وویکی‌تجربهجستجو
کروز
تجربه کاری۱۱ دی ۱۴۰۳

تحقیق و توسعه

تجربه کاری تحقیق و توسعه در کروز — امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· تحقیق و توسعه

سلام اتفاقی این صفحه را پیدا کردم و دیدم که همکاران و دوستان سابقم در کروز نظرات خودشان را در مورد واحد تحقیق و توسعه اینجا مینویسند و من هم قصد نداشتم خاطرات تلخ گذشته ها را در ذهنم مرور کنم و بنویسم اما مینویسم تا قدری منم آرام بگیرم از گفتن اینا من با تمام نظراتی که همکاران قدیمی اینجا قید کردند کاملا موافق هستم و نمیخواهم تکرار مکررات کنم نظرات بقیه رو.اما خواستم اینجا قدری در مورد رییس نرم افزار و رییس سابق ایسیو یا به قول دوستان رییس دوم ایسیو بنویسم. یادم میاد اوایل تاسیس تحقیق و توسعه بود که نفرات زیادی در مجموعه نبودند و تعداد کمی بودیم، این آقای رییس نرم افزار که سر و وضع اون زمانش معلوم بود از کجا آمده و پولی نداشت که حتی ماشین و خونه بخرد و من کاملا مطلع بودم یا همون آقای رییس دوم ایسیو که اونم همچین پول و موقعیت درستی نداشت ولی هر دوی این نفرات به برکت وجود مدیر تحقیق و توسعه و حمایت های بی حد و حصر مالی از اونا باعث شد این دو نفر ظرف مدت کمی به پول کلانی برسند که هر دوی اونا با هم بروند و در تهران خانه بخرند!!! همچنین سر و وضع ظاهری اونا هم به مرور زمان تغییر کرد و معلوم شد که شرکت به اونها خوب می‌رسد مخصوصا رییس نرم افزار که هر روز با یه لباس نو و خیلی خوشتیپ شرکت می‌آمد که یاد روزهای اولش که میفتم با چه وضعیتی می‌آمد تعجب میکردم که چقدر سریع و تابلو تغییر کرده.همین رییس نرم افزار رو تا جاییکه یادم هست حتی یکساعت مستمر ندیدم که پشت میزش کار کند و همش یا در حال خندیدن و جوک گفتن با نیروهاش بود یا همش در حال خوردن چیپس و پفک با پرسنل!!! کار زیادی ازش من ندیدم بکنه و فقط تو دفتر مدیر تحقیق و توسعه در حال چاپلوسی و پاچه خواری و گرفتن امتیاز و پول و ... برای خودش بود یا همین رییس دوم ایسیو که با شارلاتان بازی و کلک و حقه بازی باعث اخراج رییس اول ایسیو شد تا جای اونو بگیره و در آخر با توجه به بازخوردهای مستمر نیروهای مجموعه به معاونت محصول باعث شدن که رییس دوم ایسیو اخراج شد ولی بهش گفتن استعفا بده تا به شکل اخراج از مجموعه نره که باعث بشه شأن و شخصیتش خرد بشه که اینم از لطف و حمایت مدیر از او بود. همین آقای رییس ایسیو باعث نابودی تحقیق و توسعه و فرار نیروها شد که باعث شد چند نفر از جمله خودم قراردادش را سه ماهه کردن و در آخر اخراج کردن.جالب است که رییس نرم افزار خود را فردی دیندار و نمازخوان میداند اما حق و‌ ناحق کردن در حق یه عده را برای خودش عیب نمی‌داند.احتمالا این را بهش یاد نداده اند که دینداری فقط در نماز خواندن نیست. هیچوقت بدی هایی که این دو نفر در حق من کردند را فراموش نمیکنم و نمیبخشم. این دو نفر سبب نابودی کل مجموعه شدند که همه معترض بودند به تبعیض‌ها و گویی فقط همین دو نفر که نوچه های مدیر بودند فقط مهم بودند. امیدوار بودم معاونت محصول کاری از پیش ببرد و این باند مافیایی را منهدم کند اما نتوانست کاری از پیش ببرد جز اخراج رییس ایسیو و ایکاش همون سال رییس نرم افزار را هم اخراج کرده بود وقتی میدید آنقدر حجم شکایات بالاست.تقریبا ده سال در تحقیق و توسعه کار کردم و خیلی از بی تجربگی ها را در مدیران کوتوله دیدم که فقط ادعا بود و در آخر خسته شدم وقتی میدیدم در یک مجموعه مافیایی دارم کار میکنم که هر لحظه باید میترسیدی که ممکنه اخراجت کنن و همین باعث شد نتوانم شرایط را تحمل کنم و خودم را نجات دادم.همین که دیگه مجبور نیستم قیافه اون باند هرمی مدیر تحقیق و توسعه را هر روز ببینم این خودش یک آرامش فکری است.وقتی هر روز کسانی را ببینی که میدانی اونا پشت پرده با زد و بند دارن به ضرر تو کارهایی میکنن و به نفع خودشان که فقط جیبشون از مال صاحب کروز پر شود به هر قیمتی. این جماعت آنقدر کوتوله و حقیر بودند که واقعا در حد تحقیق و توسعه نبودند و بعضی وقتا به خودم میگفتم اگر مدیر تحقیق و توسعه فرد دیگری بود که از این دو نفر شارلاتان حمایت نمیکرد، الان این دو نفر یا در مدرسه معلم فیزیک بودن یا داشتن تو کارگاه برد لحیم میکردن. امید داشتم مسیولان کروز روزی پی به حقیقت ببرن اما دیدم عمرم داره بیهوده تلف میشه و الان که مهاجرت کردم و در شرکت های خارجی مشغول هستم تازه فهمیدم مدیر تحقیق و توسعه یعنی کی و رییس گروه یعنی کی و با چه معیارهایی که مدیر تحقیق و توسعه کروز با رییس های اون به ناخن کوچیکه این مدیران خارجی کار درست نمی‌رسند هم از توانایی علمی هم اخلاقی. در کروز رییسها فقط ادعای تو خالی بودند و هیچ چیزی نداشتن برای معرفی خود و تنها مهارت اونا آویزان شدن از مدیر تحقیق و توسعه بود برای رسیدن به اهداف مالی و پست های بالا که در اینکار واقعا استاد بودند. کارهایی که این دو نفری که گفتم انجام میدادند و مهارت های کلامی و زبان بازی اونا پیش مدیر را هر کسی مهارت ندارد انجام دهد.ولی کروز با تمام بدی هایی که داشت برای من خوبی هم داشت اینکه افراد شارلاتان را بهتر بشناسم و از اونا فاصله بگیرم که تو کروز پر بود از این آدمها از سطوح بالا تا پایین.

نقاط قوت

نقاط ضعف

کنترل افراد با دوربین
مدیریت ضعیف

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

کروز
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر می‌رسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقه‌ای رفتار می‌کرد، به راحتی کنار گذاشته می‌شد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانه‌ای داشتند، اما در واقع به هم‌کاهیش و زیرآب‌زنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازه‌ای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس می‌زدم که تنها سرپرست اصلی‌اش همانی بود که دوست‌دخترش از او تبعیت می‌کرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاوره‌ای بود که به روش‌های خاصی عمل می‌کرد و به نظر می‌رسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلی‌ها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسی‌ها مدیر کارخانه به رشوه‌خواری رو می‌آورد و آدیتور هم می‌خرید تا آدیت‌ها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم می‌کردند. اگر به آنجا می‌روید و مصاحبه می‌کنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و هم‌دوره‌ای هستند، از حالت عمومی مطلع‌اند. اما واقعیت این است که شما استخدام می‌شوید تا فامیل‌هایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار می‌گذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیل‌های زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بی‌وجدان حاکم بود.

کروز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“نامطلوب”
۱.۰
“نامطلوب”

در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تمام‌وقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاری‌ام نیز سال ۱۳۹۹ بود.

کروز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس فروش رزومه فرستادم مهندس صنایع مصاحبه شدم!!!!
۱.۰
مصاحبه کارشناس فروش رزومه فرستادم مهندس صنایع مصاحبه شدم!!!!

روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آن‌ها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر می‌رسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه می‌کنند. چند مسئله شبیه‌سازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار می‌کنم پرسید: عصبی می‌شوم؟ دعوا می‌کنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید می‌کردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش می‌رفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمی‌توانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.

کروز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس صنایع
۱.۰
مصاحبه کارشناس صنایع

روز تجربه‌ام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی می‌کنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچ‌کس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبان‌های فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوال‌هایی که پرسیده می‌شد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویه‌ای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار می‌آمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و هم‌خانواده‌ها، دانشگاه‌های محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هم‌اتاقی‌ها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و به‌خاطر مصاحبه مجبور شدم برنامه‌ام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشته‌اند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بی‌سدی‌ترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست به‌خاطر ناراحتی‌ام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آن‌ها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من می‌پرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ داده‌ام؟ و با نگاهی بی‌احترام و توهین‌آمیز با من رفتار کردند. آن‌ها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جواب‌هایم توجه نمی‌کردند و از من می‌خواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بی‌نظمی عذرخواهی کنند، اما هیچ‌کس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربه‌ام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمی‌کنم و هیچ‌وقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.

کروز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه قالب سازی
۱.۰
مصاحبه قالب سازی

برای مصاحبه‌ی قالب‌سازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار می‌کردند. یکی از آن‌ها مسن‌تر بود و دو نفر دیگر جوان‌تر بودند؛ سوالات آن‌ها بیشتر درباره‌ی زندگی شخصی‌ام بود تا بحث فنی. هیچ‌کدام از آن‌ها به پرسش‌های تخصصی پاسخ نمی‌دادند، فقط درباره‌ی ساعات کاری صحبت کردند، شیفت‌ها و تعطیلات را طرح کردند و این‌ها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمی‌شود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبه‌کننده‌ها بیشتر توهین‌آلود بود تا حرفه‌ای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربه‌ای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.

کروز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·“تجربه تلخ کار در کروز”
۱.۰
“تجربه تلخ کار در کروز”

روزگار کاری من در کروز تجربه‌ای تلخ بود و در طول سه تا پنج سال با این شرکت به صورت تمام‌وقت همکاری کردم، که سال آخر آن برابر با ۱۴۰۰ بود.