخ نمیدادند، فقط دربارهی ساعات کاری صحبت کردند، شیفتها و تعطیلات را طرح کردند و اینها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمیشود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبهکنندهها بیشتر توهینآلود بود تا حرفهای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربهای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.
روزگار کاری من در کروز تجربهای تلخ بود و در طول سه تا پنج سال با این شرکت به صورت تماموقت همکاری کردم، که سال آخر آن برابر با ۱۴۰۰ بود.