مصاحبه مدیر مالی
تجربه کاری مصاحبه مدیر مالی در گروه توسعه فناوری اطلاعات هزاردستان
امتیاز ۱.۰ از ۵.
باورم نمیشود که چنین تجربهای در دنیای کار پیدا کنم؛ انتظارم از یک شرکت جوان و دغدغهمند به کلی تفاوت داشت با آن چه دیدم. در نخستین نشست، احساس کردم مصاحبه تنها جنبه آشنایی با تکنیکهای ارزیابی داشت و نه ارزیابی واقعا سازندهای برای من بهعنوان کاندیدای مالی. روند مصاحبه بیش از حد طولانی بود و برخی سوالها یا فعالیتها به نظرم صرفا وقتگیر میآمدند و بیشتر شبیه نظرسنجی داخلی شرکت بود تا یک ارزیابی حرفهای. همچنین با درخواست ارائه راهحل برای برخی مشکلات داخلی مواجه شدم که فکر میکنم نیازمند مشاوره تخصصی و پرداخت هزینه بود و ربطی به فرآیند مصاحبه نداشت. جالب اینکه از قبل در سایت شرکت رد شده بودم و این روند ادامه کار را برایم ادامهدار و غیر حرفهای نشان میداد. من تا پایان مصاحبه با احترام به حرفهام حضور داشتم، اما تصمیم گرفتم تجربیاتم را بهطور روشن با کسانی که ممکن است بهزودی با همین روند روبهرو شوند به اشتراک بگذارم تا واقعیت کار در چنین محیطی کمتر گمراهکننده باشد.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من برای گروه توسعه فناوری اطلاعات هزاردستان رزومه فرستادم، نه به خاطر نیاز فوری کار بلکه فقط برای امتحان کردن وضعیت بود و از کار فعلیم رضایت داشتم. تعریفهای زیادی درباره شرکت شنیده بودم و فقط یک خلاصه ساده فرستادم تا به من زنگ بزنن و نشان بدن که از باکلاسبودن استقبال میکنن. در نخستین تماس، پرسشهای تکراری مطرح شد که پاسخشان با یک جستجوی ساده در گوگل آشکار بود؛ از آیندهام پرسیدن و اینکه چطور میتونم نسبت به ناراحتی دوستانم واکنش نشان بدهم. در جلسه دوم، که اکثر افراد از آن رد میکنند، دوباره سوالاتی با محور رفتار مطرح شد و مسیر انتخابیام را زیرسوال بردند. در نهایت یک سوال نسبتا ساده درباره فرمولنویسی مطرح شد: چه توابعی بلد هستم و چند تا تابع تاپ اکسل را گفتم. انتظار داشتند که بتوانم بهسرعت روی پنجره صحبتها داشبورد و VBA را توضیح بدهم، اما آن سوال کاملا کارشناسینشده به نظر میآمد چون این توابع هر کدام دوره جداگانه دارند و میانگینبودن توابعی مثل این نیستند تا در یک دقیقه توضیح داده شوند. بهطور کل حرف من درباره سیاست شرکت این بود که مصاحبه برایشان جزئی از وظایف اعضا است و با این مصاحبهها دایما اطلاعات جدیدی به دست میآورند؛ از من و شما هم رفتار و هم جنبه فنی را میسنجند تا برای شرکتشان استفاده کنند. به دنبال تجربه برای افراد بیتجربه ایده میدهند و برای باتجربهها هم نکتههایی دارند که لزوما کارشان را بهراه درست هدایت نمیکند. امید دادن و ناامیدکردن یک آدم با انگیزه را نمیپسندم و فکر میکنم استفاده از ایدهها همواره بهخوبی تنظیم نشده است. توصیهام این است که اول امیدوار باشیم، اما رویاپردازی بیپشتوانه نداشته باشیم. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت: کار تیمی