کارشناس تحقیق و توسعه الکترونیک
تجربه کاری کارشناس تحقیق و توسعه الکترونیک در کروز — امتیاز ۱.۰ از ۵.
واقعا خیلی تاسف برانگیز است که با این همه انتقاد از مدیریت و باند کثیفش هیچ اقدام موثری از سمت مدیریت ارشد انجام نمی شود. اینکه بخوای تمامی کثافت کاری های اینا رو ذکر کنی کاری زمان بر است و تقربیا وجه اشتراک کامنت ها موید شرایط و جو حاکم بر مجموعه تحقیق و توسعه س. اینکه فضای یک مجموعه چقدر می تواند آلوده به انواع کثافت کاری اعم از باندبازی، مسائل اخلاقی و سیاسی کاری باشد کاملا بر می گردد به نظارت مدیریت ارشد یک مجموعه که گویی در شرکت ما وجود ندارد. نمونه از سیاسی کاری های کثیف این باند شیاد (متشکل از مدیر مجموعه، رئیس سخت افزار و رئیس نرم افزار) بحث ارتقای افراد در سطوح مختلف می باشد. که این آقایان دقیقا شرایط را طوری فراهم می کنند که تا جای ممکن نفرات خاص و مد نظر خودشون رو ارتقا بدن. اینکه طرف واقعا لیاقت آن جایگاه رو دارد یا نه بحث دیگری است. مصداق بارز سیاسی کاری های این باند کثیف که خیلی زننده و مشهود است بحث انتخاب کارشناس ارشدهای سال جاری است. چند ماه پیش بنده و امثال بنده برای ارتقا از سمت کارشناسی به کارشناس ارشدی فرمی را پر کرده و برای رئیس های پروژه ها ارسال کردیم. وقتی مسئله را از مافوقم پرسیدم متوجه شدم که باند مافیا پروسه ارتقا رو به بهانه آماده نبودن نردبان شغلی گروه سخت افزار و نرم افزار کش دادند. رئیس مان می گفت که این آقایان از سه سال پیش شروع به تعریف نردبان شغلی برای نفرات سخت افزار و نرم افزار کرده اند و ظاهرا هنوز تمام نکرده اند. بهانه اصلیشان متنوع بودن مهارت های شغلی این گروه ها ذکر شده است!!!! برای کسی که فقط چند ماه در تحقیق و توسعه کار کند متوجه می شود که هدف اصلی این باند کلا بزرگ جلوه دادن کارها بدون داشتن هیچ خروجی و افزایش قدرت خود با اضافه کردن نفرات جدید می باشد. برای مثال مشخص نیست رئیس نرم افزار با تشکیل گروه های هوش مصنوعی، لینوکس (با نفرات زیاد) دقیقا چه خروجی به مجموعه اضافه خواهد کرد. یا رئیس سخت افزار با افزایش نفرات خود در تیم های پروژه دقیقا چه دستاورد جدیدی می خواهد به تحقیق و توسعه اضافه کند. این در حالی است که کار عمده این دو گروه مهندسی معکوس و تست است نه طراحی. و عمدتا به خاطر پایین بودن سطح کارها در این گروه ها نفرات مدام در حال یادگیری موضوعات مورد علاقه خودشان هستند. و برای کسی که کار جدی مد نظرش باشد لاجرم شرکت را ترک میکند. نقطه منفی این قضیه این است که خیلی از پروژه ها به خاطر کمبود نیرو زیر فشار هستن فرصت نفس کشیدن ندارند. این همان جایی است که مدیر نالایق مجموعه هیچ سنسی نسبت به اولویت پروژه ها و توزیع متوازن نیرو ندارد و هدف اصلی ش از ماتریسی کردن پخش قدرت بین مافیاس و بس. به بحث اصلی برگردیم و حرفم را خلاصه کنم. این باند طوری نردبان شغلی را علم کردن که فکر نمی کنم این حد تنوع مهارت های شغلی و تعریف های پیچیده (صرفا برای مهندسی معکوس و تست) در شرکت ها و سازمان هاي بزرگی مثل ناسا و ... وجود داشته باشد! بحث ارتقا از سمت کارشناسی به کارشناسی ارشد در چنین شرایط بد اقتصادی و تورم افسارگسیخته شاید خیلی اتفاق بزرگی به نظر نرسد ولی همین افزایش اندک حقوق شاید بتواند بتواند گرهی هرچند کوچک از مشکلات زندگی یک کارمند و خانواده اش را باز کند چیزی که عجیب است این است که این نو کیسه ها هیچگونه عذاب وجدانی در قبال این بزهکاری ندارند و چون خانواده خودشان به لطف این سیاسی کاری و رانت بازی های شخص م . د به نان و نوایی رسیده اند برایشان رعایت حقوق دیگران در اولویت های پایین قرار دارد. خانواده این باند بایستی بدانند که نانی که بر سر سفره خود دارند و بچه ای که با آن بزرگ می کنند به بهای چه رانت خواری، حق خوری هایی و حتی آجر کردن نان دیگران بدست آمده است. نمونه ای از این حق خوری ها و ارتقاهای بحث برانگیز ارتقا همان شخص آنتن می باشد یادم هست ایشان با مدرک کاردانی در خط با سمت اپراتور مشغول بود و بعد تشکیل تحقیق و توسعه و انتقال به آنجا به صورت جهشی به سمت کارشناسی ارتقا یافت. اینکه دقیقا بین ایشان و مدیر تحقیق و توسعه یعنی م . د چه ارتباطی هست و این شخص چه آتویی از م .د و رئیس سخت افزار (ب . ع) دارد تقریبا نفرات قدیمی می دانند. ولی سوال این است چرا خانم هایی که با مدرک تحصیلی فوق لیسانس و سابقه بالا پنج سال در تحقیق و توسعه بودند ،(و علیرغم حمایت مافوق شان) را آقای م . د از سمت تکنیسینی به کارشناسی ارتقا ندادند. نکته جالب توجه این است که بعضی از این خانم ها پس از استعفا از شرکت با سمت سنیور در شرکت های معروفی مثل ولوو و اسکانیا جذب شده اند! سخن پایانی بنده مثل دوستان اعتقاد دارم مالکان کروز آدم های خوبی هستند فقط سرمایه و امکانتشون رو دست آدم های نا اهلی مثل باند مافیای تحقیق و توسعه سپرده اند که همین باعث بدنامی کروز می شود. پایدار باشید
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر میرسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقهای رفتار میکرد، به راحتی کنار گذاشته میشد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانهای داشتند، اما در واقع به همکاهیش و زیرآبزنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازهای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس میزدم که تنها سرپرست اصلیاش همانی بود که دوستدخترش از او تبعیت میکرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاورهای بود که به روشهای خاصی عمل میکرد و به نظر میرسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلیها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسیها مدیر کارخانه به رشوهخواری رو میآورد و آدیتور هم میخرید تا آدیتها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم میکردند. اگر به آنجا میروید و مصاحبه میکنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و همدورهای هستند، از حالت عمومی مطلعاند. اما واقعیت این است که شما استخدام میشوید تا فامیلهایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار میگذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیلهای زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بیوجدان حاکم بود.
در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تماموقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاریام نیز سال ۱۳۹۹ بود.
روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آنها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر میرسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه میکنند. چند مسئله شبیهسازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار میکنم پرسید: عصبی میشوم؟ دعوا میکنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید میکردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش میرفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمیتوانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.
روز تجربهام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی میکنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچکس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبانهای فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوالهایی که پرسیده میشد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویهای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار میآمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و همخانوادهها، دانشگاههای محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هماتاقیها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و بهخاطر مصاحبه مجبور شدم برنامهام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشتهاند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بیسدیترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست بهخاطر ناراحتیام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آنها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من میپرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ دادهام؟ و با نگاهی بیاحترام و توهینآمیز با من رفتار کردند. آنها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جوابهایم توجه نمیکردند و از من میخواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بینظمی عذرخواهی کنند، اما هیچکس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربهام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمیکنم و هیچوقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.
برای مصاحبهی قالبسازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار میکردند. یکی از آنها مسنتر بود و دو نفر دیگر جوانتر بودند؛ سوالات آنها بیشتر دربارهی زندگی شخصیام بود تا بحث فنی. هیچکدام از آنها به پرسشهای تخصصی پاسخ نمیدادند، فقط دربارهی ساعات کاری صحبت کردند، شیفتها و تعطیلات را طرح کردند و اینها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمیشود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبهکنندهها بیشتر توهینآلود بود تا حرفهای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربهای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.
روزگار کاری من در کروز تجربهای تلخ بود و در طول سه تا پنج سال با این شرکت به صورت تماموقت همکاری کردم، که سال آخر آن برابر با ۱۴۰۰ بود.