کارشناس تحقیق و توسعه الکترونیک
تجربه کاری کارشناس تحقیق و توسعه الکترونیک در کروز — امتیاز ۱.۰ از ۵.
خلاصه نزدیک به یک دهه کار در واحد تحقیق و توسعه الکترونیک: در راستاي برخی از صحبت های دوستان باید گفت که بزرگترین اشتباه در چیدمان سمت های واحد تحقیق و توسعه را همان رئیس سابق (دومین رئیس) تیم ای سی یو کرد. ایشان که خود دوست صمیمی مدیر مجموعه بود خواسته یا ناخواسته با معرفی افراد بی کفایت و بی سواد و ضعیف (از نظر سلامت شخصیت) برای سمت های کلیدی برای بخش سخت افزار، نرم افزار و تستر بزرگترین ضربه ها را به مجموعه زد. همانطور که در نظرات سایرین هم اشاره شده، ایشان کسی را برای هدایت تیم سخت افزار معرفی کرد که تحصیلکرده دانشگاه نظامی است و دقیقا خاطرم هست آن موقع به خاطر عدم توانمندی علمی و عملی، کلا کارش بوق چک کردن بردهای پسی بی بود! برای بخش نرم افزار علیرغم وجود آدم های کارکشته ایشان یکی از نوچه های خود را معرفی کرد. نکته جالب توجه این است همین شخص چند سال پیش که برای یک شرکت مطرح سوئدی اپلای کاری کرده بود با نیروهای زیر دست خودش در کروز که حالا در شرکت سوئدی بودند مصاحبه داشته و مردود شده بود. برای تیم تستر هم باز یک نفر از فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد را معرفی کرد علی رغم اینکه در این تیم افرادی از دانشگاه های معتبری چون امیرکبیر و شریف باسابقه بالاتر حضور داشتند. البته بعدا مشخص شد که ایشان از انتخاب نفر مسئول تیم تستر خیلی راضی نیست! که دلیل آن عدم شایستگی آن فرد برای این پوزیشن نبود بلکه هماهنگ نبودن با ایشان بود به طوری که احساس ندامت در سخنانش می توانستیم ببینیم. ایشان در اقدامی دیگر تیم مدیریت پروسس را مطرح کرد و یکی را (که هم اتاقی خانم ایشان در دانشگاه آزاد بودند) به عنوان مسئول معرفی کردند. طبیعتا دانشگاه خوب درس خواندن یا مدرک دانشگاهی ملاک بر ارجحیت یک شخص برای یک سمت نیست. تاکید بر جملات فوق به این خاطر است که چنین افرادی باوجود افراد بسیار توانمندتر و سالم تر از لحاظ شخصیتی و رفتاری انتخاب شده است. استعفای دومینوی نفرات برجسته نرمافزار در یک بازه زمانی کوتاه، مشکل اخلاقی مسئول تیم تستر که بعدا توسط خود قربانی علنا فاش شد. یا مشکلات رفتاری و اختلالات روانی-شخصیتی مسئول سخت افزار که توسط بسیاری از افراد زیردست ایشان هم به معاونت و هم منابع انسانی مجموعه فیدبک داده شده دلایلی بر انتخاب های غلط و مغرضانه فوق می باشد. شما مشکلات اخلاقی و همچنین بی لیاقتی مدیر مجموعه را که دوستان در نظرات قبلی مطرح کردن را به موارد فوق اضافه نمایید. و این چنین بود که باندی متشکل از افراد با فیچرهای خاص را واحد تحقیق و توسعه راه اندازی کردند.همین افراد با متر و معیار خودشان افراد زیر دستشان را ارزیابی کردند و یا می کنند و در نهایت تعیین کردند که چه کسی در مجموعه رشد کند و چه کسی به سمت درب خروجی هدایت شود. کسی که برای مدت هرچند کوتاه هم در واحد تحقیق و توسعه کارکرده باشد خیلی راحت می تواند درک کند که افراد داخل این باند که جزو مقربین بودند چجوری از دیگران به عنوان نردبان رشد و یادگیری خودشان استفاده میکنند و چجوری بهترین مزایاها و پاداش ها را برای خود لحاظ کرده و یا میکنند. در حالی که به غیر این باند اگر کسی برای مسائل مادی و یا غیرمادی به مدیر مجموعه مراجعه کند با قیافه عبوث آن مواجه می شود و کلا مسله را آنقدر کش میدهد تا طرف با پیگیری های متعدد خسته و ناامید شود. سوای مسائل اخلاقی که چندین بار در نظرات هم به آن اشاره شده است، مدیر مجموعه در وارونه ارائه دادن مسائل و مشکلات مجموعه تبحر خاصی دارد و از آنجا که نفرات بالاسری ش عمدتا آدم های کم تجربه و تازه کارند به راحتی گول شان میزند و یا با لجبازی های بچه گانه ش خواسته خود را عملی میکند. متاسفانه عملا هیچگونه نظارتی هم بر رفتار این باند و شخص مدیر مجموعه وجود ندارد. در سنوات گذشته تا حدودی معاونت محصول به همراه منابع انسانی وقت درگیر یکسری اصلاحات حتی در حد مدیریت شدند ولی نه تنها نتوانستند کاری از پیش ببرند، بلکه بیشتر باعث جسورتر شدن این باند خائن به منافع شرکت هم شدند (همانطورکه دیگران اشاره کردند). تنها شخص درگیر در مسائل مشاور تحقیق و توسعه هست که داماد یکی از مالکان است. ایشان آدم باهوشی است ولی از لحاظ پختگی هیچ تفاوتی با یک جوان کم سن و سال بی تجربه ندارد. رفتارهای هیجانی، عدم تسلط بر اعصاب و رعایت نکردن مبادی ادب حین گفتگو حتی با افراد بزرگتر از خود، اعتماد بیش از اندازه به این باند به خاطر عدم شناخت کافی این افراد چیزی است که مسائل تحقیق و توسعه را چندین برابر کرده است. البته بی انصافی نباید کرد در مسائل مالی و بعضی از مسائل و مشکلات شخصی افراد همواره مفید بوده است و تلاش های ایشان قابل تقدیر است. لازم به ذکر است تا قبل از حضور ایشان بعضی از مشکلات و ضعف های مدیریتی به سمع و نظر خود مدیریت عامل و مدیریت ارشد رسانده می شد. جالب اینجاست که مدیریت عامل همیشه یک جواب برای منتقدین داشت و آن این بوده که ما نفر جایگزین نداریم! ایشان که به ظاهر آشنای این مدیر می باشد مشخص نیست که چه فیچرهایی در مدیر لمپن خود دیده است که چنین چیزی را باوجود همه ضعف ها و مشکلات اخلاقی بیان میکند! هنوز افرادی در مجموعه حضور دارند که قبلا با ایشان در شرکت دیگری همکار بوده اند و به سمت تکنیسینی-اپراتوری ایشان در (شرکت قبلی) اذعان دارند. ظاهرا پتانسیل های مدیریتی ایشان را در شرکت کروز کشف شده است! مدیریت ارشد محترم به قطع می داند این شخصی را که با سطح تکنیسین به عنوان مدیر تحقیق و توسعه قمارده است و در کلیپ های تبلیغاتی به عنوان نخبه معرفی میکند یک مریض جنسی است که بارها ثابت شده است که چشم هرزه آلود به نیروهای خود دارد. مسکوت گذاشتن پرونده اخلاقی ایشان علیرغم پافشاری HR وقت برای برکناری ایشان توهین به شرافت انسانی و اخلاق کار است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر میرسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقهای رفتار میکرد، به راحتی کنار گذاشته میشد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانهای داشتند، اما در واقع به همکاهیش و زیرآبزنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازهای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس میزدم که تنها سرپرست اصلیاش همانی بود که دوستدخترش از او تبعیت میکرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاورهای بود که به روشهای خاصی عمل میکرد و به نظر میرسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلیها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسیها مدیر کارخانه به رشوهخواری رو میآورد و آدیتور هم میخرید تا آدیتها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم میکردند. اگر به آنجا میروید و مصاحبه میکنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و همدورهای هستند، از حالت عمومی مطلعاند. اما واقعیت این است که شما استخدام میشوید تا فامیلهایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار میگذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیلهای زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بیوجدان حاکم بود.
در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تماموقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاریام نیز سال ۱۳۹۹ بود.
روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آنها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر میرسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه میکنند. چند مسئله شبیهسازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار میکنم پرسید: عصبی میشوم؟ دعوا میکنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید میکردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش میرفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمیتوانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.
روز تجربهام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی میکنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچکس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبانهای فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوالهایی که پرسیده میشد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویهای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار میآمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و همخانوادهها، دانشگاههای محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هماتاقیها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و بهخاطر مصاحبه مجبور شدم برنامهام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشتهاند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بیسدیترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست بهخاطر ناراحتیام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آنها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من میپرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ دادهام؟ و با نگاهی بیاحترام و توهینآمیز با من رفتار کردند. آنها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جوابهایم توجه نمیکردند و از من میخواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بینظمی عذرخواهی کنند، اما هیچکس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربهام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمیکنم و هیچوقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.
برای مصاحبهی قالبسازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار میکردند. یکی از آنها مسنتر بود و دو نفر دیگر جوانتر بودند؛ سوالات آنها بیشتر دربارهی زندگی شخصیام بود تا بحث فنی. هیچکدام از آنها به پرسشهای تخصصی پاسخ نمیدادند، فقط دربارهی ساعات کاری صحبت کردند، شیفتها و تعطیلات را طرح کردند و اینها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمیشود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبهکنندهها بیشتر توهینآلود بود تا حرفهای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربهای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.
روزگار کاری من در کروز تجربهای تلخ بود و در طول سه تا پنج سال با این شرکت به صورت تماموقت همکاری کردم، که سال آخر آن برابر با ۱۴۰۰ بود.