کارشناس نرم افزار تحقیق و توسعه الکترونیک
تجربه کاری کارشناس نرم افزار تحقیق و توسعه الکترونیک در کروز — امتیاز ۱.۰ از ۵.
خوبه که این پیج وجود داره که افراد میتونن نظرات خودشون رو راحت بنویسن تا بقیه بدونن و بعد برای ورود به این مجموعه اقدام کنن.من هم تمام انتقاداتی که مطرح شده را تایید میکنم.نظرات را که میخوندم جالبه که هیچکس از مجموعه و مدیریت دوزاری اون به خوبی یاد نمیکنه(حتی یکنفر) و همه معترض هستن و واقعا جای تأسف داره که مدیریت ارشد وقتی این حجم از انتقاد رو میبینه ولی هیچ کاری نمیکنه.این مجموعه توسط یک سری احمق اداره میشه که مشخص نیست پشت پرده چه داستانی هست که اگه همه معترض و ناراضی هم باشند، آب از آب تکان نمیخوره و مدیر تحقیق و توسعه و شرکای باند مافیایی همچنان برقرار هستند و نیروها همیشه بگونه ای حذف میشوند که گند کاریها مخفی بماند.شخصیت مدیر تحقیق و توسعه اینگونه است که هر از چند گاهی به یه بهانه با افراد به مشکل میخوره و چون دستش برای نیروها رو میشه، برای اینکه گند کارهاش بیشتر در نیاد نیروها را با یه بهانه ای و به دروغ و با گستاخانه ترین روش ممکن حذف میکنه.مدیر در واقع با همه مشکل داره جز با چند نفر از باند سوگلی های خودش و مقربین.در نظرات همکاران هم کاملا موارد قید شده و کسی را پیدا نمیکنید از مدیر و شخصیت پلید و فاسد اون تعریف کنه.مدیر لمپن و فاسد مجموعه یک شخصیت بیمار داره که همیشه نسبت به همه سوءظن داره و به خودش اجازه میده هر نوع رفتار بچگانه و دور از ادبی رو با پرسنل انجام بده.بماند که چقدر در حق افراد نامردی کرده و باعث خروج چه تعداد افراد شد که یکسری را اخراج کرد و یکسری خودشان فرار کردند.از یکنفر که خودش با شارلاتان بازی به جاهای بالا رسیده چه انتظاری هست؟ از کسی که فقط در این مجموعه بهش کار دادن و در جاهای دیگه همون تکنسین بوده چه انتظاری هست؟ از کسی که در این مجموعه به نون و نوایی رسیده و سعی میکنه خودش رو سطح بالا نشون بده ولی آدم این حرفا نیست چه انتظاری هست؟ از کسی که مدیر تحقیق و توسعه است اما فقط کلمات رکیک و فحش تو کلامش هست و استایل لاتی میگیره چه انتظاری هست؟هر کسی شخصیت و فرهنگ محیطی که تو اون تربیت شده رو به محیط کار میاره که در مورد مدیر مشخصه از کجا اومده و به کجاها رسوندنش. در مجموعه صداقت و شفافیت و درستی وجود نداره و فقط شارلاتان ها ذینفع هستن.باند مافیا اگر احساس کند دستشان برای پرسنل رو شده و منافع اونا به خطر افتاده، با اطلاع دادن به مدیر و همکاری با اون باعث میشن فرد از مجموعه به یک بهانه ای حذف بشه قبل از اینکه فرد در مجموعه سمپاشی کند یا به مدیران بالا دستی اطلاع بده.یادمه یه فردی قوی و با تجربه در مجموعه بود که رییس اون که از اعضای باند مقربین بود نتوانست حضور آن فرد را به دلیل ترس از اینکه ممکن است روزی جایگزین خودش بشه، تحمل کند و به صورت توهین آمیز اون فرد از مجموعه اخراج شد. مدیر یکسری رییس احمق بله قربان گو و دوزاری بیسواد را در گروهها(البته به جز دو سه گروه) قرار داده که مثل خودش پرسنل را مثل برده ببینند و فقط فکر منافع خودشان باشند و هرگاه منافع خود را در خطر دیدند دست به کار شوند. این رییس های دوزاری حقیرتر و بیسوادتر از اونی هستند که بتونن نیروهای توانمند و باسواد را ارزیابی کنند و باعث عدم ارتقا اونا بشن و حقوق و پاداش اونا دست این دوزاری ها باشه.کلا مجموعه تحقیق و توسعه مجموعه کثیفی است که از بیرون ظاهر خوبی دارد و در باطن لجن است.افرادی که آرزو میکنند وارد این مجموعه شوند خوبه بدانند که در این مجموعه نهایت دو سه سال بتوانند دوام بیاورند و بعد از دیدن گند کاریها یا باید تحمل کنی یا فرار کنی.تحمل دیدن تبعیض و ارزیابی یک رییس احمق که مستقیما روی حقوق و مزایا و ارتقا سازمانی تاثیر میزاره، بسیار سخت است.حقوق و مزایا پرسنل (به جز رییسها و اعضای باند مقربین که حقوق های بالا و امتیازات ماورایی دارند)در مقایسه با حجم کار و تحمل فشار روحی و فکری و فشار کاری و عدم تعادل بین زندگی و کار و اعصاب خوردی ها و تحت تاثیر قراردادن سلامتی پرسنل بسیار بسیار کم است و اصلا نمی ارزه. یک تعداد معدودی در مجموعه حقوق بالا و امتیاز و ارتقا میگیرند که یا جزو زیر مجموعه باند هستند یا سوگلی های خود مدیر که تعدادشان قلیل هست.غیر از این افراد مابقی خارج گود هستن.اگر شخصیت آدم جوری باشه که پیش مدیر زیرآب نیروهای دیگه رو بزنه و آدم فروشی کنه و براش جاسوسی کنه و آدم مدیر بشه، بهش خوب امتیاز میده وگرنه هیچی.افراد جدیدی که میخواهند به این مجموعه بیایند، اگر به دنبال آرامش و پیشرفت و رسیدن عادلانه به حق و حقوق خود هستند، به این مجموعه نیان که هیچ خبری نیست و صدای دوهول از دور خوش است. اینهمه نظر منفی واقعی از محیط تحقیق و توسعه را بخونید و قبل از اینکه پشیمان بشید، اصلا متقاضی کار در این مجموعه فاسد نشوید که نقطه مثبت که نداره هیچ و همش نقاط منفی است و آخرش سلامتی و اعصاب و روان هم نابود میشه اینجا.واقعا جای تأسف داره واسه همچین مجموعه ای که در کشور نامدار هم هست اینکه همچین افرادی رو در راس کار گذاشته که مثل مهدکودک یا پادگان با پرسنل رفتار میکنند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر میرسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقهای رفتار میکرد، به راحتی کنار گذاشته میشد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانهای داشتند، اما در واقع به همکاهیش و زیرآبزنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازهای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس میزدم که تنها سرپرست اصلیاش همانی بود که دوستدخترش از او تبعیت میکرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاورهای بود که به روشهای خاصی عمل میکرد و به نظر میرسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلیها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسیها مدیر کارخانه به رشوهخواری رو میآورد و آدیتور هم میخرید تا آدیتها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم میکردند. اگر به آنجا میروید و مصاحبه میکنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و همدورهای هستند، از حالت عمومی مطلعاند. اما واقعیت این است که شما استخدام میشوید تا فامیلهایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار میگذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیلهای زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بیوجدان حاکم بود.
در طول مدت کارم در شرکت کروز، به طور تماموقت در بخش سیم فعالیت کردم و این همکاری کمتر از یک سال به طول انجامید؛ سال آخر همکاریام نیز سال ۱۳۹۹ بود.
روز مصاحبه این شرکت را خیلی سخت و دردسرساز دیدم. فرستادن رزومه برای پوزیشن فروش و رسیدن به مصاحبه، حتی با وجود اینکه من مهندس صنایع بودم، اوضاع را پیچیده کرد. تا مطمئن شوند که من مناسب هستم، حدود یک ساعت منتظر ماندم و وقتی به اتاق مصاحبه رفتم، سه نفر حضور داشتند؛ دو نفر از آنها سوالات متعارف پرسیدند و یکی دیگر اصرار داشت که فقط بگویم سوالی ندارم تا خالی نگذارم. با اینکه برای پوزیشن فروش تقاضا داده بودم، اما به نظر میرسید که برای سرپرستی خط تولید مصاحبه میکنند. چند مسئله شبیهسازی جلوی من مطرح شد و تا حدی پاسخ دادم، اما آن فردی که نظر داشت اگر خاطی باشد چه کار میکنم پرسید: عصبی میشوم؟ دعوا میکنم؟ این دیدگاه را بقیه هم تأیید میکردند. با وجود این که جلسه خوب داشت پیش میرفت و در نهایت پذیرفته شدم، اما به خاطر سابقه کارگاهی و صنعتی کم من گفتند که نمیتوانیم همکاری کنیم چون دانشجو هستم. در نهایت تاریخ کار هم از ۷ تا ۷ تعیین شده بود و گاهی روزهای تعطیل هم بود.
روز تجربهام از مصاحبه کارشناس صنایع در شرکت کروز را به شکل تازه و واقعی بازنویسی میکنم. ابتدا با هماهنگی دفتر استخدام، قرار مصاحبه برای ساعت سه و سی بود و من تا حدود پنج بعد از ظهر در انتظار احضار بودم؛ هیچکس برای رفتن به مصاحبه سر وقت حاضر نشد. سوالات کتبی به زبانهای فارسی و انگلیسی مطرح شد و سپس کار با اکسل ادامه یافت. در ادامه، مدیر واحد به صورت جداگانه با من صحبت کرد. سوالهایی که پرسیده میشد مربوط به دوران کارشناسی من بود و از برخی نکات اطلاعی نداشتم؛ او با رویهای نسبتا تحقیرآمیز با عدم پاسخگویی من کنار میآمد. همچنین سوالاتی خیلی شخصی مطرح شد مانند شغل والدین و همخانوادهها، دانشگاههای محل تحصیل، وضعیت تأهل یا مجردی، آدرس زندگی، محل کار فعلی، هماتاقیها و تحصیلات و شغلشان. وقتی دوباره برای تعیین وقت تماس گرفتند، من در سفر بودم و بهخاطر مصاحبه مجبور شدم برنامهام را تغییر دهم و سریعا بازگردم. وقتی به کارخانه رسیدم، حراست گفت کسی برای هماهنگی مصاحبه با آنها صحبت نکرده است و آقایان و خانمی که گفتند با من قرار گذاشتهاند از صبح امروز حضور نداشتند؛ این بیسدیترین شکل ممکن بود؛ انگار مرا فریب داده بودند. پس از چند تماس از طرف حراست بهخاطر ناراحتیام، یکی از واحدها با من تماس گرفت و مرا به بخش مربوطه بردند. یک آقای جوان از پرسنل آنها با من مصاحبه کرد که هیچ اطلاعی از فرایند مصاحبه نداشت و از من میپرسید که چه سوالی باید از من بپرسند یا آیا قبلا به آن سوالات پاسخ دادهام؟ و با نگاهی بیاحترام و توهینآمیز با من رفتار کردند. آنها مشغول چت و با گوشی خود بودند و به جوابهایم توجه نمیکردند و از من میخواستند دوباره توضیح بدهم. وقتی از مصاحبه برگشتم انتظار داشتم حداقل با من تماس بگیرند و بابت این سردرگمی و بینظمی عذرخواهی کنند، اما هیچکس تماسی نگرفت و درباره نظرشان نسبت به من هم صحبتی نکردند. با وجود شهرت کروز و داشتن اسم بزرگ، تجربهام از نظم و رفتار انسانی در آنجا ناامیدکننده بود. خوشحال بودم که آنجا کار نمیکنم و هیچوقت دوباره برای این شرکت درخواست نخواهم کرد.
برای مصاحبهی قالبسازی به کارخانه کروز در بزرگراه فتح رفتم؛ آن روز سرد دی بود و از بس سردرگم شده بودم که بالاخره فهمیدم وقت مصاحبه رسیده است. بعد از ورود، همراه با سه نفر وارد اتاق شدم و برخوردها خیلی خشک بود، گویی با من مثل فردی خطرناک رفتار میکردند. یکی از آنها مسنتر بود و دو نفر دیگر جوانتر بودند؛ سوالات آنها بیشتر دربارهی زندگی شخصیام بود تا بحث فنی. هیچکدام از آنها به پرسشهای تخصصی پاسخ نمیدادند، فقط دربارهی ساعات کاری صحبت کردند، شیفتها و تعطیلات را طرح کردند و اینها برایم خیلی ناامیدکننده بود. فضای مصاحبه آنقدر نامطلوب بود که احساس کردم هیچ بحث فنی انجام نمیشود و فقط از ساعات کار تا مرخصی صحبت شد. جو حاکم در سالن مصاحبه توأم با حالتی خیلی خشک و نامناسب بود و در نهایت حس کردم رفتار مصاحبهکنندهها بیشتر توهینآلود بود تا حرفهای. واقعا حیف است که چنین شرکت عظیمی چنین تجربهای از استخدام ارائه دهد و امیدوارم که برای کارکنانش بهبود واقعی ایجاد شود.
روزگار کاری من در کروز تجربهای تلخ بود و در طول سه تا پنج سال با این شرکت به صورت تماموقت همکاری کردم، که سال آخر آن برابر با ۱۴۰۰ بود.